|
سه شعر از رضا طاهری |
رضا طاهری
|
![]() |
« بازی »
در اين بازی
در اين نمايشی که هست
در اين خانه
در اين کوچهای که نيست
من
نيستم
کيست ديده باشد خود را
که هست
در آينه
يا کنار سايهای که نيست.
زمستان ۸۰
« در اين سياهیی شب »
(برای محمد ايوبی)
تو را
شنيدم در اين حوالیی دل
غمگين نشستهای
تو را
شنيدم در اين کرانهی خالی
تنها نشستهای
تو را
گرفتم به دست گوشهی دل
تو را
سپردم به دست نسيم
تو را
که گوشه گرفتی
در اين سياهیی شب.
پاييز ۸۰
« کنار ساحل رودخانه »
کنار ساحل رودخانه
که سربالا میرود
عمرم را شمردهام
از پنج دره گذشته است
در نيمهراه
که هرچيز شعله میشود
در نيمهراه
که هرچيز خاکستر
سر پايين میروم
به سمت حريف باد
به سمت آينه
که هرچيز را به ياد میآورد
که هرچيز را از ياد میبرد.
زمستان ۸۱
7 آبان 1384
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 1 )
||
بالای صفحه











نظر خوانندگان:
استاد : درود بر شما