|
اردیبهشتیها |
دانيال بويايی
|
![]() |
خوشبختانه نويسندگان و شاعران متولد اردیبهشت، هم بسيارند و پر و پيمان، هم از
نقطهنظر نگاه و زبان، باهم متفاوتند و بيشترشان به زبان و سبک خاص و شخصی خود
رسيدهاند و اين نکته از نگاه منتقدان، اساسیترين قلهی هنری است که نويسنده و
شاعر آن را فتح میکند و میرسد به جايی که بدون امضا، مخاطب پی به خالق اثر
میبرد.
اما پيش از ورود به تاريخ ادبيات معاصر، به دليل اردیبهشتی بودن «محمد مختاری»
بايد تقاضايی داشته باشيم از هر جناب مستطابی که انشاءالله بزودی زود، بر اريکهی
رياست جمهوری اسلامی ايران تکيه میزند. اين خواهش را به اين دليل پيش کشيدهايم که
نويسندگان و شاعران جزء اين ملت هستند و میتوانند از رئيسجمهور آيندهی خود
خواهشی ـ آنهم مشروع و منطقی ـ داشته باشند.
اصولاً اين خواسته از آنجا منشأ میگيرد که:
۱ـ ما در کشوری زندگی میکنيم که حکومتش جمهوری اسلامی است و اسلام دين رحمت است
و عدالت و انصاف و در جهت همهگيری عدالت و انصاف اسلامی است که حضرت علی (ع) در
محراب شهيد میشوند و در ادامهی گسترش حق و انتشار آزادی و آزادگی است که
فرزندانش، هرکدام به فتنهای شهيد شدهاند.
۲ـ رئيس جمهوری که به سلامتی روزهای آينده با رأی مردم انتخاب میشود، چه آنطرفی
باشد، چه اينطرفی، چه معمم باشد چه مکلا، انتخاب میشود تا از جانب مردم پاسدار
آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی، فرهنگ و ادب باشد و آزادیهای مشروع و طبيعی و
مردمی و اصولی همگان را حافظ باشد و مسلماً هيچکس روا نمیدارد که کسانی خودسرانه
(!)، نويسندهای را به قتل برسانند و جسدش را در بيابانها رها کنند (چنانکه در حق
محمد مختاری چنين ستمی شد).
۳ـ پس، از رئيسجمهور آينده ـ هرکس که باشد ـ میخواهيم در حفظ جان و آزادی آحاد
مردم، سختکوشی را سرلوحهی آغاز رسالت مبارک خويش بداند و نيز اين نکته از ياد
نرود که نويسنده هم جزء همين مردم است و دريغ است که حرام شوند، چنانکه مختاری شد.
* * * * * * *
![]() |
محمد مختاری:
پژوهنده، مترجم، محقق در اساطير و شاهنامهشناس، نويسنده و شاعر قدر در اول
ارديبهشتماه ۱۳۲۱ در مشهد متولد شد. شاعر، متين، صاحب انديشه و سبک شخصی بود. در
نقد شعر بسياری از شاعران مطرح مثل فروغ و شاملو و... کارهايی ارزنده از او به چاپ
رسيده.
رنجهای سرنوشتی شاعران را متحمل شد و دريغ که دردهای ناسرنوشتی نيز بر او تحميل
گشت. از هرنظر صاحب تجربه بود، انسان معاصر را میشناخت و با دردهای انسانی بيگانه
نبود. دفتر شعر «در وهم سندباد» را انتشارات پيوند در سال ۱۳۵۵ از او منتشر کرد.
«بر شانهی فلات» او توسط انتشارات توس در ۱۳۵۶ منتشر شد.
شاعر را در روزهای اوليهی آذر ۷۷، زمانی که برای خريد شير از خانه بيرون رفته بود،
جانيانی خودسر ربودند و درنهايت دوازهم آذرماه، جسدش را در بيابانها يافتند
درحالیکه گويا کابلی دور گردنش بسته شده بود.
* * * * * * *
![]() |
محمد محمدعلی، نويسنده:
متولد هفتم اردیبهشت ۱۳۲۷ تهران است. نويسنده در داستانهای نخست خود، يعنی «درهی
هندآباد گرگ» و «از ما بهتران» و «بازنشستگی» (هرسه مجموعه داستان هستند) رئاليستی
راحت و روان را تجربه کرده است. رئاليستی که در حد و حدود رئاليستنويسان نسل اول
به حساب میآيد.
در کارهای بعدی است که قدری از رئاليسم پا فراتر میگذارد. يعنی در «رعدوبرق
بیباران» و «نقش پنهان» و مخصوصاً «باورهای خيس يک مرده» (که هرسه رمان هستند) به
رئاليسم جادويی میرسد (با کمی تسامح در فرم البته). به هرحال، محمدعلی، در کار
خود، اينک صاحب سبک است و مهمتر از همه از تجربه هراس نمیکند. از کارهای ديگرش
غير از داستان بايد به سه گفتگوی او با احمد شاملو، محمود دولتآبادی و مهدی اخوان
ثالث اشاره کنيم که در نوع خود کمنظير است.
اينک نويسنده از تکرارهای خود (در موضوع و مخصوصاً فرم و پرداخت داستانها) در
کارهای اولش گذشته و البته دايرهی واژگانیاش برخلاف بازنشستگی و از ما بهتران
و... وسعت گرفته است.
* * * * * * *
![]() |
سيمين دانشور:
بانو و مادر قصهنويسی نسل دوم به بعد، نيازی به معرفی ندارد. او که همسر و يادگار
جلال آل احمد بوده، در داستانهای خود سبک و سياق خود را دارد. با «سووشون» است که
جای خود را در داستان معاصر باز میکند و «ساربان سرگردان» او در شمارگانی وسيع به
چاپ میرسد. اما برخی از منتقدان اعتقاد دارند «ساربان سرگردان»(ها) جلد (۱) و (۲)
برخلاف سووشون که شسته و روفته است مغشوش میزند و بسيار جاها به سنگر شعار خزيده و
همين ارزش ساربانها را زير سؤال میبرد.
بانوی داستان معاصر ترجمههای خوبی هم از چخوف و برنارد شاو، سارويان و پيتون و
شنيتسلر منتشر کرده است. سيمين دانشور هشتم اردیبهشت ۱۳۰۰ در شيراز متولد شده است.
عمرش طولانی و طولانیتر بادا.
* * * * * * *
![]() |
جمال ميرصادقی:
جمال ميرصادقی ۱۹ اردیبهشت ۱۳۱۲ در تهران به دنيا آمده است. صدالبته، کارهاش هم
اينک به کارهای جمالزاده و چوبک و علوی، پهلو میزنند. اما در همان حد و حدود مانده
است. رئاليست مینويسد و گاه اين رئاليسم، با ژورناليسم، خلط میشود. اينکه
نويسندهای مثل نويسندگان نيم قرن پيش بنويسد، حسن است (؟)، نمیدانيم، اما از اين
نظر جمال ميرصادقی مثالزدنی است، آنچنان که کارهای اوليهاش، با کارهای آخرش
چندان تفاوتی ندارند.
نويسنده، خوشبختانه از مشاهير داستاننويسی است و نيازی به پرگويی ما در معرفیاش
نيست. تنها آثارش را نام میبريم.
شاهزادهخانم سبزچشم و مسافرهای شب (مجموعه داستان)، شبهای تماشا و گل زرد،
درازنای شب، اين شکستهها، نه آدمی نه صدايی، شبچراغ هراس، دوالپا، آتش از آتشی،
پشهها، کلاغها...
هنوز اولين داستانش در سخن ـ مرد ـ قابل خواندن است. ضمناً نقدی کارشناسانه سی و
چند سال پيش بر کار جمال ميرصادقی، توی مجلهی فردوسی چاپ شده، که هنوز در همان حال
و هوا داستان مینويسد.
* * * * * * *
![]() |
محمد حقوقی، شاعر، منتقد و محقق:
محمد حقوقی، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۱۶ متولدشده در اصفهان. از اصحاب «جنگ اصفهان» است و
اين جنگ به دليل پرباربودن مطالب و دقيقبودن نويسندگان بر ادبيات (شعر، داستان و
ترجمه) اثرها گذاشته است.
حقوقی غير از شعر، کتاب درخشان «شعر نو از آغاز تا امروز» را در نقد و بررسی شعر
شاعران منتشر کرده که هنوز در نوع خود کتابی است مأخذ و قابل توجه و خواندن و
آموختن.
از کتابهای شعر او میتوانيم به «زوايا» و «مدارات» و «فصلهای زمستانی» و
«شرقیها» اشاره کنيم.
در ادبيات معاصر ايران، نگاهی منتقدانه به شعر و نثر ايران معاصر دارد که قابل
خواندن است و نيز دفترهايی در بررسی شعر شاعران مطرح (فروغ، نيما، شاملو، اخوان
و...) درآورده است. سلامتی او را از خداوند میخواهيم و طول عمرش را.
* * * * * * *
![]() |
قيصر امينپور، شاعر:
قيصر متولد دوم اردیبهشت ۱۳۳۸ گتوند دزفول است، يعنی لر دزفولی است. او که دکترای
ادبيات فارسی را گرفته، جزء شاعرانی است که بعد از انقلاب گل کرده است. دليل
گلکردن شعرهای او، سادگی، جذابيت، سودگيری از اوزان نيمايی و عروضی بهجا و دوری
از پرگويیهای شاعرانه است.
قيصر امينپور، دفتر شعرهای «در کوچهی آفتاب»، «تنفس صبح»، «طوفان در پرانتز» را
درآورده است.
گزيدهای از شعرهاش را انتشارات مرواريد چاپ کرده است و گزيدهی ديگرش را نشر
نيستان درآورده.
بههرحال شاعری است بسيار فعال و زنده و پیجو که اميد بسياری به آيندهی شعری او
میرود، چرا که ادامهی نيما و اخوان است در شعر فارسی معاصر.
* * * * * * *
![]() |
يدالله رؤيايی:
متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۱۱، دامغان
شاعری است نوجو، نوخواه و اهل مانيفست شعری و هياهو.
با چاپ «دريايیها»، سخت مورد اقبال جوانهای پيش از انقلاب واقع شد و چون «از
دوستت دارمها» را درآورد، دوستداران خود را متوجه اين مهم نمود که برعکس دريايیها
سخت به اشباع فرم شعری دست زده است و پيگيرانه کار میکند تا به پرچمداری «شعر
حجم» و «شعر ديگر» و... پذيرفته گردد.
«امضاءها» و «هفتاد سنگ قبر»ش را نخست در کلن و فرانسه درآورد که بعد در ايران هم
چاپ شدند.
بيشتر شعرهای اخيرش را با ياری کريستف بالايی به زبان فرانسه و سوئدی و انگليسی
درآورده است. باری، به نظر ما همان دريايیها، شاعربودن و شاعر خوب بودن رؤيايی را
(که اوايل کار به نام رؤيا شعر مینوشت) تضمين میکند و البته اينکه او از آغازگران
شعر حجم بوده و بيانيهی آن را منتشر کرده چندان ربطی به دنيای شعر نخواهد داشت.
* * * * * * *
پینوشت:
به غير از عکس رؤيايی، ديگر عکسهای متن از سايتهای «روزنامهی
همشهری» و «قابيل» برداشته
شدهاند.
يدالله رؤيايی هماکنون در اين
وبلاگ، يادداشتهای روزانه مینويسد.
5 اردیبهشت 1384
||
(
معرفی نويسنده
)
||
نظر خوانندگان ( 2 )
||
بالای صفحه


















نظر خوانندگان:
متن جالبي بود.
با درود. کارتان خواندنیست. سایت شما را لینک کردم. پیوند هایمان پیروز