جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

دو شعر از رضا طاهری

رضا طاهری
taherire@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


« ستاره و سکوت »

درختانی
که بالاتر روييده‌اند
چندان چيزی
از تو نمی‌دانند
ستاره‌ی روشن

دماوند می‌داند
و
برج سکوت.

مهرماه ۷۸




« نامه »

تصدقت شوم
از حالم خواسته باشی

آخر پاييز شد

هرچه را می‌شمارم
چيزی کم است

دختری
راه را پرسيد

سرمای خاک‌گرفته
برف پاکيزه را نمی‌شناسد

زمستان هم
نيامده گم شد

فقط سرفه می‌کند

نسخه‌ی قابل چاپ   17 آذر 1384    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 2 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


شمس  [www|@] :   (جمعه، 18 آذر 1384، ساعت 16:40)

ترحمه حالبي هستندو فتو قتويي از ديروزيها. فرويد را فراموش نبايد نمود .ريقوها بهتر بود.


سرگشته  [ www|@ ] :   (پنجشنبه، 8 دی 1384، ساعت 17:12)

آخر پاييز شد

هرچه را می‌شمارم
چيزی کم است

سلام لذت بردم





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب