|
انقلاب ديجيتال در جشنوارهی فیلم فجر |
حسين ذوقی
|
![]() |
در بيست و پنجمين جشنوارهی بينالمللی فيلم فجر که چندی است آن را سپری کردهایم
بيش از ۱۰ فيلم روی پرده رفت که به طريقهی ديجيتال ساخته شدهاند. ديگر خيلی از
کارگردانها از نگاتيو فاصله گرفتهاند و با دوربينهای ديجيتال فيلم میسازند.
اتوبوس شب، خونبازی، روز برمیآيد، پايان راه، سينهسرخ، روز باران، روايتهای
ناتمام، رمز، آنسه و چند روز بعد فيلمهای ديجيتالی هستند که در بخشهای مختلف
مسابقه و خارج از مسابقهی جشنوارهی امسال روی پرده رفتند.
از اين تعداد ۲ فيلم اتوبوس شب و روز برمیآيد در بخش مسابقه حضور داشتند و روايتهای
ناتمام، پايان راه و آنسه در بخش فيلم اول کارگردان حاضر بودند و مابقی در بخشهای
جنبی؛ خونبازی هم در بخش بينالمللی به نمايش درآمد.
به اين ترتيب بيست و پنجمين جشنوارهی فيلم فجر از لحاظ تعداد فيلمهای غيرنگاتيوی
به رکورد تازهای دست پيدا کرده است تا اتفاقی که تا همين سال گذشته، ناگوار تلقی
میشد تبديل به يک امر عادی شده و تعداد فيلمسازانی که به سمت جهان ديجيتال پيش میروند
بيشتر از پيش شود.
موج زنده
نگاهی به کاربردهای ديجيتال در سينمای ايران نشان میدهد اين حيطه چندان هم جوان
نيست. برای مثال: در سينمای حرفهای، برای اولين بار ابراهيم حاتمیکيا در فيلم «موج
مرده» که به نسبت ديگر فيلمهايش توجه کمتری به آن شد، از دوربين ديجيتال بهره برد.
تا پيش از آن دوربينهای ديجيتال صرفن در اختيار آماتورهايی بود که رؤيای سينمای
حرفهای را داشتند يا به هر وسيلهای میخواستند فيلم بسازند. به هر شکل نام
ديجيتال و فيلم کوتاه در چند سال اخير پيوند خورده بودند و فيلمسازان جريان حرفهای
و فيلم بلند به دوربين ديجيتال به چشم يک اسباببازی پيشپاافتاده نگاه میکردند.
آنها اعتقاد داشتند که هيچ وسيلهای جای دوربينهای ۳۵ ميلیمتری و نگاتيوهايش را
نخواهد گرفت. کمکم ديجيتال به دست چند فيلمساز پيشرو افتاد؛ فيلمسازانی که اتهام
جشنوارهای بودن فيلمهایشان را به دوش میکشيدند.
شايد سکانس پايانی فيلم طعم گيلاس ساختهی عباس کيارستمی که خيلیها ساخت آن سکانس
را به بهمن کيارستمی (پسر فيلمساز) نسبت میدادند، سکانسی بهيادماندنی و مرتبط با
تبديل نگاتيو به ديجيتال باشد.
طعم گيلاس با نگاتيو ساخته شده بود، اما سکانس جذاب پايانی فيلم ناگهان تغيير رويه
داد، فرم فيلم را به هم ريخت، روايت داستان را تغيير داد و فيلم را ماندگار کرد.
اين سکانس جذاب شايد شروع جهان ديجيتال برای سينمای ما بود.
کيارستمی پس از آن، مگر در شرايط خاص، نگاتيو را رها کرد تا الگوی بسياری باشد برای
نحوهی استفادهی ديجيتال در سينما. او درست در مسير تئوریهای سينمای ديجيتال حرکت
کرد. مدام فيلم ساخت و تقريبن هر ايدهای که داشت با دوربين ديجيتال شخصیاش به
تصوير کشاند تا آ.ب.ث آفريقا، پنج، ده و... ساخته و نام او در تيتراژ به عنوان
کارگردان حک شود.
کيارستمی در يکی از کارگاههای آموزشی خود (ورکشاپ) در ايران در اين باره اين گونه
اظهارنظر کرده بود: دوربينهای ديجيتالی، امکان نگاهکردن به پيرامونمان را به شکل
تازهای به ما میدهند و شايد هرگز دوربينهای ۳۵ ميلیمتری اين امکان را برای ما
نداشتند.
به هر حال کيارستمی تنها فيلمساز ايرانی و شايد يکی از معدود فيلمسازان مطرح و صاحبسبکی
به شمار میرود که چند سالی است ديجيتال را برای خود سنت قرار داده و از راه خود
کنار نمیرود، اين يک واقعيت است که جهان ديجيتال در حال رشد در سينماست و طولی
نخواهد کشيد که سينما را نيز تحت سيطرهی خود قرار خواهد داد؛ از ديجيتالیشدن نحوهی
پخش سينماها تا ساخت فيلم. با منسوخشدن سيستمهای VHS و S-VHS در ايران که فرمتهای
ساخت فيلمهای کوتاه و آماتوری به حساب میآمد، جوانان فيلمساز رو به ديجيتال
آوردند و با دوربينهای miniDV جهان خود را ساختند. با اين روش امکان ساخت بیشمار
فيلم کوتاه، مستند و تجربی در سال به وجود آمد. هزينهها به شدت پايين و شرايط ساخت
بسيار آسانتر شد. ديگر فيلمسازی برای جوانان رؤيای دستنيافتنی نبود. مسير ساخت تا
نمايش کوتاهتر، کمهزينهتر و آسانتر شده بود. اين نسل به نوعی به همراه ديجيتال
در سينما رشد و عادت ديجيتالی خود را به سينما وارد کرد. از آن نسل هر فردی که
شرايط ساخت فيلم برای او فراهم شد به ديجيتال وفادار ماند و در همين راه فيلم ساخت.
MiniDVها بزرگ شدند و سينمای حرفهای ما با نام ديجيتال آشنا شد.
اما همهی ديجيتالیشدن سينمای ايران در اين نمونهی ساده خلاصه نمیشود. جهان
سينما در حال پيشرفت بود. اقتصاد در طرف ديگر شرايط را تعيين میکرد. ديجيتال برای
مقتصدان اين شرايط را فراهم میکرد که با هزينه و واسطههای کمتر بتوانند فيلمها
را تهيه کنند. تهيهکنندهها با همراهی دوربينهای DV ديگر در نوبت دوربينهای ۳۵
ميلیمتری، خريد نگاتيو، لابراتوار و... نمیمانند و اينها همهی هزينهها را بيش
از پيش میکاهد.
اما همه چيز در اقتصاد هم خلاصه نمیشود؛ اين حرکت ناگزير سينما از مسير گذشته به
حال و آينده است. همانطور که عمر دوربينهای نسل VHS خيلی زود به پايان رسيد و نامشان
همچون دوربينهای ۸ و ۱۶ ميلیمتری نوستالژيک شد، حالا نوبت روزگار به DVها رسيده
است.
HD دوستداشتنی
موج جديد متعلق به HDهاست. امسال دو فيلم سينهسرخ و اتوبوس شب به طريق HD فيلمبرداری
شدهاند. زمان کوتاهی مانده تا موج ديجيتال سينمای ايران را در خود غرق کند. اين
اتفاقی است که میتوان آن را مبارک دانست؛ هرچند از معايب خاص آن هم نبايد چشم
پوشيد.
بهزاد دورانی ـ فيلمبردار ـ در اين باره میگويد: «تصويربرداری ديجيتالی راحتتر
است. در شرايطی هستيم که امکانات تبديل اين فيلمها به دست آمده، به همين دليل
استفاده از ديجيتال بيشتر شده است. نکتهی ديگر اين که به سهولت میشود اين دوربينها
و امکاناتشان را فراهم کرد.»
دورانی در جشنوارهی امسال، فيلم «رمز» را با دوربينهای ديجيتال تصويربرداری کرده
است، در جشنوارهای که موج ديجيتال در آن به چشم میخورد. خيلیها معتقدند با اين
روند و با ورود نسل HD، دورهی نگاتيوهای ۳۵ ميلیمتری به پايان خواهد رسيد.
فيلمبردار فيلم رمز در اين باره میگويد: «هنوز ۳۵ ميلیمتری را ترجيح میدهم.
نگاتيو از نظر رنگ و عمق ميدان امکانات بینظيری دارد، هرچند که با دوربينهای
ديجيتالی هم میشود با تمهيداتی اين مشکلات را رفع کرد. در کل اتفاق جالبی نيست که
۳۵ ميلیمتری حذف شود. بايد سيستمهای جديد دوربينهای فيلمبرداری را وارد کنيم و
با تکنولوژی جديد اين نسل آشنا شويم.»
او يکی از معايب ديجيتال را نحوهی پخش آن میداند: «چون سيستم پخش ديجيتالی مناسب
را در ايران نداريم، در کل فرق آنچنانی ندارد.»
اما دورانی با ديجيتال موافق است: «تجربهی بدی نيست، برای فيلمسازان کهنهکار و
جوان جای مانور فراوانی دارد. اصلن اتفاق بدی نيست که به سمت ديجيتال پيش رويم.»
دو نکته در پيش روست؛ صرفهجويی اقتصادی از يک سو و افت کيفيت از سوی ديگر. اما
اسماعيل براری ـ کارگردان سينمای ايران ـ راه سومی را عنوان میکند: «ما در عصر
ديجيتال زندگی میکنيم. بسياری از قراردادها تغيير کرده است. جدا از صرفهجويی
اقتصادی، شايد دوربين ديجيتال افت کيفيت به وجود میآورد، اما ما را از سيطرهی
خفقانآور مديران کوچک و بزرگ بيرون آورده است. تا قبل از اين بايد برای گرفتن يک
حلقه نگاتيو به صدها نفر گزارش میداديم. با ديجيتال، در عصر ديجيتال ديگر کسی نمیتواند
انحصاری به سينما نگاه کند.»
امروزه با تکنولوژی در عصر ديجيتال ما به راحتی میتوانيم با برنامهی Google
earth، مکانهايی را تماشا کنيم که پيش از اين در حیطهی اختيار قدرتها بوده است.
در سينما نيز اين جريان به چشم میخورد، تا پيش از ورود ديجيتال، سينما در انحصار
صاحبان ابزار بوده، اما حالا ديگر اين حکومت سينمايی وجود ندارد، سينما در اختيار
همگان قرار گرفته است.»
کارگردان فيلم روز باران که در جشنوارهی بيست و پنجم حاضر است، درباره افت کيفيت
فيلم در مديوم ديجيتال میگويد: «تمام مسايل فنی را که ديجيتال ندارد، میشود حل
کرد. نور و رنگ را میشود با کمی تمهيد حل کرد، برای مشکل عمق ميدان حداقل ۵ راه میتوان
طی کرد، به نظر من جريان فيلمسازی تغيير نکرده است؛ امکاناتی اضافه شده و در عين
حال چيزهايی را از دست دادهايم. پس بايد اطلاعاتمان را افزايش بدهيم و اطلاعات
فنی ديجيتال را برای خودمان بالا ببريم.»
انقلاب دموکراتيک
ديجيتال در سينما جريانی دموکراتيک ايجاد کرده است. نفی کنترل صاحبان قدرت در سينما
شايد اولين اقدام دموکراتيک ديجيتال در سينما باشد. فناوری ديجيتال، جهان واسطههای
ابزار سينما را حذف میکند. امکانات را تقريبن يکسان در اختيار کسانی میگذارد که
میخواهند فيلم بسازند. در ادامه حتا انحصار را از دست کسانی درمیآورد که ترانزيت
فيلم انجام میدهند.
با ديجيتال ديگر توان فيلمسازی، انحصاری نيست، پس هر کارگردانی میتواند فيلم خود
را دراختيار داشته باشد و آن را به هر جشنوارهای که خواست بفرستد.
براری در اين ارتباط میگويد: «جريان ورود و خروج فيلمها هميشه در انحصار آدمهای
خاصی بوده است. حالا با ظهور ديجيتال در سينمای ما ديگر اين انحصار شکسته شده است.
آن آدمها بايد پی کارشان بروند و کشکشان را بسابند!»
پس از انقلاب ديجيتال ديگر شما به عنوان يک فيلمساز بومی در فستيوالها حضور
نخواهيد داشت، بلکه با عنوان يک شهروند جهانی شرکت خواهيد کرد. اين مدنيت جهانی
سينمای ديجيتال است. به نظر میرسد حالا صنعت سينما تصميمش را گرفته و سينمای
ديجيتال پا در راهی طولانی گذاشته است. شايد وقتی فرانسوا تروفو آرزوی خود را بيان
کرد هيچ کس به او ايمان نداشت. تروفو پيامبر سينما نبود اما آرزوی بزرگش رنگ حقيقت
گرفته است. شاعر سينمای فرانسه، آرزو کرده بود روزگاری برسد که هر کس سينمای خودش
را داشته باشد و فيلم خودش را بسازد، آرزو داشت که ديگر سينما در انحصار کسی نباشد
و ديکتاتور نداشته باشد. ما وارد دولت دموکراتيک سينما شدهايم. آرزوی تروفو
برآورده شده است.
شايد سينمای ايران هنوز از سينمای خيلی کشورها در عرصهی ديجيتال عقبتر است، اما
جشنوارهی بيست و پنجم را میتوان انقلابی در جهان سينمای ديجيتال خود تصور کنيم.
امسال بيش از ۱۰ فيلم داشتهايم و مطمئنن اين رقم بالاتر خواهد رفت. ديگر همه به
ديجيتال رو آوردهاند. صاحبان ابزار کهنهی سينما هم به سمت ديجيتال رفتهاند و سعی
در تهيهی مجهزترين ابزار ديجيتال را دارند.
روزگاری که موج مرده از ديجيتال عبور کرد و بر پردهی سينماها رفت و هنگامی که
کيارستمی با دوربين DV فيلم ساخت، باور اين روزها دور از ذهن بود، اما امروز در
جشنوارهمان دو فيلم داريم که با دوربين HD ساخته شده است و لايهی ديگری از انقلاب
ديجيتال در راه است.
سميرا مخملباف در سخنرانیاش در جشنوارهی کن گفته بود: «دوربين سينما توسعهی چشم
خلاق سينماگر است؛ چشمی که در ابتدا به دليل حجم دوربينهای فيلمبرداری و دشواری
استفاده از آن و نياز به متخصصان، چون باری گران بر انديشه و احساس فيلمساز تحميل
شده بود. اکنون با انقلاب ديجيتال به راحتی میتوان تصور دوربينی را کرد که چون
عينکی سبک و کوچک باشد يا حتا چون لنزی در چشم فيلمساز.»
دموکراسی سينمای ديجيتال هر امکانی را به ما میدهد.
۳ اسفند ۱۳۸۵
||
( انديشه
)
||
نظر خوانندگان ( 2 )
||
بالای صفحه









نظر خوانندگان:
جان تو نه ان خودم خيلي مطلبت خوب بود. تنها مطلبي بود كه با عشق و علاقه ي بسيار اديت كردم!
خوب بود . ممنون