جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

دو شعر از ناهيد سرشگی (سرودار)

ناهيد سرشگی
story503_p@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


« زنده يا مرده..؟ »

فرقی هم می‌کند     که بميرم برای تو
يا  آن‌قدر زنده بمانم
که باد کنم روی دست‌های خودم

روز که گذشته بود
و ماه
به سال می‌رسيد
ميان من و سال‌های پشت باد
زنی بود که گيسوانش را به باد فروخت

زنی در سال هزار و سيصد و هشتاد و چهار
گيسوانش را چند بار فروخت
و پيراهنش را
مردی به تاراج گرفت
        که نسبتی با سرزمين مادريش نداشت
ديگر چه فرقی می‌کند
زنده يا مرده
اين صدايی که هم‌اکنون می‌شنويد
 از
سال‌های پيش گلويش بريده بود


تيرماه ۸۴




« عجب »

نه صليب می‌ماند
            نه جلجتا
ردايش را از دوش برمی‌دارند
تنش را می‌کاوند
  عجب راهبه‌ای‌ست
            که حرفی ديگر می‌زند!
            امروز را می‌چرخاند
            مثل تاس
            مثل قمار قديمی در اين خيابان
                     و می‌چرخانند
                     و در سلول‌هايش
                     زندانی می‌کنند
                     عجب راهبه‌ای‌ست
                     حرف‌ها را می‌چرخاند
                         و پيش‌بينی می‌کند
                     صاف بايست دختر
                         می‌ايستد صاف
                                  و جهان می‌گذرد

نسخه‌ی قابل چاپ   30 آذر 1384    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 10 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


زيبا  [ www|@] :   (چهارشنبه، 30 آذر 1384، ساعت 10:15)

شعر اول زيبا و تكاندهنده بود دستتون درد نكنه


امير اميري  [ www|@ ] :   (پنجشنبه، 1 دی 1384، ساعت 22:01)

با درود بي پايان /
ديگر چه فرقی می‌کند
زنده يا مرده
اين صدايی که هم‌اکنون می‌شنويد
از
سال‌های پيش گلويش بريده بود/

بسيار زيبا بود/
جاري باشيد


مهسا معلمی  [www|@ ] :   (یکشنبه، 4 دی 1384، ساعت 13:34)

شعر اول تازه بود بوي همين روزهاي خودمان را مي دهد / مال زمان خودمان است


تاج ماه  [ www|@ ] :   (دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 08:13)

وقتي صداي جوهر تو را بر كاغذ مي شنوم گل است كه از گل وجودم مي شكفد .... بي گمان بهاراست جوهر جانت


تاج ماه  [ www|@ ] :   (دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 08:14)

نام تو يك كلام بهار است كه در زمستان هم شكوفه مي كند


تاج ماه  [ www|@ ] :   (دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 08:16)

یک روز خواهم آمد

وقتی که مهر زیباست

عشق از سر بلندی

ناهيد عزيز ....هميشه چشمانم در انتظار ديدنت پر مي زند از روي بلندي دلم
×××××××××××××××

رنگ حریر دریاست

بدرود ای عزیزم

تا فصل دیگر خواب

تا بیت بعدی شعر

تاکوچِ نرمِ مهتاب


نوشين  [www|@ ] :   (سه شنبه، 6 دی 1384، ساعت 14:33)

شعر اول بي نهايت زيبا و تاثير گذار بود . اميدوارم موفق باشيد


خزان  [www|@] :   (جمعه، 9 دی 1384، ساعت 19:03)

بودن تو خيلي فرق ميكنه... مثل تابيد ن خورشيد ...مثل اومدن فصل بهار...مثل گل دادن شكوفه ها...ميدونم كه مي فهمي چي ميگم خانم سرشكي اون كلماتي كه نوشتي شعر نيست همون تار و پود زندگي تو هست اونقدر اين لحظه ها به هم گره خوردن يا بهتر بگم اين نقش ها كه بر دار قالي تو حك شدن با همه سختي و با همه دلتنگي هاش به واسطه اين كلمات به اون زينت دادي ...درست مثل نقاشي هات پس اميدوارم زنده باشي و همچنين با شعر ها و نقاشي هات روزهاي طاقت فرسا و تكراري و يكنواخت همچون مرا به ارامش برسوني هر چند كه ميدانم خود ........؟ راستي سلام


zartooosht_k  [www|@ ] :   (شنبه، 10 دی 1384، ساعت 01:53)

شعر زنده يا مرده شعر پخته و منسجمي بود موزن بودن كلمات و به جا استفاده كردن روز و ماه و سال
و صدايي كه از سالها پيش بريده بود . جالب
به تصوير كشيده ايد اوضاع نا بسامن زنان مارا


حسین دیلم کتولی  [ www|@ ] :   (دوشنبه، 26 دی 1384، ساعت 03:10)

سلام /چه فرق مي كند سرم را ببازم /يا كلاهم را /من هر دو را بدون تو /بباد مي دهم .....///خوب بود البته ....خوب بود /فدايت





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب