مقالستان
جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
مقالستان

قصیده‌ی «ترسائیه»ی خاقانی شروانی

نويسندگان کلاسيک
info@khazzeh.com
آثار ديگری از اين نويسنده


فلک کژروترست از خط ترسا
مرا دارد مسلسل راهب‌آسا

نه روح الله برین دیر است چون شد
چنین دجال فعل این دیر مینا

تنم چون رشته‌ی مریم دوتا است
دلم چون سوزن عیسی است یکتا

من اینجا پای‌بست رشته مانده
چو عیسی پای‌بست سوزن آنجا

چرا سوزن چنین دجال چشم است
که اندر جیب عیسی یافت مأوا

لباس راهبان پوشیده روزم
چو راهب زان برآرم هر شب آوا

به من نامشفقند آبای علوی
چو عیسی زان ابا کردم ز آبا

مرا از اختر دانش چه حاصل
که من تاریکم او رخشنده اجزا

گر آن کیخسرو ایران و تور است
چرا بیژن شد این در چاه یلدا

چنین استاده‌ام پیش و پس طعن
که استاده است الف‌های اطعنا

چو داد من نخواهد داد این دور
مرا چه ارسلان سلطان چه بغرا

مرا اسلامیان چون داد ندهند
شوم برگردم از اسلام؟ حاشا!

تا بیت آخر: سزد گر راهب اندر دیر هرقل
کند تسبیح از این ابیات غرا


این قصیده ۹۱ بیتی، به واقع نوعی شکوی الغریب شاعراست. تو گویی، تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است. و نخبه‌ای، پیدا نمی‌کنی که به دلیل دانایی و روشنگری‌های اصولی و مردمی، در رنج و دغدغه نزیسته باشد و مورد ستم و آزار جاهلان زورمدار قدرت‌مآب معمولاً ثروتمند قرار نگرفته باشد. از شوکران که یاد کنیم پهنه‌ی وسیعی به یادمان می‌آید، ‌از افلاتون بگیر تا علی (ع) و بیا تا همین نزدیکی‌ها که می‌رسی به فرخی یزدی و عشقی و عارف و گلسرخی و پوینده و مختاری و... انگار کن که این برف را سر بازایستادن نیست.
خاقانی، شاعر کنایه و استعاره است و خصوصیت شعرش پیچیدگی و دشوارگویی است اما به دلیل احاطه‌اش برعلوم و فنون بسیار است که این سخت‌گویی، اساس سبک شعری‌اش گشته. به دلیل کمبود جا و حوصله ناگزیر این زمانه ۱۳ بیت از ۹۱ بیت این قصیده را آورده‌ایم.


اشاراتی برای درک بهتر و لذت بیشتر از ترسائیه‌ی معروف خاقانی:

بیت اول: خط ترسا، همان خط لاتین است و انگلیسی که از چپ به راست نوشته می‌شود. (فلک با من کج‌روی‌ها داشته، که همواره مثل راهبی، تنها گوشه‌نشین هستم.)

بیت دوم: گویا مادر خاقانی مسیحی بوده و همین وابستگی او را به فرهنگ و اساطیر مسیحیت، علاوه بر اسلام، چیره و آگاه نموده. روح الله، همان روح الله است، یکی از القاب حضرت مسیح که در باور ما مسلمانان وقتی به صلیب کشیده می‌شود، به اراده‌ی خداوند، به آسمان عروج می‌کند، اما به این دلیل که از امور مادی، سوزنی همراه دارد یعنی یک سوزن ندانسته در جیب داشته، در صورتی که شرط این بوده که هیچ چیزی از مادیات همراه نداشته باشد، در آسمان چهارم یا پنجم می‌ماند. تعبیر بسیار جذابی است که تا همه‌ی مادیات را دور نریزی، به خداوند نخواهی رسید، حتا اگر این وابستگی به مادیات در حد رفع نیازت از یک سوزن باشد.
اما دجال: نام مردی است کذاب که در آخر زمان ظهور می‌کند و مردم را می‌فریبد. مردی است زاده از زنی یهود که پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) یا اوایل عهد ظهور او در ۴۰ روز یا ۴۰ سال دنیا را پر از ظلم و جور و کفر می‌سازد تا مهدی او را با پیروانش به درک بفرستد.
پس: مگرنه حضرت عیسی (که نمود عدالت و درستی است) در آسمان‌ها مسکن دارد؟ پس چرا این آسمان مانند دجال کار می‌کند؟ (فریب و کفر و ستم را بر من روا می‌دارد)

بیت سوم: رشته‌ی مریم: نخی بسیار نازک که حضرت مریم با آن دوزندگی می‌کرد، نخ را که از سوزن بگذرانی دوتا می‌شود.
معنی (تنم مثل نخ مریم تا برداشته – و دل من مانند سوزن حضرت عیسی یگانه و سوراخ است)

بیت چهارم: من در زمین اسیر و پای‌بند مانده‌ام، مثل مسیح که به خاطر سوزن، در آسمان‌ها اسیر ماند.

بیت پنجم: دجال فقط یک چشم بر پیشانی، دارد، مثل سوزن که تک چشم است.
معنی: چرا سوزن، کرداری مثل دجال دارد، که در جیب حضرت عیسی جا گرفت و او را از عروج کامل بازداشت.

بیت ششم: روزهام مثل لباس راهبان، سیاه است. که مثل راهب، باید بیدار بمانم و هر شب تا صبح خواب به چشمم نیاید.

بیت هفتم: آبا جمع ‎اب، یعنی پدران آسمانی. پدران آسمانی به ترتیب از زمین به بعد عبارتند از قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری، و زحل (که هرکدام را آسمانی است از آسمان قمر که اولین آسمان است تا آسمان هفتم که آسمان زحل باشد. در برابر آبا علوی، امهات سفلی را داریم که امهات جمع ام است و مادران پایین، زمینی معنی می‌دهد، پدران آسمانی با مادران زمینی ازدواج سمبلیک دارند تا عناصر اربعه‌ی باد و خاک و آب و آتش به وجود می‌آیند و اثرات پدران آسمانی بر این چهار عنصر هسته‌های اصلی زمین را می‌سازند به این ترتیب: جهاد و نبات و حیوان.)
معنی: پدران آسمانی با من یار نیستند، برای همین از پدران خود تبرا جستم، همانطور که مسیح درواقع از پدر داشتن ابا کرد (اشارتی به بکرزایی حضرت مریم است)

بیت هشتم: چه بهره‌ای از ستاره‌ی روشن دانش برده‌ام؟ ( بهره‌ای نبرده‌ام) من تاریکم (به گواهی ابیات بالاتر) اما او جزء جزئش درخشان است.

بیت نهم: اگر ستاره‌ی روشن حکم کیخسرو شاهنامه را دارد برای ایران و توران (همه کاره او است) چرا من مثل بیژن، در تاریک‌ترین و بلندترین چاه شب زندانی‌ام.

بیت دهم: از همه سو بر من طعنه‌ها می‌رود. آن‌چنان که گویی من به طعن تبدیل شده‌ام و به وسیله‌ی دو «الف» محاصره گشته‌ام، همان‌طور که الف‌های «اطعنا»، طعن را محاصره کرده‌اند.

بیت یازدهم: وقتی در این دنیا، به عدالت با من رفتار نمی‌شود، چه تفاوت که پادشاه هم ارسلان باشد یا بغرا.
ارسلان، رکن الدین ارسلان شاه بن طغرل (۵۵۵ – ۵۷۱) و بغرا ظاهراً نام یکی از پادشاهان قراخانیه از ملوک آسیای مرکزی است، جای دیگر خاقانی از این پادشاهان به تعرض یاد می‌کند.
ماحصل بیت، وقتی با من به عدالت رفتار نشود، پادشاه هم چه خودی باشد، چه بیگانه.

بیت دوازدهم: مسلمانان به عدل و انصاف با من رفتار نمی‌کنند و بر من ستم‌ها رفته از جانب هم‌دینان خودم. اما به این دلیل که نباید از اسلام روی بگردانم!

بیت آخر: سزاوار است اگر راهب کلیسا و معبد هرقل، تسبیحی از ابیات شعر من بسازد و با دانه‌های این تسبیح دعا بخواند و ذکر گوید (شعر من پاک و مطهر است که با ابیاتش روحانی مسیحی می‌توان ذکر گوید و شکر به جا آورد)
دیر همان کلیسا و معبد است و هرقل، همان هراکلیوس است که لقب اکثر امپراتوران روم بوده است. اما در یادداشت‌های غنی و استادانه‌ی قزوینی آمده: این دیر، دیر حزقیل یا هزقیل است که دیری است مشهور بین بصره و عسکر مکرم (یادداشت‌های قزوینی، جلد ۱۰ ص ۱۷۸،‌ حاشیه ۲)

باید به لایه‌های پنهان این قصیده اشاراتی بایسته برود، اما سخن به درازا کشید و موکولش می‌کنیم به آینده.

نسخه‌ی قابل چاپ   27 تیر 1383    ||    ( متون کهن )    ||    نظر خوانندگان ( 3 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


جواد  [www|@ ] :   (چهارشنبه، 16 اردیبهشت 1388، ساعت 16:57)

salam.lotfan sheere khaghani dar zendan ra baram ersal konid.tashakor.


سارا  [ www|@ ] :   (سه شنبه، 21 اردیبهشت 1389، ساعت 16:07)

عالی بودموفق باشی


سارا  [ www|@ ] :   (سه شنبه، 21 اردیبهشت 1389، ساعت 16:09)

لطفا شعرای خاقانی بازندگی نامشوبرام ارسال کنید باتشکر





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب