|
كوارتت اسكندریه (بخش اول) |
واحد ترجمهی خزه
|
![]() |
زندگی و مشغلههای «لارنس دورل» و مكاتبات او با هنریمیلر
ترجمه و تخلیص: نیلوفر ذكایی ـ واحد ترجمهی خزه
لارنس دورل (Lawrence Durrell) متولد جلاندر هند است در شرق. پدر و مادرش اما
انگلیسی بودند. در یازده سالگی به مدرسهای در انگلستان فرستاده شد. كشوری كه
هیچگاه در آن خوشنود نبود. شاید بیشتر به همین دلیل در تحصیلات رسمی ناموفق بود و
در امتحان ورودی دانشگاه رد شد. از این کشور به سرعت گریخت.
خیلی زود، نوشتن را آغاز کرد، اما پانزده ساله بود که سبک شاعرانه و خاص خود را
پیدا کرد.
![]() |
اولین کارش به سال 1931 منتشر شد با نام «قطعهی قابل توجه» (Quaint fragment).
در 22 ژانویهی 1935 دورل با نانسی ایزابل مایرز ازدواج كرد. (که اولین ازدواجش بود
و بعد سه ازدواج دیگر در شناسنامهاش به ثبت رسید، تا 4 ازدواج نسبتن ناموفق داشته
باشد). اواخر همان سال دورل و خانوادهاش همراه برادرش به جزیره کورفوی یونان
مهاجرت کردند، برادری که ژرالد دورل نام دارد كه بعدها شدیدن محافظهكار شد.حتا
زمانی که نویسندهای محبوب به حساب میآمد محافظهکاری را در زندگی خشن انگلیسی رها
نکرد. همان سال نخستین رمانش را، Pied piper of lovers (عشاق نینواز)، انتشارات «كاسل»
منتشر کرد.
و اندکی بعد نامهای صریح و تحسینبرانگیز به «هنری میلر» خالق «مدار رأسالسرطان»
نوشت. به یاد بیاوریم اکثر منتقدان و اهل کتاب، مدار رأسالسرطان را تا آن روزها
شاهکار میلر میدانستند. این نامه به دوستی عمیق و متقابل میان دو نویسنده انجامید
و بدهبستانی در میدان اندیشه میانشان ایجاد گشت. آنها با هم پیش میرفتند، مثلن
موضوع كتاب سیاهِ دورل، «چهارنامهی طنز سیاه» (Cour letter words Grotesc) همانندیهای
شگرف و شگفتی با مدار رأسالسرطان دارد.
در آگوست 1937 او و نانسی به «ویلا شرا» واقع در حومهی پاریس سفر كردند. سفری برای
ملاقات با «هنری میلر» و آنیسی نین که آغازی بود برای جنبشی ادبی میان او و میلر،
آلفرد پرلز و نین. جنبشی که گروهی تازه و حرکتی نو آفرید به نام «گروه خارج از شهر»
که سری کتابهای «ویلا شرا» را منتشر کردند، کتابهایی چون «كتاب سیاه» دورل، «ماكس
و سلول بیگانهخوار سفید» میلر، «زمستان تزویر» نین، و...
با گسترش جنگ جهانی دوم، مادر و بستگانش به انگلیس بازگشتند در حالی كه دورل در
كورفو ماند. بعد از شكست یونان، لارنس دورل از راه كرت به اسكندریهی مصر فرار كرد.
در همانجا تکنگاری جزیرهی كورفو و چگونگی زندگیاش را در همان جزیره و «لكهی
درخشان جزیرهی ایونی» را نوشت.
در طول جنگ دورل در مطبوعات وابسته به سفارتخانههای انگلستان خدمت میكرد. ابتدا
در قاهره و سپس در اسکندریه. بعد از جنگ تنشهای سیاسی مختلفی را در كنار تدریس بر
عهده گرفت. در اسكندریه بود كه او «ایویت كُهن» را ملاقات كرد. بانویی كه بعدها
الگوی دورل برای كتاب «جاستین» شد. دورل در سال 1942 از نانسی جدا شد. در سال 1947
با «ایوِت كُهن» ازدواج كرد و دختری به دنیا آوردند.
در سال 1947 به مقام مدیریت انجمن انگلیسی در كوردوبای آرژانتین منصوب شد. مدت 18
ماه دورل، آنجا سخنرانیهایی دربارهی موضوعات فرهنگی برگزار كرد.
تابستان 1984، زمانی كه مارشال تیتو پیمانش را با حزب استالین شكست، او به انگلستان
بازگشت. از جانب انگلیس، دورل به بلگراد فرستاده شد و تا سال 1952 آنجا ماند. این
اقامت خمیرمایهی كتاب «عقابهای سفید بر فراز صربستان» را به او داد که در سال
1957 منتشر شد. در سال 1952 به قبرس سفر كرد، خانهای خرید و برای این که از نظر
مادی به کار ادبیاش لطمه نخورد، معلم ادبیات شد، در PanayPrain Gymmasium.
در دوران هرج و مرج و ناامنیها، زمانی كه انگلستان و یونان درصدد بودند روابط خود
را بازسازی كنند، دورل در خدمت روابط عمومی دولت انگلستان درآمد. او «لیموی تلخ» را
دربارهی چگونگی زندگیاش در قبرس نوشت.
در سال 1957 «جاستین» را منتشر كرد. اولین قطعه از «كوارتت اسكندریه» كه بعدها
مشهورترین اثر او شد.
جاستین، بالتازار (1958)، مانتولیو (1959)، و كله (1960)، دربارهی وقایع جنگ جهانی
دوم اسكندریه نوشته شدهاند و «كوارتت اسكندریه» نامیده شدهاند. سه كتاب او اساسن
داستان مشابهی را نقل میكنند، اما از دیدگاههایی مختلف. تنها در قسمت نهایی
«كِله» (clea) داستان پیش میرود و به پایان میرسد.
كوشش «جورج كاكر» به سال 1969 برای ساختن فیلمی از (جاستین) به جایی نرسید.
دورل در سال 1961 با «كلودمری و نیزدان» ازدواج كرد كه در سال 1967 به خاطر سرطان
از دنیا رفت.
او در «سامیریز»، دهكدهای در پرو ونز فرانسه اقامت گزید. جایی كه «طغیان آفرودیت»
را نوشت.
طغیان آفرودیت شامل کتابهای «قبا» (یا پوست و پوشش، پوستین و... tance) و «نونگام»
(Nunquano)، و كوئینت آوینیون، است كه از 1968 تا 1970 منتشر شدهاند. در این
کتابها تلاش شده موفقیت «كوارتت اسكندریه» تكرار شود. در طغیان آفرودیت
نقشمایههای فراوانی در تشابه و همسانی با کوارتت اسکندریه وجود دارد، که این
همانندیها را جوهرهی مشترک آثار نویسنده خواندهاند. اما خود دورل آن را
پنجگانهای مشترک خوانده است. بخش میانی این پنجگانه و عامل اتحاد آنها، یعنی
«كنستانس یا تمرینات گوشهنشینی»، نامزد جایزهی بوكر در سال 1982 شده است.
«كوئینتت آوینیون» نسبت به «كوارتت اسكندریه» كمتر دیده و شناخته شده است. چون در
زمان نوشتهشدنش و حالا نیز، رمانهای دورل، شعرهای او را به سایه راندهاند و
آنها را تحتالشعاع قرار دادهاند.
پیتر پورتر (منتقد) در نقد مجموعهی منتخب اشعار دورل، دربارهی او به عنوان یک
شاعر مینویسد: «یكی از بهترینهای 100 سال گذشته که اشعارش از لذتبخشترین
شعرها» هستند. او در ادامه، فن شاعری دورل را به عنوان «صوت و هماهنگی آواهای
همواره زیبا» مطرح میكند.
لارنس دورل سالها از درد معده زجر میكشید. او در سال 1990، بر اثر سكته، در
فرانسه درگذشت.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵
||
( معرفی نويسنده
)
||
نظر خوانندگان ( 0 )
||
بالای صفحه










نظر خوانندگان: