جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

با زبان «قدس»

ابراهيم احمد
آثار ديگری از اين نويسنده


شعری از محمود درويش، شاعر معروف عرب
به خاطر مرگ شهادت‌واره‌ی چريک پير فلسطين، ابوعمار که همان ياسر عرفات باشد.

ترجمه: ابراهيم احمد


ـ قصه‌هايی از عشق‌های اساطيری گذشته
گل‌هايی از باغچه‌های کهنه و قديمی
مرا به درگاه خانه‌ی تو پيوند داده است
ـ کوی و خيابان، شهر و شعر
مرغان مهاجر و مرد پير دستفروشی که شيرينی‌های خوش‌بو می‌فروخت

من، پشيمان نيستم، از نگاهم به گل‌ها
افسرده‌ام، از ديدن اين خيابان‌ها
صدای تو، رپارپ باران!
آنگاه که فرياد می‌زنی:
ـ «همه‌ی «افتخار» از آن من است
محبوب من!
به وسعت تمام آسمان‌ها، گريه می‌کنم،
تا، که فرياد بلند تو،
ستاره‌ی «شش پر» را بشکند

تمام‌قد، می‌ايستم
و در می‌زنم،
          تا تو، از انتهای دالان،
                         به پاسخ لب بگشايی
تمام‌قد می‌ايستم،
«افتخار» را برای تو، ارمغان آورده‌ام
می‌خواهم قبله‌ی آخرينمان را تصوير کنم
صدا کن مرا،
           من، با زبان «قدس» پاسخت می‌دهم.

نسخه‌ی قابل چاپ   5 آذر 1383    ||    ( شعر ترجمه )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب