جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

چهار شعر از سارا محمدی

سارا محمدی
saraharayene@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


« شب و روز »

این واژه‌ها که جز تو نیستند

شب و روز
تمام زندگی من نیز همین است

که بتراشم واژه‌ها را
چون آنجلو
که داوود را

و بیرون بکشم تو را
از دل سنگ‌شان




« رنگ‌ها نبوده‌اند »

که صدا
صدا نبوده‌است
که رنگ‌ها
رنگ نبوده‌اند
و نه اصلن قرمزها،
قرمز
و نه اصلن آبی‌ها،
آبی

که تو دست تکان دادی...

جاده شدم
سنگِ زیر پا شدم
علایم بی‌انتها شدم
مقصد مچاله شد
آسمان و زمین روبوسی کردند
قطب‌ها با هم خوابیدند
هم‌آغوشی قطب شمال و قطب جنوب
زمین دریاها را بلعید
کوه‌ها به آسمان پناه بردند

چایت نصفه‌کاره بود
پرسیدی
«فردا کِی است؟»
چند ماهی از شاخه‌ها عبور کردند
نه انگار که زن بودم
گفتم هم‌اکنون فرداست
نه انگار آدم بودم
از پنجره به آسمان پر کشیدم

نه که بخواهم ماه باشم
یا که ماهی
می‌خواهم ماه و ماهی را بخوابم
نه که بیدار نباشم
بخوابم که بیدار باشم
نه که بیدارِ بیدار
بیدار که بخوابم
و
رویاهایم را برای باغ‌های میوه بچینم




« گردن‌بند »

در تمام میهمانی‌ها
آویز گردنِ من
کلید خانه‌ی توست

حالا بگذریم
مرا جرأتِ آمدن نیست و
تو را
جرأتِ عوض‌کردن قفل




« دزد دریایی »

توفانی بود
آمد و رفت

دلِ دریا خالی شد

چند ماهی مرده
یک بطری
بی نقشه‌ی گنجی

نسخه‌ی قابل چاپ   20 تیر 1385    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 8 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


Anonymous  [www|@] :   (سه شنبه، 20 تیر 1385، ساعت 20:22)


آفرين سارا روز به روز بهتر مي شوي تو نوشتن را مي تواني بسيار بنويس واز سايه ها نترس


داوود پنهاني  [ www|@ ] :   (چهارشنبه، 21 تیر 1385، ساعت 01:03)

سلام. زيبا بود. خيلي زيبا.لذت بردم.


باران  [www|@] :   (یکشنبه، 25 تیر 1385، ساعت 13:38)

با سلام

بعضي از سطرهاي شعرتان درخشان بود
ولي در پاره اي از سطور برخي كلمات اضافي اند و به شعريت كار لطمه مي زنند.


فريدون  [ www|@ ] :   (یکشنبه، 1 مرداد 1385، ساعت 14:33)

شعر شب و روز زيباست. اما شعر رنگها نبودند و شعر دزد دريائي داراي سكته هاي بسياري است. دراولي بيش از حد توضيح داده شده است.در دومي مطلب پرورانده نشده است.


Anonymous  [www|@] :   (دوشنبه، 9 مرداد 1385، ساعت 11:39)

فکر میکنم جز کار سوم که یک دست بود در سه کار دیگر دچار توقفهای ناگهانی و سر در گمی برای رساندن مفهوم بودی ونیز در کار اول ماجرای استفاده شده داوود و انجلو در زبان شعری تو جای نگرفته ونه خود جاندار شعر می باشد
و موفق باشی


مازيار عارفاني  [ www|@] :   (سه شنبه، 5 دی 1385، ساعت 12:24)

شعر گردنبند با كو تاهي طولي اش در عر ض موفق به گشايش حوزه هاي معنايي براي من مخاطب مي شود.اما ما بقي شعر ها اين ايجاز را رعايت نكرده اند. مثلا شعر دزد دريايي با تمام كوتاهي اش موجز نيست. زيرا معنا كوچكتر از متن است. بايد اندازه ايجاز را نسبت فرم ومعنا دانست. و بعد از خواندن شعر معنا را تمام شده وانتقال يافته نديد.اما مي توانم به جرات بگويم گردنبند شعر خوبي است. دستتان درد نكند. خسته نباشيد.


ممنونم.


فهیمه  [www|@] :   (پنجشنبه، 3 اسفند 1385، ساعت 12:11)

شعر گردنبند خیلی زیباست


ناصر کلان  [ www|@ ] :   (یکشنبه، 19 اسفند 1386، ساعت 08:44)

درود
بدون مقدمه می گویم : ذهن شلوغی داری و این برای نوشتن ساخته شده. بیشتر بنویس تا تیز تر بشه. از ذهن های شلوغ است که شاهکارهای ادبی متولد می شن.
ما رو در جریان کارهای جدیدت بذلر.
بدرود
به ما سر بزن

















لطفاً آن‌چه را که در تصویر پایین می‌بینید وارد کنید.
(کد امنیتی برای جلوگیری از اسپم)




زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب