جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

نويسنده‌ای ميان فاشيسم و خرابه‌های جنگی

عليشاد لربچه
falsaf@web.de
آثار ديگری از اين نويسنده


پيش از اين‌که هاينريش بل (Heinrich Böll)، نويسنده‌ی آلمانی و برنده‌ی جايزه‌ی نوبل سال ۱۹۷۲، آثار خود را «ادبيات خرابه‌های جنگی» بنامد و به انتقاد از فاشيسم شکست‌خورده‌ی آلمان بپردازد، خود بيش از شش سال در ارتش مهاجم و اشغالگر هيتلری در کشورهای: فرانسه، شوروی، رومانی و مجارستان خدمت کرده و بارها در ميدان جنگ مجروح شده بود.

هاينريش بل

بعد از پايان جنگ جهانی دوم او همراه «گونتر گراس» به «گروه ادبی ۴۷»، يعنی جمعی از نويسندگان و منتقدان اجتماعی، پيوست و از مقامات جديد آلمان فدرال خواست که از گذشته‌ی فاشيستی‌شان انتقاد کرده و از قربانيان آن رژيم عذرخواهی کنند. از اين زمان به بعد هاينريش بل کوشيد در آثار ادبی اجتماعی ـ انتقادی‌اش با تکيه به عقايد اومانيستی ـ مسيحی به انتقاد از فاشيسم بپردازد. خواننده در اين‌گونه آثار او شاهد نويسنده‌ای است که هم‌چون يک «سوسياليست مسيحی» صادقانه به طرح مسايل اجتماعی ـ اخلاقی می‌پردازد. او از موضعی صلح‌خواهانه با سبکی طنزآميز به شرح زندگی در دوران فاشيسم و سال‌های بعد از پايان جنگ پرداخت. در تمام آثارش به انتقاد از دورويی مذهبی، مقدس‌بازی ظاهری و فرصت‌طلبی‌های شغلی بعد از شکست نظامی آلمان می‌پردازد. ازجمله ديگر موضوعات رمان‌هايش، عوارض و عواقب جنگ مانند: بی‌خانمانی، فقر و سرگردانی، بيکاری و گرسنگی، هستند. از نظر منتقدان چپگرا، او از موضعی بدبينانه و يأس‌آميز به تغيير و تحولات غيردمکراتيک آلمان فدرال در دوره‌‌ی سال‌های جنگ سرد می‌پردازد و راه‌حل‌ها و قهرمانانش اغلب فردگرايانه، اتفاقی و غيرفعال هستند. آثار او تا کنون در جهان به بيش از ۱۷ زبان خارجی ترجمه شده‌اند. او در دوران حيات از شهرت رسانه‌ای خود استفاده کرده و در مطبوعات آن‌دوره به دفاع از نويسندگان تحت تعقيب در کشورهای مختلف پرداخت؛ مثلا «سولژنيتسين» بعد از اخراج از شوروی به‌خاطر چاپ کتاب «جزاير گولاک‌ها»، مدتی مهمان خصوصی او بود.

بل همچون ساير روشنگران پيش از خود به رمان انتقادی اجتماعی رئاليستی ادامه داد. او می‌گفت يکی از هدف‌های نويسندگی‌اش يافتن زبان و وطنی برای سکونت و اقامت است. در تمام آثارش از مسئوليت فرد برای تشکيل يک اخلاق ملی سخن می‌گويد. او می‌نويسد که ادبيات بايد پيام‌آور يک استتيک مسئولانه و اشتياق‌آور باشد. ازجمله دلايل کميته‌ی اهدای جايزه‌ی نوبل به وی: کوشش برای نوگرايی در ادبيات و توصيف جامعه‌ی خود بدون آرايش‌های تعارفانه يا تعصب‌آميز بود. او دوستدار انسان‌های حاشيه‌ای و محروم جامعه بود. و در آثارش نه تنها به دفاع از يک جمهوری نوپا و دمکرات می‌پردازد بلکه در مقاله‌ای غالب آثار خود را درباره‌ی «خرابه‌های جنگ» دانست. آثار انتقادآميزی شامل: رمان، طنز، داستان کوتاه، مقاله، نمايشنامه‌ی راديويی، و... آثاری که او در آن‌ها از جامعه‌ای انتقاد می‌کند که گذشته‌ی خونين فاشيستی خود را فراموش کرده و دنبال بت‌های جديدی چون: کالا، مصر‏ف، رشد و رفاه، افتاده و يا از اين‌که چگونه هنجارهای جامعه‌ی مصرفی و سودجويی استثمارگرانه‌ی سرمايه‌داری موجب بحران معنای زندگی و مانع انسان بودن، می‌شوند. او درباره‌ی نظام مديريت و سازماندهی سرمايه‌داری بحث می‌کند که در آن هرکس که باعث اصطکاک در چرخش امور شود يا به کنار پرتاب می‌شود و يا نابود می‌گردد.

بل در مقاله‌هايی به انتقاد از دوره‌ی حکومت «آدناور» پرداخت، چون دولت او می‌کوشيد از کاتوليک‌گرايی مذهبی سوء استفاده کرده و آزادی‌های انسانی را محدود کند. بعد از اهدای نوبل به بل، مطبوعات راست و سنتی کوشيدند تا او را متهم به هواداری از تروريسم و «ارتش سرخ آلمان» کنند، چون در سال ۱۹۷۱ در تظاهرات جنبش صلح شرکت کرده و برای آزادی خانم «اولريکه ماينهوف»، يعنی زن مبارز و روزنامه‌نگار پيشين، فعاليت کرده بود. بعدها او در رابطه با هواداری از راف (ارتش سرخ آلمان)، رمانی با عنوان «آبروی از دست‌رفته‌ی کاترينا بلوم» نوشت و توضيح داد که چگونه در جامعه، خشونت به وجود می‌آيد و ممکن است به کجا ختم شود. بل در دهه‌ی ۷۰ قرن گذشته سبک نويسندگی خود را تغيير داد و با کمک ادبيات به انتقاد از مطبوعات جنجالی پرداخت. در همان رمان ذکرشده از نقش و قدرت تخريب نابودکننده‌ی مطبوعات شبه‌دولتی ياد می‌کند که با مغزشويی و دستکاری نظر عموم، مقدمات جنايت را آماده می‌سازند. او در آثار گوناگون به موضوع: گرسنگی، مشکل مسکن در شهرهای بمب‌باران شده و موضوع عشق در شرايط فقر و بيکاری پرداخت. و در داستان‌های کوتاهش از ازدواج کليسايی و نابودی ارزش‌ها و بدشانسی سرنوشتی در ميان اقشار پايين جامعه انتقاد کرد. در اين‌گونه داستان‌ها او با سبک ساده‌ی روايتی و خلاصه‌نويسی، نزديکی خاصی به واقعيات اجتماعی دارد. بل به کمک همسرش آثاری از: برنارد شاو، کانتی، ملمود و سلينجر را ترجمه کرد.

هاينريش بل در سال ۱۹۱۷ متولد گرديد و در سال ۱۹۸۵ وفات کرد. پدر وی دارای کارگاه نجاری بود. او در نوجوانی شغل کتاب‌فروشی را آموخته بود. و گرچه از کليسای کاتوليک خارج شده بود، بعد از مرگ او را در قبرستان‌های کاتوليک‌ها دفن کردند.
ازجمله آثار او: قطار سروقت رسيد، و حتا يک کلمه هم نگفت، خانه‌ای بی‌سرپرست، بازی بيليارد در ساعت نه و نيم، عقايد يک دلقک، عکس دسته‌جمعی با بانو، آبروی از دست رفته‌ی کاترينا بلوم، آدم کجا بودی؟، محاصره‌ی احتياط‌آميز، معشوقه‌ی ناشمردنی، پای گران‌بهای من، چهره‌ی غمگين ام، بيلان، مفقودالاثرها.
از جمله داستان‌های بلند او: فاصله از لشکر، پايان يک سفر اداری.

در کتاب «قطار سروقت رسيد» خواننده با عقايد بدبينانه و يأس‌آميز او روبه‌رو می‌شود. مهم‌ترين کتاب او را «عکس دسته‌جمعی با بانو» می‌دانند. در آثار ابتدايی او: قطار سر وقت رسيد، و آدم کجا بودی؟، او به زندگی تلخ و سردرگمی و ناتوانی سربازان اشاره می‌کند. کتاب «عقايد يک دلقک» در سال ۱۹۶۳ باعث جنجالی مطبوعاتی شد، داستان هنرمندی که قادر نيست خود را با هنجارهای اجتماعی، سياسی، سنتی و مذهبی تطابق دهد. در کتاب «رهنورد کی به اسپارت می‌رسی؟»، او به سرگردانی و پريشان‌حالی نسل بعد از جنگ می‌پردازد. در دو کتاب «خانه‌ی بی‌سرپرست» و «او حتا يک کلمه هم نگفت»، هاينريش بل به اخلاق و افکار اقشار مرفه می‌پردازد که بعد از پايان جنگ دچار سرنوشتی جديد شده‌اند.

نسخه‌ی قابل چاپ   10 آذر 1384    ||    ( معرفی نويسنده )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب