جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

عيادت

زيبا کاوه‌يی
ziba_kavehi@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


کمی آشنايی از پلک‌هايت...
دور ايستاده‌ای
و چهره‌ی مرا در پنجره قاب گرفته‌ای
فردا هم آفتاب طلوع می‌کند
دشت‌ها بی‌تاب دست‌ها می‌شوند
پاهای خسته را وام می‌گذارم
و مدت کوتاهی.....

همين جا زندانی لحظه‌های تو می‌مانم
جای دوری نمانده
نزديک‌ها دور شده‌اند

چقدر به ياد من نبودی
من نشسته بودم و
چرت شبانگاهی باد را خميازه می‌کشيدم


آن دورها
ـ انگار هميشه فقط آن دورها ـ
ساعت‌های خوشبخت‌تری ثانيه می‌دوانند

نقاشی‌های هميشگی رنگ داده‌اند
پا پس بکشی می‌ريزند
از ديوارهای هجوم عنکبوت
و مگس‌هايی که برای اين خوشبختی مزمن وزوز می‌کنند
همه چيز رنگ دست‌های مصنوعی تو شده است
رنگ گل‌های قالی پريده
پروانه‌ها سرما می‌خورند از آفتاب
تب‌نکرده هم مگس‌های موضعی
لابلای پنجره‌ها می‌پرند
پاهايم به خواب رفته‌اند
خستگی به پای خوشبختی نمی‌رسد
لحظه‌ها تنگ‌تر از عبور روزانه از درهای کوچک اين خانه
درها به سمت هياهو
ببندشان

حوصله‌ام سر رفته از اطوارهای امروزی
که هی روی بند شلوارشان بنويسند آزادی
توی چشم‌هايشان تار بکارند
به انتظار مگسی...

ظاهر اين شهر ديگر سياه نيست
رنگارنگی اين خيابان حال آدم را می‌گيرد
می‌برد توی يک خانه‌ی متروک
توی سرش می‌زند
تجاوز از خارج محدوده
در کوره می‌سوزاندش
سوزش
سوز
سو
س س س
جيز


شهريور 83

نسخه‌ی قابل چاپ   5 آذر 1383    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب