جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

دو شعر از «ميروسلاو هولوب»

حمزه موسوی‌پور
info@khazzeh.com
آثار ديگری از اين نويسنده


ميروسلاو هولوب (Miroslav Holub)، شاعر و دانشمند چک، متولد 1923.
برگردان منتخب اشعار به انگليسی توسط Ian Milner و George Theiner صورت گرفته و با مقدمه‌ای از A. Alvarez توسط انتشارات Penguin در سال 1967 منتشر شده است. برگردان ما از روی همين کتاب است.

ميروسلاو هولوب آميزه‌ی شگفت‌انگيزی است و شايد يک نمونه‌ی منحصر به فرد. او يکی از شعرای خلاق و پرکار چک و همچنين يک دانشمند برجسته است. يک آسيب‌شناس بالينی (Clinical Pathologist) که به طور وسيع به هر دو سوی پرده‌ی آهنين (Iron Curtain) سابق برای تحقيق و شرکت در کنگره‌های علمی سفر کرده است.
آثار او شامل هشت مجموعه‌ی شعر، دو سفرنامه و بيست و پنج مقاله‌ی علمی درباره‌ی آسيب شناسی است. او همچنين سردبير يک مجله‌ی پرطرفدار علمی چک بوده است.

ميروسلاو هولوب

متولد سال 1923 و فرزند يک کارگر راه‌آهن و يک معلم زبان است. هولوب تا حدود سی سالگی که تحقيقات بالينی خود را آغاز کرد، به نوشتن شعرهايش نپرداخت، لذا علوم تجربی و اشعار تجربی توأماً در سير زندگی او شکوفا شده است.
هولوب در هفتاد و چهار سالگي در 1998 زندگي را بدرود گفت.

آلوارز (Alvarez) می‌گويد: «وقتی که عاقبت او را در پراگ ديدم، از او پرسيدم، اگر نظر تازه و تئوری‌های شاعرانه‌ای دارد، لازم است که آن‌ها را بدانم. روز بعد با تعدادی صفحه‌ی تحريرشده به سويم بازگشت با سرفصلی از نکته‌های خاص و منحصر مربوط به هشتم ماه ژوئن 1965. چهارمين نکته از نکات يازده گانه‌ی او اين بود: تفاوت عميقی ميان انديشه‌ی علمی و انديشه‌ی هنری نيست. هر دو شامل حد بالای خلاقيت و حد بالای آزادی است. دانش بر دو گونه‌ی تئوری و تجربی است، و هنر فقط پديده‌ای تجربی است. کانون موضوع، واژه‌ي تجربي است.
او در باور من بيشتر به محتواي شعر رجوع مي‌کرد، تا به قالب و تکنيک آن، يا در حدي که اين دو عنصر را تفکيک پذير نمي‌دانست. دلشوره در اين است که شعر چه مي‌گويد، تا اينکه چگونه گفته مي‌شود.»


*****************

« Reality »

The small worms of pain still wriggled
in the limpid air,
The trembling died away and
Something in us bowed low before
the fact of the operating-table
the fact of the window
the fact of space
the fact of steel
with seven blades.

The silence was inviolable
like the surface of a mirror.

Though we wanted to ask
Where the blood was flowing
And
Whether you still dead,
darling.

« حقيقت واقع »

کرم‌هاي کوچک درد هنوز مي‌لوليدند
در هواي روشن،
لرزش فرو خوابيده بود
و چيزي در وجود ما به کرنش آمد
در برابر
تخت عمل
واقعيت پنجره
واقعيت فضا
واقعيت فولاد
با هفت تيغه.

سکوت مقدس بود
چون رويه‌ي آئينه.

گرچه مي‌خواستيم بپرسيم
خون در کجا جاري بود
و، آيا
تو آرام مرده بودي،
عزيز!

*****************

« Pathology »

Here in the Lord's bosom rest
the tongues of beggars,
the lungs of generals,
the eyes of informers,
the skins of martyrs,

in the absolute
of the microscope's lenses.

I leaf through Old Testament slices of liver,
in the white monuments of brain I read
the hieroglyphs
of decay.

Behold, Christians,
Heaven, Hell, and Paradise
in bottles.
And no wailing,
not even a sigh.
Only the dust moans.
Dumb is history
strained
through capillaries.

Equality dumb. Fraternity dumb.

And out of the tricolours of mortal suffering
we day after day
pull
threads of wisdom.

« آسيب‌شناسي »

اينجا در آغوش مسيح آرميده‌اند
زبان‌هاي سائلان،
ريه‌هاي اميران،
ديدگان جاسوسان،
پوست شهيدان،

در خلوص
عدسي‌هاي ميکروسکوپ.

ميان برش‌هاي کهنه‌ي جگر، نظر مي‌اندازم
در آثار سفيد و بارز مغز
مي‌خوانم
رمزهاي هيروگليف تباهي را.

بنگريد، مسيحيان،
بهشت، جهنم، و باغ فردوس را
در شيشه‌هاي آزمايشگاه.
و ناليدني نيست،
نه حتا آهي عميق.
فقط مويه‌ي ذرات خاک.
لال بودن، تاريخ است
فرسوده
ميان مويرگ‌ها.

لالي همسان، لالي دسته‌جمعي.

و دور از (پرچم‌هاي) سه رنگ عذاب مرگبار
ما روز به روز
رشته‌هاي خرد را، مي‌کشيم.



*****************


برگردان: حمزه موسوی‌پور

نسخه‌ی قابل چاپ   17 خرداد 1383    ||    ( شعر ترجمه )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب