جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

خنده‌ای محزون...

راحله عرب
storytellerarb@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


پائیز بود
زیر چتری نمناک
پای چناری بی‌برگ
بر نیمکتی بی‌رنگ

با نگاهی خیره
خندیدم

به صف چلچله‌ها
به شکوفایی یک غنچه‌ی گل
زیر باران
به لبخند شقایق در باد
به مواجی موج در رؤیا
خندیدم
خنده‌ای محزون

ناگه
خاطره‌ای لرزید
یادی رد شد
اشکی غلتید
پیرهنی لک شد

خندیدم
من به یالای پسر جیران
به پرواز کبوترهایش
به پدرسوخته گفتن منصور
وقتی گریه می‌کردم

به جیغ‌های نگار
که همیشه
عصبی بود انگار

خندیدم
خنده‌ای محزون

آه چه کیفی دارد یاد ایام
کاش می‌خندیدم
خوب
خنده‌ای بی‌پروا
که از آن می‌لرزید
همه‌ی پنجره‌ها.

نسخه‌ی قابل چاپ   31 فروردین 1385    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 7 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


صبوري  [ www|@] :   (پنجشنبه، 31 فروردین 1385، ساعت 14:01)

شعرتان را خواندم. واقعاً وزن بدي داشت. عجيب است كه در ده 80 هنوز كساني ده ي شصتي كار مي گويند.


هوو  [www|@] :   (یکشنبه، 3 اردیبهشت 1385، ساعت 01:31)

آقاي صبوري. وزن شعر اهميتي در كوبيدن آن ندارد. هم چنان كه شعرهاي جنابعالي در كلاغ و خزه با وزن دهه ي هشتادي شان همان قدر بي مايه اند كه شعر خانم عرب. پس اگر نقد علمي و متديكال را بلد نيستيم بيخودي خودمان را هم تزكيه نفرماييم. شما نقد ادبي بنماييد تا ما هم جواب منطقي بدهيم. اگرنه اگر كسي الآن با وزن قرن هفتم هجري هم شعر حسابي بگويد بايد طلايش گرفت. هوشنگ ابتهاج را كه مي شناسيد؟


صدرا هدايت  [www|@ ] :   (سه شنبه، 5 اردیبهشت 1385، ساعت 11:45)

جناب هوو،
حرفتان درست است، وزن شعر ربطي به خوبي آن شعر ندارد. بهترين مثال را هم آورده ايد: هوشنگ ابتهاج.
اما انصاف هم بد چيزي نيست!! براي ديدن "مايه" در شعرهاي اقاي صبوري و خانم عرب برداشتن عينك تحقير و پيش داوري لازم است!


هوو  [www|@] :   (چهارشنبه، 6 اردیبهشت 1385، ساعت 01:57)

سلام خدمت صدرا خان هدايت

غرض از قلمي كردن آن سطور مشعشع اين بود كه به واسطه ي فرم نمي شود متني يا كاري را نو يا كهنه خطاب كرد همان طور كه نادر نادرپور با مثال هاي دست اولي در مقدمه ي "چشم ها و دست ها" به آن ها اشاره كرده است و نياز به بحث مفصل تري در شش و هشت اسستتيك و غيره و ذلك نيست. اما راجع به مايه! عرض شود كه ما بخيل نيستيم و تحقير و پيش داوري هم نداريم. كار هر كسي مبين تلاش و مطالعه ي اوست. بنده هم اگر نشستم و دلي دلي خودم را قلمي كردم و براي سايتي فرستادم بايد انتظار داشته باشم يك نفر پيدا بشود و بگويد ابولي جان! اين ها را روي چه حساب و منطقي سنبل كرده اي؟
شايد "بي مايه" قدري تند روي بوده است اما انصافتان كجا رفته صدرا خان هدايت؟ شعر و شاعري را كه مي شناسيد؟


سكوت  [ www|@] :   (جمعه، 22 اردیبهشت 1385، ساعت 21:46)

خوب نبود..


معین  [www|@] :   (یکشنبه، 8 بهمن 1385، ساعت 14:59)

من نمی دونم کسانی که نظر دادند از چه جور افرادی هستند و چه اندازه سواد دارند.
ولی درک هر شعری به نظر شخصی من فراتر از یه نقد ادبیه مسخره هستش.
به نظر من تکه ناگه خاطره ای لرزید محشر بود.


اسمعیلیان  [www|@ ] :   (سه شنبه، 10 مهر 1386، ساعت 14:03)

اگر شعر شما را به دو قسمت تقسیم کنیم نیمه اول در تصویر و شعریت از نیمه دوم(بعد از پیراهنی لک شد) قدرتمندتر و بهتر است





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب