جهان داستان
مقالستان جهان انديشه جهان شعر
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « نقد داستان » در خزه:



نمی‌خواهم روی ماه خداوند را ببوسم
امير صادقی  (31 اردیبهشت 1387)

(نقدی بر کتاب «روی ماه خداوند را ببوس»)
درست است که داستان نه قالبی برای شرح واقعیت‌های زندگی آن‌چنان که اتفاق می‌افتند هست؛ ولی باید در نظر داشت که نباید از واقعیت هم به دور باشد. داستان قالبی است که تخیلات نویسنده، آن‌چنان در آن بیان می‌شود که خواننده آن را واقعی بپندارد؛ و اگر نویسنده‌ای موفق به این کار نشد که خواننده وقایع، ‌روابط و گفته‌هایش را باور کند در مقصود خود ناکام مانده است. در داستان بلند «روی ماه خداوند را ببوس» در جاهای بسیاری خواننده از داستان پرت می‌شود و از آن فاصله می‌گیرد، چون که نمی‌تواند آن را باور کند...


ادبیات اینترنتی را جدی بگیریم.
منصوره اشرافی  (15 مرداد 1386)

(نقد داستان «ملاقات با هیلدا»، از «مانی. ب» درج‌‌شده در نشریه‌ی اینترنتی «هزارتو»)
پوشیده نیست که در حال حاضر تمامی بار ادبیات بر دوش کاغذ گذاشته نشده است و در این میان اینترنت هم، سهمی را از آن خود کرده است. ما بنا بر سبک و سیاقی دیرپا عادت کرده‌ایم که به ادبیات ـ غیر از مقوله‌ی شفاهی آن ـ به چشم کلمات نوشته‌شده بر کاغذ نگاه کنیم، ادبیات را تا به حال در قالب کلاسیک آن یعنی کتاب شناخته‌ایم و با آن انس گرفته‌ایم. گمان می‌کنیم ماندگاری نوشته‌ها و کلمات بر روی کاغذ متحمل‌تر است، در حالی که اکنون و در عصر حاضر به خاطر سهولت در ارتباطات، ادبیات اینترنتی می‌تواند خیلی راحت‌تر و سریع‌تر به دست مخاطبان خود برسد...


... و خطابه‌های تدفین است
اصحاب خزه  (31 خرداد 1386)

(توضیحی درباره‌ی «شب‌های تماشا و گل زرد»، مجموعه‌ی داستان از جمال میرصادقی، نقدی از قاسم هاشمی‌نژاد)
!woof! woof! woof... آدم را به فریاد می‌آورد این اثر. عاصی می‌کند. به ستوه می‌آورد و با کلام چاپی عقیم و عایق و اخته‌اش به گلاویزی می‌کشاند. مرگ‌نامه است این، خطابه‌ی تدفین است و مبتذل و بی‌مایه است. و آدمی را به رقت می‌آورد. و دست آخر آن که «هیچ» است. با این همه از همین هیچ است که سخن می‌خواهم بگویم و اگر از قلمرو «نقد» گریخته‌ام و به خشم میدان داده‌ام، برای آن است که این اثر مطلقن در قلمرو نقد نمی‌گنجد...


نقدي بر كتاب راه شيري
ملک‌ابراهيم اميری  (5 بهمن 1382)

شايد «راه شيري» بي نياز از ويرايشي عمومي و نهايي نباشد، رسيدن به زبان و نثر معيار، پس از سد سال داستان نويسي نوين و با وجود ده ها مدافع و سدها مدعي، ضروري و بي اجتناب است تا در غياب مديريت بحران نقد ادبي، نويسندگان چنين، خود، آن را نمايندگي كنند...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب