|
در باب آب و رنگ تازهی خزه! |
اصحاب خزه
|
![]() |
آشنا سلام!
سهماه میگذرد از آخرين باری که خزه را به روز کردهايم. علت اين فترت سه ماهه چه
بود، بماند! نمیخواهيم سر شما را درد بياوريم. به جای تمام گفتنها گويی «برشت» در
نامهای به آيندگان خود گفته است:
«بهراستی که در دورانی بسيار تيره زندگی میکنم
پيشانی بدون چين از بیدردی است
آنکس که میخندد هنوز خبر هولناک را نشنيده است
چه دورانی،
که سخنگفتن از درختان جنايت است
زيرا خاموشنشستن است در برابر جناياتی بسيار هراسآور
و با اين همه، نيک میدانستيم:
که کينه بر ضد پستی
چهره را پرآجين میکند
و خشم بر ضد بيداد
صدا را خشن
وای ما که میخواستيم جهان را به جهان مهربانان بدل کنيم
خود مهربانی فراموش کرديم
اما شمايان! زمانی که به منزل رسيديد
و انسان دوست انسان شد
با گذشت از ما ياد کنيد...»
ديديم و ديديم و ديديم که: با آنهمه اگرها و بايدها شايد بهتر باشد تعطيل کنيم خود
را. اما ناگهان به يادمان آمد انسان مگر تعطيلشدنی است؟ و آدمی با مرگ هم تعطيل
نمیشود. اين است که باز آمديم و اين بار با خرق عادت!
میگويند کودکان از خرق عادت خوششان میآيد و بزرگترها به همان خرق عادت، عادت میکنند!
شايد آب و رنگ جديد خزه محصول کودکانه فکرکردنی تازه باشد، (مگر هر چيز نويی رنگ
کودکی ندارد؟) شايد پناهگاهی باشد از همان رسم زمانه. درست مثل ادبيات که آخرين
پناه بسياری از انسانها بوده و خواهد بود.
بههر حال اين خزه است، با آب و رنگ جديد و ساختاری تازه. در اين تحول از نظر
دوستان و شما همراهان بسيار استفاده کردهايم. در طرح نو سعی کردهايم از قابليتهای
اينترنت بيشتر استفاده کنيم. خزه ديگر به روال نشريات چاپی، در فاصلههای زمانی
منظم منتشر نمیشود. بلکه هر زمان که مطلبی در خور عرضه داشته باشد، به روز میشود.
مطلب تازه هم در بالای مطالب قديمی قرار میگيرد. بر طبق برآورد اوليه اين بهروزشدنها
نبايد بيشتر از سه، چهار روز طول بکشد. با همراهی شما آشنايان نيز حتا میتواند
کوتاهتر شود.
تغييرات ديگری هم در خزه داده شده، که با کمی گردش در پايگاه به راحتی به چشم میآيد.
اميدواريم اين تحول به پويايی بيشتر پايگاه بينجامد.
میدانيم که کار تازه نيز بینقص نيست. همانطور که پيش از اين خزه را نقد کرديد،
باز هم ما را بینصيب از نگاه موشکافانهی خود نگذاريد. چراکه نبايد آن «آشنا»ی
ابتدای کلام
بیمعنا شود.
و سخن آخر اينکه از بعضی همراهان خزه آثاری برای انتشار در دست ماست. اين آثار که
قرار بود در شمارهی شانزدهم (که سر زا رفت!) منتشر شود، به تدريج در همين ساختار
جديد منتشر خواهد شد (البته غير آنهايی که تاريخ مصرف داشتند).
درود و بدرود تا بعد...
۱ مرداد ۱۳۸۴
||
( نگاه
)
||
نظر خوانندگان ( 4 )
||
بالای صفحه







نظر خوانندگان:
اب ورنگ زیباییست
تبريكات صميمانه و دوستانه و آرزوی پرباری و توفيق بيشتر! :)
این لینکهای سمت راست صفحه که روی نوشتهها میافتند فقط مشکل من است یا همه این طور میبینند؟
در ضمن قرار دادن نامهای مولوی و عبید و عطار در کنار علی صالحی و پوران فرخزاد و روبرت صافاریان تخت نام کلی «نویسندگان خزه» کمی خندهدار است.
وای بر اين افکار که قاعدگی مان شده اند....