جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

غزلی در نوميدی

ابراهيم احمد
آثار ديگری از اين نويسنده


شور شيرين تيشه‌ی فرهاد می‌خواهد، که نيست
عشق، اول وادی آباد می‌خواهد، که نيست

اين کويرستان ظلم صاحبان زور و زر
نعره‌ای خاراشکن ز اسفنديار راد می‌خواهد که نيست

بند بند هستی اينک بر ستم شد استوار
پهلوانی دشمن بی‌داد می‌خواهد که نيست

در سکوت بی‌حيای بر لب ِ ما و شما
قدرت بشکوه موج و مشتی از فرياد می‌خواهد که نيست

اين شبستان سياه ِ از نفس‌افتادگان
هجمه‌ی توفان زياد است باد می‌خواهد که نيست

رقص همپای تو، باری مولوی‌وار ای عزيز
جام ناب باده، قلب شاد می‌خواهد که نيست (1)

مدرس ما کودکان قهر با شعر و کتاب
بار ديگر يک سياوش رستم فرزاد می‌خواهد که نيست

راه دربردن از اين شش (6) آوران از هر جهت
تاس بايد، مهره بايد، تيزی نراد می‌خواهد که نيست

الغرض اين در قفس مرغ اسير نغمه‌دان
آسمانی تازه از انديشه‌ای آزاد می‌خواهد که نيست


پی‌نوشت:
(1) ـ اشاره به اين بيت از مولانای کبير است:
«يک دست جام باده و يک دست زلف يار
رقصی چنين ميانه‌ی ميدانم آرزوست.»

نسخه‌ی قابل چاپ   18 مهر 1383    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب