|
شش شعر از پژمان الماسینیا |
پژمان الماسینیا
|
![]() |
« تأخیر »
قطار آنقدر دیر رسید
که همه رفتند
حتا من،
خوب که فکر میکنم
انتظار بازآمدنت را
در ایستگاه جا گذاشتم...
پاییز هشتادوچهار
« نگاتیوهای فراموششده »
عکسهای
روزگار جوانیام را
پنهان کردهای
تا
از یاد ببری
که هرگز
از یاد نبُردمت
*
حیف!
نمیدانی
طرحی دور
از لبخند آنروزهایم
از منحنیهای چهرهات
پیداست
زمستان هشتادوچهار، بهار هشتادوپنج
« یادهای ملایم »
از میان تمام
بازیهای کودکانهمان
تنها
یادم تو را فراموش
را
خوب بلد بودی
بهار هشتادوپنج
« بیستسال بعد »
به:
آیدین آغداشلو
و دلنوشتهی «دوعکس»ش
با خاطرهی مهدی کفایی
کلاغ، پَر.
گنجشک، پَر.
«پژمان»، پَر...
دوشنبه،
بیست شهریور هشتادوپنج؛
پرنده میشوم
«دویست قرص خواب و
یک شیشه سم نباتی»
بهای ارزانیست
برای پَرندهشدن.
بهار هشتادوپنج
« قایمموشک »
...حالا،
سالهاست
پشت دیوار اتاقت چشم گذاشتهام
تا فقط یکبار دیگر صدا بزنی:
بیا...
بهار هشتادوپنج
« بدرقه »
عبور،
یعنی:
لحظههایی که میروی؛
سالهایی که میمانم.
بهار هشتادوپنج
۲۸ خرداد ۱۳۸۵
||
( شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 4 )
||
بالای صفحه









نظر خوانندگان:
سلام
با شعر قايم موشكت خيلي حال كردم
قشنگ بود
اما با بقيه نه زياد
بخوان! بخوان! بخوان!
در اين فصل از نوشتن بايد مثل موش هر چه دستت مي رسد از كلاسيك و نو را بجوي تا در ذهنت به دنبال واژه نگردي و كلمه ها خود بر قلمت سرازير شوند. يادت باشد كه همه بابا طاهر عريان نمي شوند كه اصبحت كرديا و امشيت عربيا! بايد مايه بگذاري و بيشتر و بيشتر بخواني.
به اميد روزهاي پربار تو و ديگران
عالي بود...عالي
شعر قايم موشك انقدر قوي وموجز بود كه شايد خودت هم باورت نشود. من در اين كارها نوعي جنون متعقل ديدم كه فراتر از عقل عذابم مي دهد بابا چاهي است. چون جنون براي ديوانگان فقط نيست. اما درباره كارهاي ديگرت كمي دچار شكم. البته چون تصميم دارم روي كارهاي خوب اين سايت براي هر كدام از دوستان چند خطي بنويسم نميتوانم با تمركز بالا و ايستادن نقد كامل با شما باشم .اما در فرصت هاي بعدي كه تمام كارهاي اين سايت را به طور كامل خواندم حتما براي ان شعرهايي كه معتقدم موفقند به طور مفص خواهمم نوشت.
ممنوم