|
باور نمیکنی |
رضا طاهری
|
![]() |
کنار دست حادثه
تشنه میروی
در برابر شب
و نیمهی تاریک ماه
باور نمیکنی
فردا
کنار ساحلی
یا غریق آب
کنار سایهی من
آرام میروی
در روزهای آخر اسفند
و نیمهی روشن ماه
باور نمیکنی
که سرخوشی
با پیالهی ماه
که سر کشیدهای
باور نمیکنی
که هست
باور نمیکنی
که نیست
باور نمی کنی!.
اسفندماه ۱۳۸۳
6 اسفند 1384
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 3 )
||
بالای صفحه











نظر خوانندگان:
ترخمه خوبي است از استادان ناشناس ادب. ولي زيبا است .
جناب حسین
سپاسگزارم از تعریف شماونیز توصیه شمابه وسواس در به کار گیری واژه ها درشعر که من هم بر ان اصرار دارم.
اندازه این شعر دو برابر نوشته های دیگر من است و
(فردا/کنار ساحلی/یا غریق اب)هم به دلیلی در شعرامده
گرچه چندان شعری نیست و در نوشته های من کمتر نظیر ان
می اید.اضافه کنم که نام اصلی این شعر"پیاله ی ماه"
است که نام کتابی است که در دست چاپ دارم.
امیدوارم نوشته های دیگرم را بیشتر بپسندید.
تصدق رضاطاهری
راست مي گويي سرخوشم با نيمه خالي ليوانم كه آبش را تا نيمه سركشيده ام. سر خوشم با خالي و پر اش.
و نمي دانم فردا كنار ساحلم يا غريق آب.