معرفی شاعر:
ترجمه و تهیه: آرش رادمنش
![]() |
گری سوتو (Gary Soto) متولد فوریهی ۱۹۵۲، در فرزنو کالیفرنیا زندگی آغاز کرد. والدینش آمریکایی ـ مکزیکی و از طبقهی کارگر بودند. برادر بزرگی داشت به نام بابی و دبرا، خواهر کوچکی که به شکلی تراژیک از ناحیهی چشم معلول شده بود. در جوانی کارگر معدن سن وواکین بود و از همان دوران به شکلی غیر آکادمیک مجذوب شعر شد. وارد کالج شهر فرزنو شد و از آنجا به دانشگاه ایالتی کالیفرنیا رفت. سپس در همان دانشگاه به مطالعهی فنون شعر پرداخت و مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبا را به دست آورد.
نخستین مجموعهی شعرهای او به نام عناصر سن وواکین (The Elements of San Joaquin) به سال ۱۹۷۶ برندهی جایزهی ملی انجمن شعر آمریکا شد و در ۱۹۷۷ انتشار یافت. «نیویورکتایمز» با تجدید چاپ شش شعر کتاب از آن استقبال کرد. شعرهای این کتاب تصویری مخوف و شوم از زندگی مکزیکی ـ آمریکاییهای سنترال الی ارائه میدهد. از آن زمان او مجموعههای شعر بیشماری از جمله یک طرح ساده (۲۰۰۷)، یک نوع از ایمان (۲۰۰۳) و کالج سال سومیها (۱۹۹۷) منتشر کرده است.
مجموعهی اشعار جدید و انتخابی (۱۹۹۵) سوتو فینالیست جایزهی ملی کتاب آمریکا شد. بقیهی کتابهای او عبارتاند از: ابلیس آواز/ سرود آشنا (۱۹۹۴)، نغمههای اهل محل (۱۹۹۲)، راه خانه در مذهب (۱۹۹۱)، چه کسی ما را میشناسد؟ (۱۹۹۰)، مو مشکی (۱۹۸۵)، آنجا که گنجشکها سخت کار میکنند (۱۹۸۱)، قصهی آفتاب (۱۹۷۸).
سوتو متأثر از شاعران بسیاری از جمله پابلو نرودا و ادوارد فیلد، شعرهایی نوشته
است
که بر تجربیات زندگی روزمره متمرکز شده و زندگیاش را به عنوان یک چیکانو (مکزیکی ـ
آمریکایی)، در آنها منعکس کرده است.
«جویس کارول اوتس» دربارهی کارهای او گفته: «شعرهای گری سوتو سرشار است از سرعت،
بامزگی، آرامش، قوت قلب و به شدت باورپذیر است؛ درست مانند یک نامهی عاشقانهی
محو، یا گوش کردن به موسیقیای که از یک ماشین در حال عبور پخش میشود؛ تکههای
وصلهشدهی زیبایی، انگار تکههای وصلهشدهی آفتاب؛ تپش ناب زندگی.»
او دو رمان عاشق شعر (۲۰۰۱) و نیکل و دایم (۲۰۰۰)؛ یک شرححال به نام «سر تا ته
خیابان» (۱۹۸۵)، که جایزهی کتاب ۱۹۸۵ کلمبوس را برایش به ارمغان آورد؛ و کتابهای
بیشماری برای کودکان و نوجوانان نوشته است. همچنین ویرایش و تنظیم سه گلچین ادبی
«پاره های دل» (۱۹۹۳)، «کودکی کالیفرنیا» (۱۹۸۸)، «ورود: چهار شعر لاتین» (۱۹۷۶) را
انجام داده.
از جمله افتخارات او مدال «اندرو کارنگیا»، جایزهی ملی انجمن شعر آمریکا، جایزهی
«نیشن/ دیسکاوری»، جایزهی «بس هاکین» و جایزهی «لوینسن» از مجلهی شعر است. او
همچنین عضویت هیأت علمی انجمن هنر کالیفرنیا، بنیاد گوگنهایم و سازمان اوقاف هنری
را دارا میباشد.
سوتو پس از آنکه در سال ۱۹۹۴، با هدف پرداختن تماموقت به کار نوشتن تدریس را رها کرد، سال ۲۰۰۳ دیگربار در دانشگاه کالیفرنیا واقع در برکلی آغاز به تدریس کرده و تا امروز آن را ادامه داده است. او اکنون ساکن کالیفرنیای شمالی است و در حال تکمیل کتاب شعر جدیدش «کمی تا قسمتی ابری: شعرهای عشق و اشتیاق» است، که بهار ۲۰۰۸ چاپ خواهد شد.
برای اطلاعات بيشتر دربارهی اين نويسنده به اين آدرس مراجعه کنيد:
http://www.garysoto.com
همچنين برای خواندن شعر «شنبه در کنار آبراه» به زبان اصلی به آدرس زير مراجعه کنيد:
http://www.khazzeh.com/original/saturday.at.the.canal.htm
* * *
شنبه در کنار آبراه
نوشتهی: گری سوتو
ترجمه: آرش رادمنش
امیدوار بودم هفدهسالگی خوشی داشته باشم
مدرسه ضربدری پررنگ بود در دفتر حضور و غیاب،
بعدازظهر یک شیپور چندشی هی مینواخت چون تیم ما
میخواست برنده شود آن شب. معلمها به آب و آتش میزدند
برای سر درآوردن از کار ما. راهرو پر بود از
بوی بنجلها و موهای نشسته. پس، دوستم و من
نشسته به آب نگاه میکردیم شنبه، هیچکدام خیلی حرف نمیزدیم،
گرم میکردیم خود را با انداختن سنگهای بزرگ بر روی زمین خاکی
و احساس بدی بهمان دست میداد از این که سانفرانسیسکو
تنها کارتپستالی است بر روی دیوار اتاق خواب. ما میخواستیم
برویم آنجا، آوتو استاپزنان، زیر آخرین دستهی پرندگان مهاجر
و با مردمی باشیم که چیزی بیشتر از سه سیم روی گیتار میدانند.
ما سیگار نمیکشیدیم و مشروب نمیخوردیم، اما
موهایمان که تا شانه میرسید، وحشی بود وقتی باد برمیخاست
و سایههای این تنهایی، زمین هرزه را در بر میگرفت. با اتوبوس
یا سواری، با تکانهای قطار روی یک پل بلند، ما میخواستیم
برویم از اینجا. ما نشسته در کنار آبراه، یخ زد زمان.
چشمهامان دنبال میکرد آب را،
که با لبههای سفید اما زیرش سیاه، دوان خارج میشد از شهر...