|
کودکی |
حسين ديلم کتولی
|
![]() |
با هميشهی خاطرات کودکی
دندانهای مصنوعیاش را
جا میگذارد
مادربزرگ
لبهايش روی مفاتيح کوچکی
که خاکآلود
صدای
الغوث، الغوث...
از لای دندانها
و من
که کودکیهايم را
روی کدام تاقچهای..
جا گذاشتهام
دندانها را
يکی
يکی
از پشت شيشهی ليوان
میشمارم
الغوث....،
الغوث....،
الغوث......
29 آذر 1384
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 2 )
||
بالای صفحه










نظر خوانندگان:
تعبير "جا گذاشتن كودكي روي تاقچه" تكراري و كليشه است. حال آنكه تصوير انتهاي شعر بسيار زيباست. آنجا كه دندان هاي مادربزرگ از پشت شيشه "الغوث" مي گويند. ممنون.
زيبا بود تقابل ديروز و امروز