مقالستان
جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
مقالستان

بخش کوتاهی از قصيده‌ی «کژدم غربت»
اثر ناصرخسرو قباديانی

نويسندگان کلاسيک
info@khazzeh.com
آثار ديگری از اين نويسنده


«1 ـ آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
گويی زبون نيافت ز گيتی مگر مرا

2 ـ در حال خويشتن چو همی ژرف بنگرم
صفرا همی برآيد ز انده به سر مرا

3 ـ گويم چرا نشانه‌ی تير زمانه کرد
چرخ بلند جاهل بيدادگر مرا؟

4 ـ گر در کمال فضل بود مرد را خطر
چون خوار و زار کرد پس اين بی‌خطر مرا؟

5 ـ گر بر قياس فضل بگشتی مدار دهر
جز بر مقر ماه نبودی مقر مرا

6 ـ نی نی که چرخ و دهر ندانند قدر فضل
اين گفته بود گاه جوانی پدر مرا

7 ـ دانش به از ضياع و به از جاه و مال و ملک
اين خاطر خطير چنين گفت مر مرا

8 ـ منگر بدين ضعيف تنم! زانکه در سخن
زين چرخ پرستاره فزون است اثر مرا.»


1 ـ ناصرخسرو، به دليل مذهبش که شيعه‌ی اسماعيلی بوده، از آيات عظام و حجج اسلام اهل سنت فشارها ديد و دکتر زرين‌کوب به درستی لقب «آواره يمگان» را به ناصرخسرو داده.
باری: کژدم غربت = اضافه تشبيهی، غربت به کژدم تشبيه شده که خواسته و ناخواسته نيش می‌زند. غربت (آوارگی) مثل کژدمی به جگرم نيش‌ها زده است انگار که جز من آدمی افتاده و متواضع و بی‌چاره پيدا نکرده است.

2 ـ وقتی به احوال خويش، عميق می‌شوم ـ از ناراحتی و فشار و اندوه صفرا به مغزم هجوم می‌آورد، صفرا از اخلاط چهار گانه است، سه خلط ديگر عبارتند از: خون و بلغم و سودا (دم جای خون نيز)

3 ـ از خود می‌پرسم: اين چرخ (روزگار) نادان و ستمگر، چرا مرا (فقط من را) هدف تيرهای خود کرده است؟ (چرخ، بدون ناظم و خالق، از خود هيچ عقلی ندارد. برای همين ناصر خسرو آن را نادان و ستمکار می‌خواند)

4 ـ اگر آدمی، با تکامل دانش و آگاهی، بزرگی می‌يابد، پس چرا اين چرخ زمانه مرا خوار و بی‌چاره کرده است (با تمام دانش و آگاهی‌ام )

5 ـ اگر جايگاه هرکس به مناسبت دانش و آگاهی او مشخص می‌شد، جايگاه من بر فراز ماه بايد می‌بود.

6 ـ نه، اشتباه کردم چرخ و اين عالم خاکی ارزش دانش و برتری آدمی را نمی‌شناسند. اين سخن را پدرم، آنگاه که جوان بودم،‌ می‌گفت:
7 ـ آن مرد (پدر) بزرگوار و اهل دانش، به من می‌گفت «دانش بهتر است از باغ و ملک و خانه و مقام و ثروت».

8 ـ به اين تن رنجور و لاغرم نگاه نکن، که در سخنوری و خلق آثار، آثارم (در شعر و نثر) از ستارگان آسمانی پر از ستاره بيشتر است.

نسخه‌ی قابل چاپ   5 آذر 1383    ||    ( متون کهن )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب