جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

نابغه‌ای بودم از خواب‌های شما...

زيبا کاوه‌يی
ziba_kavehi@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


نابغه‌ای بودم از خواب‌های شما
تعبير عقيم فعل‌هايی که...
می‌ماندم
لابلای پنجره‌های شک
روز يک جايی خواب مانده بود
هوا که فسفری می‌شد پاک می‌شدم
از رسوايی قهقهه‌های کشدار
که جنون را قاب می‌زدند روی ديوار اتاق
شما مگر فکر بهتری هم داريد
يا خواب تازه‌تری؟

اولين سيلی را می‌خوردم از چايی قند پهلو
قندی ميان دلم آب نمی‌شد
زوری که نيست
حواس شما پرت چشمتان
به کورسوی خانه‌ی همسايه
درز پنجره‌هاتان مشکوک
چراغ خانه تان کور...  ت‌ ا ر
ديوانگی اما
تعريف تازه‌ی من بود لابد!


* * *

آنوقت که بند کفش تو را گره زدند
به پشت يونجه کشيده‌ی اين قاطر بی‌خيال
می‌فهمی که من سکوت همين پنجره‌ام
که عطسه می‌کند توی دلش
که آب دهان نپاشد به حقارت آفتابی كه...
راستی مگر تو چند ساله‌ای؟

نسخه‌ی قابل چاپ   7 شهریور 1383    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب