جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پاييز قد كشيده و...

مير مجتبی مولائی
آثار ديگری از اين نويسنده


پاييز قد كشيده و
آرزوها را رفتگرها جارو كرده اند
شايد دخترم روزی ــ دختری كه ندارم ــ
از درخت خرمالوی خانه ی قديمی مادر بزرگ
بالا رود
و همسرم يک شب
ــ همسری كه ندارم ــ
تا صبح
روی كاناپه بدود.
مادرم لابد الان می گويد
عاقبت اين پسر
عاقبت به خير نشد
كليد آن قفل ها كه بر امامزاده می بستی
بر باد شد.

قاليچه ی مادر بزرگ را فروختند
بيهوده انتظار می كشی
زمستان تا شقيقه هايم بالا آمده
حالا گنجشک های درخت خرمالو
لابد پير شده اند.
از خيابان که می گذری
زير باران و پشت چراغ قرمز
كودكی ام ايستاده
بيهوده انتظار می كشی

شناسنامه ام را عوض كردند
و نامم را
من تازه متولد شده ام
من تازه ام
و بوی پوسيدگی از خانه ي همسايه می آيد لابد
از آن قاليچه ی بيد زده
و اين كتاب خطی
تنها نام تو مانده و اين شعر
و گنجشک های درخت خرمالو
كه ديگر پير پير شده اند.


باز نويسی:
اسفند 79، آبادان

نسخه‌ی قابل چاپ   5 شهریور 1382    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب