مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

چند نکته با همراهان خزه

اصحاب خزه
info@khazzeh.com
آثار ديگری از اين نويسنده


هفت ماهی از تحول خزه و آغاز شیوه‌ی تازه‌ی آن می‌گذرد. گفتیم بد نیست چند خطی با شما آشنایان صحبت کنیم از نکته‌هایی که باید گفت:

۱ ـ از یکی از همراهان عزیز خزه، آقای رضا طاهری، باخبر شده‌ایم که شاعر ترک و دوست نادیده م. بولنت، تعدادی از شعرهای منتشرشده در خزه را به زبان ترکی برگردانده است. مایه‌ی خوش‌وقتی و مسرت اصحاب خزه است و در همین‌جا از ایشان بسیار تشکر می‌کنیم.

۲ ـ چندی است عزرائیل گویا داس خود را در خرمن نه چندان گسترده‌ی اهل هنر و ادب این خاک انداخته، مجال نمی‌دهد از سوگ یکی برخاسته، به سوگ دیگری بنشینیم. خزه مرثیه‌گویی را خوش ندارد، چرایش را می‌توانید در یادداشت کوتاه سردبیر در مرگ «آتشی» عزیز بیابید، در آن خندیدن اهل خاک بر ما به‌ظاهر زندگان. گذشته از آن که در باور ماست پاس ارزش هنرمند را داشتن باید در زمان زیستنش باشد، نه هنگامی که دیگر سودی ندارد. گفتیم تا چنین تصوری پیش نیاید که مرگ جبران‌ناپذیر این عزیزان از دید خزه پوشیده مانده است.

۳ ـ بعضی بر ما خرده گرفته‌اند که در این زمان، زمان عسرت و آشوب و سیاست و بمب و ترور و... (می‌دانید خود، پس چه بگوییم!)، چه جای پرداختن به شعر و داستان و مقاله است و انگار زیستن در دنیایی دیگر. از دید ما بزرگ‌ترین اشتباه است واماندن از یکی از شئون بشری، و آن هم هنر بزرگی چون ادبیات، به بهانه‌ی کف‌های روی آب. اصحاب خزه و تمامی همراهان آن همراه دیگران با نگرانی، اندوه و اندکی یأس، اخبار را دنبال می‌کنند. اما دلیلی نمی‌بینند که محیط صمیمی خزه را به ساحتی غیر ادبیات آلوده سازند.

۴ ـ چند نامه‌ای داشته‌ایم که از سانسور نظرها در خزه گله دارند. خزه این کار را انکار نمی‌کند و به این روند ادامه خواهد داد. خزه خود را موظف می‌داند نظرهایی که به اثر ربطی ندارد و شخصیت نویسنده را هدف قرار داده است، پاک کند. علاوه بر این از باقی‌گذاشتن نظرهایی که شکل توهین‌آمیز دارند، معذور است. این‌گونه نظرها را تنها برای اصحاب خزه باقی می‌گذاریم، چرا که آن‌ها اهمیتی به توهین نااهلان نمی‌دهند. ولی دلیلی نمی‌بینیم که همه‌ی همراهان خزه چنین دیدی داشته باشند. به احترام کسانی که برای خزه مطلب می‌فرستند، ما هم نظرهای نوشته‌شده بر کار آن‌ها را بازبینی می‌کنیم.

۵ ـ روال خزه در بررسی آثار فرستاده‌شده تا به حال به این‌گونه بوده است که پس از بررسی اثر توسط سردبیر، یادداشت کوتاهی در پاسخ به نویسنده می‌فرستاده‌ایم که در آن موافقت یا مخالفت خزه با انتشار اثر، و دلیل آن ذکر شده بود.
دیده‌ایم بعضی از نویسندگان تاب شنیدن مخالفت ندارند (تو بخوان همان فرهنگ کهنه‌ی نقدناپذیری در ما)، و به شدت از خواندن یادداشت کوتاه ما (که در نهایت احترام نوشته می‌شود) برآشفته می‌شوند و فکر می‌کنند قصد توهین یا تحقیر ایشان را داشته‌ایم.
ما علاقه‌ای به دشمن‌تراشی نداریم و نخواهیم داشت، حجم کارهای رسیده به خزه هم آن‌قدر زیاد شده که وقت کافی هم برای نقد تک‌تک آثار نداریم. از این پس روال ما به‌این گونه خواهد بود که در پاسخ آثاری که به هر دلیل قصد انتشارشان را نداریم، به یک جمله بسنده می‌کنیم: «از انتشار اثر شما معذوریم.» باشد که ناراحتی کم‌تری پیش بیاید. (مگر این‌که کسی خود نقد اثرش را بخواهد، در آن صورت برایش خواهیم نوشت.)
دقت کنید این عدم انتشار لزومن به معنای ضعیف‌بودن کار نخواهد بود. ممکن است ما مفهوم کار را متوجه نشده باشیم و فهم اثر اولین شرط انتشار آن است.
در ضمن بهتر است این نکته را یادآوری کنیم که در پاسخ نامه‌های خود شکیبا باشید. بررسی آثار رسیده وقت می‌برد و اگر پس از دو هفته از فرستادن نامه پاسخی نگرفتید، پیگیری کنید که آیا به دست ما رسیده یا خیر.

۶ ـ آخرین نکته‌ی قابل ذکر در این یادداشت سطح بعضی از آثار منتشرشده در خزه است. اصحاب خزه به خوبی بر کیفیت آثار انتشاریافته واقفند و می‌دانند بعضی از آثار در برابر دیگر نوشته‌ها کم می‌آورد. یک دلیل این کار مجال‌دادن به نویسندگان جوان‌تر و باآتیه است تا کارشان دیده شود. معمولن در کار اول، خزه سخت‌گیری کم‌تری دارد تا کارهای بعدی. هرچند که با رسیدن آثار بیش‌تر کمی در این معیارها تجدیدنظر کرده‌ایم.

یادداشت‌مان کمی به درازا کشید. ولی فکر کنیم دیگر نکته‌ای ناگفته نمانده. کلیشه است این درخواست‌ها، ولی چاره نیست، از همه‌ی شما همراهان درخواست می‌کنیم ما را از پیشنهادها و نظرهای خود بی‌نصیب نگذارید.
با امید بهروزی، بدرود تا بعد...

نسخه‌ی قابل چاپ   13 اسفند 1384    ||    ( نگاه )    ||    نظر خوانندگان ( 13 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


زيبا كاوه يي  [ www|@ ] :   (شنبه، 13 اسفند 1384، ساعت 10:49)

با سلام وبا تشكر از زحمات شما در اين سايت خوشحالم كه تعداد آثار رسيده به سايت زياد شده است اين نشاندهنده ي درستي مسيري است كه شما در پيش گرفته ايد . اينكه در محدوده ي ادبيات باقي مانده ايد جاي بسي خوشوقتي است زيرا كه اولا ادبيات به هيچوجه جدا از زندگي ما نيست بلكه انعكاس دروني شده ي همان مسائل در ذهن نويسنده است و دوم اينكه ياد بگيريم از خلط مباحث مختلف كه گاهي در حيطه ي تخصصمان هم نيست خودداري كرده باشيم اينكه از آثار نويسندگان جوان استفاده مي كنيد هم جاي تشكر دارد زيرا اين محدوديت كه همه ما در نشريات چاپي به نوعي آن را تجربه كرده ايم و چه بسا دل آزرده شده ايم را در اين وادي از بين برده ايد و امكان خوانده شدن را از نويسندگان جوان نگرفته ايد پيشنهاد من اين است كه اين آثار حتي الا مكان با توضيحي كه جوان بودن نويسنده را به صورتي مشخص كند مثل قرار گرفتن آنهادر سر فصلي مثل "شعر جوان "وهمچنين با ايجاد امكان نقد اين آثار به رشد ادبيات جوان كه آينده ادبي ما را رقم خواهد زد كمك كنيم


نامشخص  [www|@] :   (شنبه، 13 اسفند 1384، ساعت 11:18)

دوستان گرامی
با درود بر شما
سرکار خانم کاوه ای مطالب لازم را نوشته اند.
اضافه می کنم نشانی سایت جناب "م.بولنت کیلیک "
شاعر و نویسنده ترکیه ای که چند شعر من و دیگر
شاعران " خزه "را ترجمه کرده اند به قرار زیر است :
www.elifvemertek.com
تصدق رضر طاهری


نامشخص  [www|@] :   (شنبه، 13 اسفند 1384، ساعت 14:29)

چه حيف كه ديگر نقد نمي كنيد. چه عجيب كساني كه از نقد برآشوبند. چه عالي كه وقت سرخاراندن نداريد.
خواهش مي كنم دوستان خوبي مثل حسين و قاسم طوبايي و ديگران كه نقدها را در بخش نظر مي نوشتند به اين كار ادامه بدهند و هرچه مي توانند صريحتر و بي پرده تر باشند. ادبيات بدون نقد مانند ساندويج بدون نوشابه است! هيچوقت از گلو راحت پايين نمي رود.
كساني كه فقط از شما تعريف مي كنند به هيچ وجه دوست شما نيستند.


شايان الهامي  [www|@] :   (شنبه، 13 اسفند 1384، ساعت 14:30)

راستي، اين نظر پاييني من بودم. يادم رفته بود اسمم را بنويسم!


آرام  [www|@] :   (یکشنبه، 14 اسفند 1384، ساعت 02:27)

راه درست نوشتن بيشتر نقد مترقي و مقالاتي است درباره مشاهير دنيا ولو قبلا منتشر شده باشند در سايت ها .به دليل فيلتري بهتر است آنها را شما هم منتشر نماييد.تا سايت شم دبستان نباشد و مدرسه عالي باشد .خصوصي نمودن سايت و درست نيست . با نقد قرب دشمني ننماييد


سوسن جعفري  [ www|@] :   (یکشنبه، 14 اسفند 1384، ساعت 06:59)

:) موافقم! سلام و خسته نباشيد ...


قاسم طوبايي  [ www|@ ] :   (یکشنبه، 14 اسفند 1384، ساعت 09:00)

سلام
خسته نباشيد
از اين كه بالاخره صداي اصحاب خزه را هم شنيديم خوشحاليم.
باشما كاملا موافقم.
به اميد روزهاي بهتر
خواننده هايي مطلع تر
توي اين وانفساي بمب و ترور و راه پيمايي بيايد ما هم يك هدف راشته باشيم,يك شعار اصولي.
شعاري كه الان توي ذهنمه اينه:
يك ايراني
يك كتابخانه

سايت هاي اينترنتي اولين پيشنهاد منند
موفق باشيد.


امير اميري  [ www|@ ] :   (دوشنبه، 15 اسفند 1384، ساعت 20:50)

با درود بي پايان به شما عزيزان زحمت كش/
................. جاري باشيد


مولانا بوتيمار  [www|@] :   (جمعه، 19 اسفند 1384، ساعت 01:20)

به نزر مياد ادم باسواد اين سايت را نمي خواند.ياحرف شان را نمي نويسند در اين فرم. براي تان ارزوي خلاص دارم.سياست تان را عوض نماييد.از سانسور دست بشوييد.اين يادداشت را هم ازبين نبريد. بي سوادان دنيا همه باهم !.


راحله  [www|@ ] :   (شنبه، 20 اسفند 1384، ساعت 11:48)

سلام و خسته نباشید .
من پیشنهادم به عنوان یک مهمان تازه در این سایت اگر قابل باشم , این است که : کسانی که دنبال مسائلی غیر از ادبیات و هنر هستند در سایتهای دیگری حتمن شنونده هائی در خور خواهند داشت البته این به معنی این نیست که که در این سایت شنونده ای ندارند نه , بلکه ... اینکه به زبان اهل هنر باید مسائلی عنوان شود و هنرمند نباید خود را از مسائل روز دور بدارد شکی نیست ولی این روزها شرایطی حکمفرماست که میگوید احتیاط شرط عقل است پس باید مواظب پاهامون و گلیم هامون باشیم و مدیران خوب عمل می کنند . نکته این که این مثل اینجا مصداق دارد : هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد .


راحله  [www|@ ] :   (شنبه، 20 اسفند 1384، ساعت 11:56)

راستی یادم رفت , یه مطلب دیگه....اینجا هم انگار داره بن بست می شه, برای من به عنوان یه کسی که گاهی دستی به قلم داره و اصلن هم ادعای نویسندگی یا شاعری نداره اینجا جای خوبی بود برای مورد انتقاد یا تشویق قرار گرفتن ولی مثل اینکه کم لطفی بعضی از دوستان مدیران محترم خزه را به گرفتن بعضی تصمیمات واداشته که شاید خود نیز راضی به انجام آن نمی باشند ولی کسانی که این میان ضرر میکنند امثال من هستند , من آماده شنیدن هر گونه انتقاد همیشه بودم و هستم اما .... البته دو هفته از فرستادن دومین شعرم میگذرد ولی هنوز مورد لطف قرار نگرفته ام گله ای نیست . اما امیدوارم در روزهای آتی تصمیمی بهتر اتخاذ شود . پاینده باشید .


سارا محمدی  [ www|@ ] :   (یکشنبه، 21 اسفند 1384، ساعت 19:36)

سلام
و
سپاس!
نه خسته !


سوسن  [www|@] :   (چهارشنبه، 24 اسفند 1384، ساعت 01:00)

خوب نوشتيد . لذت بردم .





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب