|
پشيمان |
مريم علیاكبری
|
![]() |
در من صدايی بیصدا پيوسته میپرسد
آيا _ تو میبخشی گناه واپسينم را
يا با نگاه روشن و بیادعای خود
پر میکنی از عشق قلب بینصيبم را
میلرزم از خشم تو و آهسته میگريد
چشمان من از شرم بیپايان ديدارت
ديگر برای اين نگاه خسته راهی نيست
تا گونههای خيس از باران و تبدارت
در من اميد بخشش تو رنگ میبازد
رنجيدهای و راه برگشتی به سويت نيست
زندان دل بیبودنت میکاهد از جانم
آخر به چشم من گلی با رنگ و بويت نيست
ای کاش راهی باز میشد سوی قلب تو
تا با تو میگفتم: پشيمانم پشيمانم
گر تو نبخشی اين دل تنهای عاشق را
از شرم رويت تا ابد سر در گريبانم
در من صدايی بیصدا پيوسته میگريد
گم میشوم در خويش تا پيدا شوی در من
يا از گناهم بگذری يا در کنار تو
تنها بماند نامی و جانم رود از تن
24 آذر 1384
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 2 )
||
بالای صفحه











نظر خوانندگان:
عزيزم شعرت فقط آدمو گريه ميندازه كه چرا هميشه زنها انقدر عشق ميخوان
غزلي شيرين بود...
اميدوارم آثار قشنگت رو بخونم...
موفق باشيد