جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

آنانی که قبل از من «بيوگرافی» نوشتند!

عليشاد لربچه
falsaf@web.de
آثار ديگری از اين نويسنده


رومن رولان (Romain Rolland: 1866-1944)، نويسنده‌ی فرانسوی و برنده‌ی جايزه‌ی نوبل ادبيات سال ۱۹۱۵، نه تنها خالق رمان ده جلدی «ژان کريستف» بود، بلکه بيوگرافی‌های قطوری درباره‌ی مشاهير جهان از جمله: بتهوون، تولستوی، گاندی، هندل، گوته و غيره نيز نوشت. کتاب بيوگرافی او درباره‌ی بتهوون مثلن شامل هفت جلد است که در رابطه با زندگی هنرمندان و تاريخ موسيقی غرب نوشته شده. رولان غير از آن، نمايش‌نامه‌هايی با عنوان‌های: شکسپير، روبسپير، و دانتون نيز نوشت.

رومن رولان

آيا آن‌طور که رولان ادعا می‌کرد، يکی از هدف‌های بيوگرافی نويسی‌اش، روشنگری و تبليغ اصول اخلاقی و انسان‌دوستی بود؟ به قول خودش او می‌خواست که با معرفی هنرمندان و مشاهير انسان‌دوست جهانی، مانع سرکوب و به خطر افتادن آزادی درونی انسان در جامعه‌ای غيرعادلانه شود و برای اين‌که اروپا را از يک زوال فکری ـ فرهنگی و اخلاقی نجات دهد، کوشيد تا با کمک معرفی قشر برگزيده‌ی روشنفکر، به انقلاب اخلاقی در ميان خوانندگان دست بزند و نوزايی فرهنگی جديدی را در اروپا موجب شود. او آشکارا اعتراف می‌کرد که علاقه‌اش به نظام سوسياليستی به‌خاطر اميدهای اخلاق انسانی است و نه به دليل موفقيت‌های اقتصادی يا سياسی. و هدف آثارش را اميد به زندگی می‌دانست تا تبليغ آرمان‌گرايی و خيال‌پردازی.

رومن رولان با رمان ده جلدی «ژان کريستف» به شهرت جهانی رسيد و در سال ۱۹۱۵ جايزه‌ی نوبل را به‌خاطر اين رمان دريافت کرد. دو قهرمان مشهور اين رمان اوليور، فرانسوی و ديگری ژان کريستف، آلمانی هستند. يعنی دو قهرمان از دو کشور همسايه که دو سال بعد در ميدان‌های جنگ جهانی اول به روی هم سلاح کشيدند. منتقدين چپ درباره‌ی قهرمان ايده‌آليست رمان فوق می‌نويسند که او به سبب آشنايی با وضع بحرانی دو کشور نام‌برده، بدون اين‌که بتواند با طبقه‌ی کارگر دو کشور ارتباط برقرار کند، به شورشی فردی و غير سازماندهی شده، دست می‌زند که از پيش شکست‌ش حتمی است و مجبور می‌شود به خارج فرار کند. سال‌ها بعد، وقتی جنگ پايان يافته، به کشورش بازمی‌گردد و می‌بيند که برای نسل جوان جديد، خوشبختی‌های مادی مهم‌تر از اصول اخلاقی سابق گرديده‌اند و وی به اين دليل دچار بحران روحی می‌شود. کميته‌ی اهدای جايزه‌ی نوبل، از جمله دلايل خود، اعلان کرد که: ما در اين رمان شاهد احترام به خيال‌پردازی و ايده‌آليسم ادبی ـ شاعرانه‌ای هستيم که نويسنده با گرمی و اصالت خاصی، تنوع و گوناگونی انسان‌ها را در آن نشان می‌دهد.

رومن رولان به دليل انسان‌دوستی‌اش در تمام عمر ميان طبيعت‌گرايی عارفانه و افکار سوسياليستی، در نوسان بود. او از سال ۱۸۹۵ به آرمان‌های سوسياليستی علاقه يافت. ولی صلح‌جويی او موجب شد که نتواند تا آخر عمر بين اين دو جهان‌بينی بندبازی کند. وی نخستين بار با تکيه بر عقايد تولستوی به انتقاد از ابتذال اخلاقی جمهوری سوم فرانسه پرداخت. مورخين ادبی چپ درباره‌ی رولان می‌نويسند که او سال‌ها از موضع اومانيسم بورژوازی با تکيه بر اصول اخلاقی صوری و مجازی به مبارزه‌ی ضد امپرياليستی و ضد فاشيستی پرداخت و در موضع جهان‌وطنی، دچار ايده‌آليسم شد. سرانجام در مرحله‌ای از زندگی‌اش، از خواست‌های شخصی و فردگرايانه گذشت و به قبول و پذيرش اهداف انقلاب سوسياليستی روی آورد. در حالی که سال‌ها کوشيده بود با شعارهای اومانيستی ـ برادرانه، ولی فردگرايانه، وجدان هم‌عصران خود را بيدار نگهدارد و از بربريت جنگی شکايت کند که در آن ايده‌آل‌های زندگی، تراژدی‌وار سرکوب می‌شوند.
رومن رولان در جنگ جهانی اول با مقاله‌ی «روح و فکر آزاد»، به تبليغ عقايد صلح‌جويانه‌ی خود پرداخت و در پيام «درود به انقلاب اکتبر روسيه»، انقلاب را واقعه‌ای آزادی‌بخش برای تمام خلق‌های جهان معرفی کرد.
رولان در رمان هفت جلدی «روح و افکار جادوشده»، به‌جای عشق انسانی صوری و مجازی، به قبول مبارزه‌ی طبقاتی برای حل اختلافات اجتماعی، تن در داد و عملی کردن اومانيسم در قرن بيستم را در دفاع از ايدئولوژی سوسياليستی با اعتبار جهان‌شمولی دانست.
او به‌دليل مبارزه‌ی ضد فاشيستی‌اش از دريافت جايزه‌ی گوته، اهداشده در آلمان سال ۱۹۳۳، خودداری کرد. اين اقدام او باعث شد که دانشجويان نازی آلمانی، بعدها آثارش را در مراسم تکان‌دهنده‌ی کتاب‌سوزی مشهور آن‌زمان، به صورت نمايشی همراه آثار ديگر نويسندگان مبارز ضدفاشيست، به درون آتش بيندازند و فروش آن‌ها را در کتاب‌فروشی‌ها ممنوع اعلام کنند.

رومن رولان در سال ۱۹۳۴ با يک دوشيزه‌ی روسی ازدواج کرد و يک‌سال بعد همراه او به ديدار «ماکسيم گورکی» رفت و سفری همه‌جانبه به بيشتر نقاط شوروی کرد و به تعريف و تحسين از پيشرفت‌های سوسياليستی در آن‌زمان پرداخت. ولی سرانجام در سال ۱۹۳۸زبان به گلايه گشود. او به اهداف اومانيستی بلشويک‌ها شک کرده بود و از اين‌که سوسياليسم باعث نابودی مذهب می‌گردد، انتقاد کرد.

رومن رولان از موضع استتيک صلح‌خواهانه، نابودی آثار هنری را در جنگ، فاجعه‌آميزتر از کشته‌شدن انسان‌ها می‌دانست، چون به قول او، با نابودی آثار فرهنگی و فکری، يک نژاد انسانی نابود می‌شود.
ازجمله آموزگاران صلح‌خواهی و طبيعت‌گرايی عرفانی او، غير از تولستوی و اسپينوزا، گاندی و فلسفه‌ی هند بودند. در آغاز، جواب يک نامه‌ی پر اميد تولستوی، باعث دلگرمی رولان برای نويسندگی گرديد. او در يک کتاب فلسفی که در سال ۱۸۸۸ منتشر کرد، نوشت آزادی تفکر انسانی، فقط بر اثر شناخت و تسلط بر ترس از مرگ، امکان دارد. به نظر مورخين، رولان توانست از اين طريق به تفکر سياسی و عرفانی خود وحدت دهد. از ديگر جملات معروف وی اين بود: «من به حزب و سازمانی خدمت نمی‌کنم، بلکه نيروی زندگی و مرگ را به آواز می‌کشم». به نقل از مارکسيست‌ها، پيش‌داوری و احتياط‌های او درباره‌ی خشونت و مقاومت انقلابی، باعث شد که رولان به مقاومت منفی روی آورد.
او در سال ۱۹۲۴ بيوگرافی گاندی را منتشر کرد، انتشاری که باعث شد گاندی او را در سال ۱۹۳۱ در سوئيس ملاقات کند؛ زمانی که رولان هنوز کمونيست بود و در مهاجرت زندگی می‌کرد. پيش از گاندی نيز، «تاگور»، شاعر بنگالی ـ هندی، بعد از اعطای جايزه‌ی نوبل به رولان، به ديدار وی به سوئيس رفته بود. امروزه گويا در فضای ادبی فرانسه، رومن رولان، مشهور به نويسنده‌ای عارف و طبيعت‌گرا باشد.

رومن رولان در ملاقات با گاندی

رومن رولان بين سال‌های ۱۸۶۶ و ۱۹۴۴ زندگی کرد. پدرش دفتر ثبت اسناد داشت. رولان تا سال ۱۸۹۹ در دانشگاه به تحصيل رشته‌ی جغرافيا و تاريخ پرداخت و بعدها استاد تاريخ موسيقی شد. در زمان جنگ جهانی اول همکار صليب سرخ برای کمک به آسيب‌ديدگان جنگ گرديد.
به نظر مورخان ادبيات، رولان در سال ۱۹۱۵ جايزه‌ی نوبل را به اين دليل دريافت کرد که از طرفين جنگ خواسته بود با کمک عقل و خرد مسائل خود را حل کنند و به جنگ پايان دهند. غير از آن، او در سال پيش خواهان يک سازمان بين‌المللی جهانی برای حل اختلافات بين کشورها شده بود. به اين دليل مخالفان وی، اعطای جايزه‌ی نوبل به او را اقدامی صرفن سياسی می‌دانند.
رومن رولان از طريق «نيچه» با موسيقی «واگنر» آشنا شد. «انيشتين» بعدها به دليل فعاليت‌های صلح‌جويانه‌ی رولان در ميان روشنفکران ملی‌گرای آلمانی، از وی به نيکی ياد کرد.

آثار رولان شامل مقاله، رمان، نمايش‌نامه و بيوگرافی هستند. ازجمله نمايش‌نامه‌های او: دانتون، روبسپير، تراژدی‌های ايمان، و درام‌های انقلابی مانند گرگ‌ها هستند. و ازجمله رمان‌هايش: ژان کريستف، و روح جادوشده. رولان بيوگرافی‌هايی درباره‌ی بتهوون، تولستوی، گوته، گاندی و غيره نيز منتشر کرد. در جوانی نمايش‌نامه‌هايی «ايده‌گرا» نوشت و کوشيد در آغاز، برای پيام‌های خود از ژانر ادبی درام استفاده کند. آخرين نمايش‌نامه‌اش «روبسپير»، در سال ۱۹۳۹ منتشر شد. او در بعضی از درام‌های خود ازجمله در «تراژدی‌های ايمان»، از خواننده و بيننده می‌خواهد که برای دفاع از اصول اخلاقی‌اش، ريسک کرده و حتا به خطر مرگ تن دهد.
در دوره‌ی روشنگری او، معروف به «تئاتر برای همه»، رولان دچار سرخوردگی شد، چون مخاطبين‌ش علاقه‌ی خاصی به پيام‌های وی نشان ندادند. دو مجموعه نمايش‌نامه‌های انقلابی نخستين او، يعنی گرگ‌ها و دانتون، درباره‌ی نيروی بشاشيت در زندگی هستند و نه درباره‌ی مسائل سياسی يا اجتماعی. مقاله‌ی «روح و فکر آزاد» او در سال ۱۹۱۵ باعث خشم نظاميان و ناسيوناليست‌های جنگ‌طلب شد. بدين جهت رولان به دليل احتمال توطئه‌چينی آن‌ها برای سر به نيست کردنش، به کشور همسايه، يعنی سوئيس مهاجرت يا فرار کرد.

نسخه‌ی قابل چاپ   27 آذر 1384    ||    ( معرفی نويسنده )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب