|
سه شعر از رضا طاهری |
رضا طاهری
|
![]() |
« چه نقشهای »
تصدقت شوم
از حالم خواسته باشی
در حوالی خلوت خیال
نشستهام
برایت نقشه میکشم
پشت نقشهی دلم
چه نقشهای
در حیاط خلوت دلم تنها
نشستهام
برایت چشمه میکشم
پشت پردهی اشک
چه چشمهای
۹ فروردین ۱۳۸۵
« آهستهتر »
آهستهتر نمیتوانم بگویم
دوستت میدارم
بخواب
خراش سینهات را
با زخمهای دلم خواهم شست
آهستهتر
نمیتوانم دعایت کنم
بخواب
« زخم »
سر
در خویش داشتی
بر دفتری
در شرح بلندبالای آرزو
در کف
شمار عمر رفته
و بر انگشت
زخم هییییییس
27 اردیبهشت 1385
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 5 )
||
بالای صفحه











نظر خوانندگان:
دوره خان خان بازي تمام شده . رمان بنويس . داستان بنويس. مقاله بنويس.نقد بنويس. سن ات بالا رفته . ما نياز هاي بيشتر داريم.ايران شاعر داره هزاران . ما نياز هاي نو داريم .والله بلاه شعر بس است . مردم دارن مي ميرن. والله بلاه بخدا .
بنويس كه شعر ديروز مال ديروزه و شعر امروز هم مال امروزه... شعراي همه روزه جاي خود دارد....
بعد از مدت ها انگار مجبورم زوركي هم كه شده سرم را از اين گوشه ي خماري بياورم بيرون.
باران خان! شما از كجا به اين كشف و شهودهاي خارق العاده رسيده ايد؟ سطر اول تان كه خبري است نو برمي گردد به انقلاب سفيد! "رمان بنويس . داستان بنويس. مقاله بنويس.نقد بنويس" هم بيشتر آدم را ياد ماشين صبحانه خوري مرحوم چارلي چاپلين مي اندازد.
ديكته تان هم كه به خوبي نقدتان است ديگر چي مي خواهيم. ايران منتقد دارد هزاران! ما اين وسط چي مي گوييم؟
در قندهار ما- قدري زبان فرق دارد با سرزمين شعر و داستان شما. ما هنوز اميد نقدهاي خوب و زياد اينخا داريم .از تارنماهاي بهتر نقد قرض نماييد .صواب داره براي ادبيات آينده .
سلام همنام
خيلي خوشحال شدم كه يه رضا طاهري هست چون شما ...كه
باعث افتخار همنامش هم بشه ... شما نويسنده كتاب
هفت تا و دو تا دوستت دارم هستيد ؟؟؟؟