پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


دو غزل از نورالله وثوق

نورالله وثوق
wosuq@hotmail.com


« لنز سیاهی »

ناباوران فلسفه‌ی شیک ابرها
ماییم و باز پوشش آنتیک ابرها

خورشید را به چنگ اسارت سپرده‌اند
باید که رفت از پی تبریک ابرها

در هرچه دیده لنز سیاهی نشانده‌اند
صد آفرین به این همه تکنیک ابرها

پا را به پای سایه‌ی همسایه سوده‌اند
یاران انتحاری تحریک ابرها

هم‌داستان وسوسه‌ی عشوه گشته‌ایم
قربان دست و پنجه‌ی شلیک ابرها




« مناره‌ی احساس »

اين‌جا هوای خلوت ديدار يخ زده است
چشم به ره كشيد‌ه‌ی خونبار يخ زده است

تابوت خنده‌های مرا باد برده است
پای نگاه خسته به تكرار يخ زده است

از ذهن باغ جلوه‌ی ناز شكوفه رفت
اعصاب در گرفته‌ی گلزار يخ زده است

آواز گرم دخترک گل‌فروش كو
آ‎غوش ناز نازی بازار يخ زده است

فريادی از مناره‌ی احساس برنخاست
گل‌دسته‌های خطه‌ی ايثار يخ زده است

مرديم و در خطوط دل‌انگيز ياد ما
نقش هزار شوخ پريوار يخ زده است