جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

ما و مدرنیت، کتابی از داریوش آشوری

محمد ايوبی
m.ayoubi@khazzeh.com
آثار ديگری از اين نويسنده


بعضی از آثار، به دلیل مرارت و زحمتی که مؤلف می‌کشد و آن چنان حاصل تحقیق و دانسته‌هاش را عادلانه و با صداقتی ذاتی و لازم، کنار هم می‌آورد که مشخص است نویسنده، نه تنها مسئولیت نوشتن و اندیشیدن را حس می‌کند، در فکر تسری دانسته‌های خود، نیز هست. این اندیشمندان اهل قلم از گروه آدمیانی هستند که تنها به فکر غرق نشدن خود نبوده‌اند و سعی کرده‌اند «که بگیرند غریق را».
داریوش آشوری، یکی از این گروه انگشت‌شمار است. در کارهایی که انجام داده چراغ‌ها برافروخته در راه‌هایی تاریک، برای رهروان مستعد بعدی، تا در نور، بهتر راه پیش‌رو را ببینند و آگاهانه‌تر طی طریق کنند. داریوش آشوری، مثل چند تن دیگر، در انتشار کارهای خود، نه در اندیشه تجارت است، نه جذابیت شهرت، (لااقل حالا که به شهرت و نام نیک رسیده).

به گمان من این گروه، برای آگاهی دیگران ـ مخصوصاً ایرانیان ـ می‌نویسند، یعنی به فکر اجر معنوی ـ شاید ـ باشند (که معمولاً ما نوادگان کورش و فتحعلیشاه و حاج میرزا آغاسی، حتا از این اجر معنوی هم، طفره می‌رویم) این آثار صادقانه‌ی استوار بر تحقیق و تفحصی جانانه، همیشه نو و تازه می‌مانند و حتا گاه به فراخور مسایلی که طرح کرده‌اند، مبدل می‌گردند به کتاب‌هایی بالینی و مأخذی.
ما و مدرنیت داریوش آشوری، از همین سنخ است. پس اهمیتی ندارد، اگر از آن به وقت چاپ، یا چند سال بعد، حرفی به میان آید. (هرچند صاحب این قلم، وقت انتشار ما و مدرنیت، یادداشتی البته مختصر در معرفی کتاب نوشتم و جایی چاپ کردم.) بنا به همین اعتقاد است که امروز به معرفی این اثر پرداخته‌ام و اضافه می‌کنم، باز در آینده، دیگرانی هم پیدا بشوند و از این کتاب حرف بزنند.

ما و مدرنیت

لابد هم‌نسلان من، به یاد می‌آورند زمانی را که مرحوم جلال آل احمد، غربزدگی خود را منتشر کرد، که البته در آن روزگار، چاپ و نشر چنین کتابی، هم جرأت می‌خواست و هم در چنان تنگنایی لازم و ضروری می‌نمود. اما به دلیل هیاهویی ـ فعلاً به درست و غلط آن کاری نداریم ـ که کتاب غربزدگی به راه انداخت و دیگران بسیاری این هیاهوها را مضاعف کردند، کتاب از صافی نقد منتقدی آگاه، رد نشد‌. بسیارها، فقط به تعریف و تمجید غربزدگی بسنده کردند و شاید به دلیل حساسیت موضوع، همین تعریف و تمجیدها را به صورت نوشتار درنیاوردند و توی کافه‌ها و نشست هنرمندان در چند کافه و رستورانی که به صورت پاتوغ هنرمندان درآمده بود به تعریف و تمجیدی شفاهی دست زدند. تنها چند نفر، یادداشت‌هایی در حد معرفی اینجا و آنجا قلمی کردند. اما داریوش آشوری، متعهدانه و بدون غرض به نقد غربزدگی آل احمد نشست و ایرادهایی را مطرح کرد، که امروز بعد از این همه سال، دریافته‌ایم، درست گفته و نوشته بود. اما تب و شوق غربزدگی، مانع درک همین مسایل و مطالب، در آن روزها شد. شاید خیلی از هم‌سالان من آن روز از نقد آشوری اخم کردند و حتا برآشفتند تا داوری ما مخاطبان نقد غربزدگی، حالا بعد از گذشت سال‌ها، اصولی‌تر شود، خوشبختانه، آشوری همان نقد را در ما و مدرنیت آورده با این توضیح لازم:
«این مقاله (یعنی هشیاری تاریخی: نگرشی در «غرب‌زدگی» و مبانی نظری آن) نخستین بار در نشریه‌ی بررسی کتاب درسال ۱۳۴۶ منتشر شد و در مجله‌ی خوشه به سردبیری احمد شاملو در همان زمان تجدید چاپ شد. متن کنونی با اصلاحاتی در آن مقاله در مجموعه مقاله‌ای باعنوان نگرش‌ها در سال ۱۳۴۸ آماده‌ی نشر شده بود که مأموران ساواک کتاب چاپ شده را از چاپخانه بردند و خمیر کردند.
این مقاله براساس چاپ یکم غربزدگی نوشته شده است و آل احمد بر اساس انتقادهایی که در آن به متن غربزدگی شده بود در بازبینی کتاب در آن اصلاحاتی کرد و از لغزش‌ها و ناپختگی‌های علمی و اطلاعاتی آن کاست، ولی دیدگاه‌های نظری آن را دست نخورده به‌جا گذاشت. بنابراین، برخوردهای نظری این مقاله با نظرگاه‌های آن کتاب همچنان مطرح است. افزون بر آن، این مقاله به عنوان یک برخورد سنجشگرانه با دیدگاه‌های کتاب غربزدگی هنوز می‌تواند برای کسانی که جدال‌های نظری را در تاریخ روشنفکری دهه‌های اخیر ما پی‌جویی می‌کنند نکته‌های آموزنده‌ای را در بر داشته باشد و همچنین یکی از سرحلقه‌های مقاله‌های من در زمینه‌ی پی‌جویی مسایل مربوط به هویت فرهنگی ما و بحث رویارویی «شرق» و «غرب» و مفهوم «غربزدگی» است و از این جهت در این سلسله پی‌جویی‌ها همچنان جایی دارد و از این نظر چاپ دوباره‌ی آن در این مجموعه بی‌جا به نظر نمی‌رسد.» (پاورقی صفحه ۱۳ و ۱۴ ما و مدرنیت)

۱۶ مقاله در ما و مدرنیت آمده است، هرکدام به تنهایی می‌تواند خوراک مفصل نقد منتقدی را فراهم کند. اما متأسفانه یکی از اشکالات نشریات اینترنتی تازه راه افتاده در ایران و جهان، کمبود جا و مهمتر سرباز زدن مخاطب این نشریات است از مطلبی که بیشتر از دو بند باشد. پس این مطلب را فقط به حساب معرفی ما و مدرنیت بگذارید:

اصولاً، ما ـ با کمال تأسف ـ دیرزمانی است گرفتار استعماریم، یک طرف این چپاول، استعمارگر است و طرف دیگر آن استعمارزده. صد البته، ما در این خصوص تنها نیستیم، کشورهای بسیاری مثل ما بوده و هستند. کشورهایی که زمانی آن‌ها را جهان سوم می‌خواندند، بعد مرسوم شد کشورهای عقب مانده، یا عقب نگه داشته شده، خوانده شوند (فعلاً کار نداریم این اسامی درست بوده‌اند یا غلط) در برابر کشورهای اسیر استعمار، کشورهای پیشرفته قرار دارند که قدرت استفاده از صنعت و مدرنیته را، به خود اختصاص داده‌اند، ‌در این راه، زحمت هم کشیده‌اند، اما اشتلم و زورگویی هم داشته‌اند، کلک و نیرنگ هم زده‌اند، دخالت‌ها هم کرده‌اند در کشورهای آماده‌ی پذیرش استعمار، که خود این کشورها نخواسته‌اند البته. اما فراموش نکنیم قرن‌ها پیش سنایی خود ما گویا سروده باشد چو دزد با چراغ آید، گزیده‌تر برد کالا. تمام مقالات ناب ما و مدرنیته، در اطراف همین مسایل است. مسایلی که هویت آدم شرقی را مطرح می‌کند. خواندن این ۱۶ مقاله، سودها دارد، یکی از سودهاش، شناختی است عمیق‌تر که انسان شرقی از خود پیدا می‌کند. اگر این شناخت اصولی باشد مسلماً به دیگران، مخصوصاً به چهره‌ی استعمارگر، تسری پیدا می‌کند. اگر حمل بر زیاده‌گویی نشود، من از خواندن ما و مدرنیت اگر بیشتر از خواندن «چهره‌ی استعمارگر و استعمارزده‌ی» آلبر ممی، لذت نبرده و سودها نگرفته باشم، به جرأت می‌توانم بگویم، لذتی کمتر و نیز سود کمتری، نبرده‌ام. با این آرزو که قلم داریوش آشوری پربارتر از همیشه و عمرش طولانی باد، حرف را تمام می‌کنم.

نسخه‌ی قابل چاپ   12 اردیبهشت 1383    ||    ( معرفی و نقد کتاب )    ||    نظر خوانندگان ( 2 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


نايب  [www|@ ] :   (پنجشنبه، 24 فروردین 1385، ساعت 05:52)

باسلام يكي ازطرفداران نظريات شما دوست دارم مقالاتشمارا در آدرس اينترنتي خود داشته باشم دوستارشما


siavash  [www|@ ] :   (دوشنبه، 26 بهمن 1388، ساعت 02:15)

سلام
کتاب ما و مدرنیت از کجا میشه پیدا کرد





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب