|
شکستنی |
مهدی سلطانی
|
![]() |
گفتم که:
«شکستنی است. با احتياط حمل شود!»
هی بیاحتياط!
هی بیسواد!
دوستم نداشتی حتا
شکسته بسته
دوستم نداشتی، کوچک
حتا کوچکتر از نام کوچکت
هی خانم بزرگ که برای شمارش
حالا ديگر از انگشتهای پايت کمک میگيری!
دوستم نداشتی
حتی سرد، سرد...
هی سفيدبرفی!
آدمک!
عينک آفتابیات را بردار
میشناسمت همانی که...
من،
من که ديگر نمیخواهم آفتابی شوم.
کاشان، ۱۱ مهر ۱۳۸۴
30 آبان 1384
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 1 )
||
بالای صفحه











نظر خوانندگان:
سلام زيبا بود