پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


چهار شعر از نورالله وثوق

نورالله وثوق
wosuq@hotmail.com


« صورت خمپاره‌ای »

تمام صورتش خمپاره‌ای بود
دلش تا ناکجا آواره‌ای بود
به خون آغشته دیدم کودکش را
اگر چه روی او مهواره‌ای بود




« خط باور »

ز بس رایانه‌ها را سر کشیدم
به رای خود خط باور کشیدم
پیامک‌های خونین را چو دیدم
به روی دیده‌ام خنجر کشیدم




« تماشاچی »

میان‌تان یکی درد آشنا نیست؟
دل خونین ما را هم‌نوا نیست؟
تماشاچی درد ما جهانی است
نمی‌بینی که این‌جا جای پا نیست؟




« کیفیت تصویر »

چه جویی رنج بی‌تقصیر ما را
صدای درد عالمگیر ما را
دمی در خرمن سیمای آتش
ببین کیفیت تصویر ما را


کابل ـ ژانویه‌ی ۲۰۰۹