جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

دو شعر از سوشيانس ايرانی

مهدی سلطانی
sushiyans3000@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


« مين و مداد »

          (شعری مشترک با م. سودايی)


شروع می‌کنيم:
از پشت درخت‌های تمام شده در مدادها
شعری به خط خلط
که بدجوری
           گير داده به گلويم
اين اول صبحی

ـ «گلوت رو صاف کن پسر!
آوازی بخون که تانک‌ها نذاشتن بشنويم
وقتی يه جنگل چسبيده بود به پاهاشون».

و پاهامان قلم شد
               از انفجار مين‌ها
معناهامان له شد
زير چرخ تانک‌های ديوانه‌ی زنجيری
زير عاج کفش فيل‌های يونيفورم‌پوش

ـ «يونيفورم،
          لباسی بود
که امروز به من رسيد
به ايشون رسید
و ما با هم اين شعر را شروع کرديم
از پشت درخت‌های تمام شده در مدادها.

*   *    *

خانم‌ها!
آقايان!
حالا تانک‌ها زنجيری‌ترند
                                يا ديوانه‌ها؟

و آيا در معنای مين
                  اختلاف نظری هست؟
مين خطرناک‌ترست
يا اين مدادی که از پشت درخت‌ها شروع شده؟


۲۳ آذر ۱۳۸۳ خورشيدی




« هی دختر... »

هی
دختر خارا!
بر تو خار هم از روييدن
روی بر می‌گرداند.

دوشيزه‌ی دروغ!
لباس عروسی‌ات را
آسمان خواهد باريد.
هی دختر يخ!
بانوی برفی!

مگر آفتاب را
چند ابر سياه کرده‌اند؟
من با باد هيچ نسبتی ندارم
اما خواهد آمد
آبروی آسمان را صاف خواهد کرد.

و تو آب خواهی شد
روانه‌ی جوی فاضلاب

هی
ليلی ِ لجن!

نسخه‌ی قابل چاپ   4 فروردین 1384    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب