جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

مصاحبه با میترا کاویان، نقاش معاصر

ایونا نویسکا
ivonnovi2002@yahoo.co.uk
آثار ديگری از اين نويسنده


میترا کاویان (متولد ۱۳۴۲ در اصفهان)، نقاش ایرانی. لیسانس نقاشی از شهر مادری‌اش دارد؛ ۴ نمایشگاه انفرادی و ۴۰ نمایشگاه گروهی در ایران و خارج از ایران داشته است. عضو گروه «دنا»ست که غیر از خود او، ۸ نفر از نقاشان زن ایرانی از نسل‌های مختلف نیز در آن حضور دارند، یعنی شهرزاد اصولی، فرح اصولی، آریا شکوهی اقبال، مریم شیرینلو، رعنا فرنود، فریده لاشایی، معصومه مظفری و گیزلا وارگا سینایی.
به مناسبت نمایشگاه تابلوهای گروه دنا که از اواسط شهریور تا مهرماه سال ۱۳۸۵ در «گالری آسیایی» شهر ورشو برگزار می‌شد، با خانم کاویان در قهوه‌خانه‌ی «این‌جا را دوست دارم» در شهر قدیم ورشو برای سایت اینترنتی ایران‌شناسان ورشو مصاحبه کردم. مثل مصاحبه‌های دیگر، این را هم به فارسی تایپ کرده‌ام و در اختیار هنردوستان عزیز ایرانی می‌گذارم.
ایونا نویسکا



ایونا نویسکا: می‌توانید اصلن بگویید که چطور شد شما نقاش شدید؟ چطور این تصمیم را گرفتید، کی آن را گرفتید؟

میترا کاویان: اتفاقن من از بچگی دوست داشتم نقاشی بکنم، مثل هر شخص دیگری. یعنی فکر می‌کنم چیزی است که ذاتن در وجود هر کسی هست. بعضی‌ها پرورشش می‌دهند، علاقه‌شان بیش‌تر است دنبالش می‌روند، بعضی‌ها هم یک چیز دیگر را دوست دارند، ولی با هر کسی صحبت بکنی، اکثرن، در حقیقت نقاشی کردن را دوست دارند و زمانی، حالا چه بچه بودند چه همین الان کار می‌کنند، حالا یا به صورت حرفه‌ای یا برای خودشان. برای من هم همین‌طور بود. ولی قبل از دانشگاه تصمیم داشتم پزشکی بخوانم. تلاش هم می‌کردم یعنی درس می‌خواندم. انقلاب شد، انقلاب اسلامی و دانشگاه‌ها برای دو سه سال تعطیل شد. شد زمانی که من دیپلم گرفتم و نتوانستم کنکور بدهم بروم دانشگاه. بعد توی آن شرایط ازدواج کردم و دیگر می‌رفتم کلاس و نقاشی می‌کردم. یعنی اصلن برای خودم نقاشی می‌کردم مثل همین حسی که می‌گویم از بچگی داشتم. گفتم، خوب الان فعلن نقاشی بکنم. نقاشی هم که کردم دیدم واقعن خیلی علاقه دارم به این کار. با شوهرم صحبت کردم و می‌خواستم ادامه دهم که دانشگاه باز شد، بعد از ده سال، البته چون در این بین بچه‌دار هم شده بودم طول کشید. یعنی یک فاصله‌ی ده ساله طول کشید این قضیه. بعد تصمیم گرفتم رشته‌ی هنر امتحان بدهم. امتحان دادم و رفتم دانشگاه در رشته‌ی نقاشی و یک جورهایی اصلن انگار قدر این رشته و دانشگاه را می‌دانستم. بیش‌تر از همه تو دانشگاه کار می‌کردم، بیش‌تر می‌ماندم و همیشه هم نمره‌هایم بهتر از همه می‌شد. با این که سن بعضی‌ها خیلی کم‌تر از من بود. وقتی دانشگاهم تمام شد همان‌طور ادامه دادم، از اصفهان آمدم تهران...

ای. ن.: چون در دانشگاه اصفهان...؟

کاویان: بله، اصفهان درس می‌خواندم. آمدم تهران و با بچه‌ها آشنا شدم، با یکی دو تا از بچه‌ها اول آشنا شدم. گروه که تشکیل شد من هم توی گروه بودم.

ای. ن.: گروه دنا؟

کاویان: بله. نمایشگاه‌های انفرادی را که از اصفهان شروع کرده بودم یا بعد گروهی، ادامه دادم. انفرادی و گروهی توی تهران و بعد هم همکاری با گروه.
اساسن این‌که من رشته‌ی نقاشی را انتخاب کردم بعد از این همه صحبت می‌شود گفت دلیلش انقلاب فرهنگی‌ای بود که توی ایران پیش آمد. چون اصلن قبلش فکر نمی‌کردم که بروم رشته‌ی نقاشی.

ای. ن.: فقط علاقه داشتید.

کاویان: رشته‌ام تجربی بود.

ای. ن.: جالب است (خنده). در کار نقاشی می‌شود آیا گفت که شما به سبک خاصی، بیش‌تر تکنیک منظورم هست، روغن و یا آب‌رنگ علاقه دارید؟

کاویان: بیش‌تر کار می‌کنم؟ من یک مدت فقط با آکریلیک کار می‌کردم. البته هنوز بیش‌تر آکریلیک است ولی تازگی‌ها بعضی موقع‌ها با رنگ و روغن رویش کار می‌کنم.

ای. ن.: روی آکریلیک با رنگ و روغن؟

کاویان: می‌شود کار کرد. یک جایش را رنگ و روغن کار می‌کنم ولی برای یک مدت طولانی با آکریلیک کار می‌کردم.

ای. ن.: چطور شد که به گروه دنا پیوستید؟

کاویان: گروه دنا را من... دو سه سال بود آمده بودم تهران، توی انجمن هنرمندان نقاش ایران با خانم اصولی آشنا شدم. خانم اصولی آن موقع تصمیم گرفته بودند با خانم سینایی و خانم آریا اقبالی یک گروه تشکیل بدهند.

ای. ن.: سه نفر؟

کاویان: سه نفر بودند، بله. این تصمیم‌شان را به بعضی از بچه‌ها گفته بودند مثل خانم فرنود، خانم لاشایی و بچه‌هایی که از اول توی گروه بودند. آن موقعی که با من آشنا شدند کار من توی بینال قبول شده بود، توی موزه‌ی هنرهای معاصر تهران. کار مرا دیدند و...

ای. ن.: در چه سالی؟

کاویان: این مال حدود شش سال پیش بود. بعد به من گفتند که این نوع کارت فکر می‌کنیم که انتخابی باشد که برای آن هدفی که ما داریم خوب باشد، هدفی که گروهی شامل نسل‌های مختلف و کارهای مختلف و استیل‌های مختلف تشکیل دهیم. به من پیشنهاد کردند و من خیلی از بچه‌ها را، خوب اسم‌های‌شان را شنیده بودم، ولی از نزدیک این‌طوری صمیمی با آن‌ها آشنا نبودم. این باعث شد که من با یک سری از بچه‌های گروه که کم‌تر آشنا بودم، آشنا بشوم و این‌طور وارد گروه شدم.

ای. ن.: می‌توانید کمی بیش‌تر درباره‌ی گروه دنا بگویید؟ خانم لاشایی گفتند که فعالیت آن در خارج از ایران زیاد است. شما حالا اشاره کردید به این‌که نسل نسلی است.

کاویان: فعالیتش بله، خارج از ایران است. حتا توی ایران هم که ما نمایشگاه داشتیم، چند تا در این مدت، در تهران نگذاشتیم. چون ما خودمان نقاش‌های شناخته‌شده‌ای هستیم. به هر حال نمایشگاه‌های مختلف گروهی از ما کار می‌خواهند، ما کار می‌گذاریم و اگر بخواهیم دوباره این کار را تکرار بکنیم یک چیز اضافه‌ای است. یعنی کارهای‌مان را که دائم در تهران، در نمایشگاه‌های مختلف دارند می‌بینند. ولی در شهرستان ممکن است این قضیه برای‌شان کم‌تر باشد، هم به خاطر تیپ کارمان، هم به خاطر این که همه‌مان زن هستیم. از یک کاتالوگ کوچک شروع شد. توانستیم نمایشگاه‌های مختلف هم در خارج بگذاریم. همین که ما از...

ای. ن.: در ایران کجا نمایشگاه داشتید؟

کاویان: در اصفهان دو بار برگزار کردیم، در زنجان دو بار، در رفسنجان نزدیک کرمان یک بار و در یزد، در یزد هم یک بار.
درباره‌ی نسل: سه دوره‌ی کاری مختلف هستیم، نه از نظر سنی. مثلن یک دوره‌مان این است که حدود سی چهل سال است دارد کار می‌کند. مثلن سی سال، سی و پنج سال. یک دوره‌مان حدود مثلن بیست و پنج سال است و یک دوره پانزده تا بیست سال است. یعنی سه دوره‌ی مختلف کاری داریم. از قبل از انقلاب خانم لاشایی، خانم سینایی. این‌ها دوره‌هایی هستند که از قبل از انقلاب چندین سال بود کار می‌کردند. خانم اصولی و خانم فرنود به همین صورت. یعنی از قبل از انقلاب ولی بعدتر از خانم لاشایی و خانم سینایی. نسل بعدی ما می‌شویم، من و آریا و خانم معصومه مظفری. دوره‌های کارمان. نه این‌که همسن باشیم ولی توی...

ای. ن.: از لحاظ تجربه...

کاویان: بله و تعداد سال‌هایی که کار کرده‌ایم.

ای. ن.: اشاره کردید به این که همه‌تان زن هستید. این تا چه اندازه مهم هست، هم برای موفقیت دنا، هم برای ارتباط درونی؟ یعنی این برای شما مهم هست که فقط زن‌ها باشند؟

کاویان: ببینید، این که حالا حساسیت داشته باشیم روی این‌که مثلن نمایشگاهی...

ای. ن.: چون در این برنامه‌ی لهستانی گفته شد که دنا اسم کوه است و...

کاویان: بله، از اول که ما گروه‌مان را شروع کردیم همه‌مان زن بودیم. یعنی با این هدف شروع شده است. یعنی من فکر می‌کنم بچه‌هایی که اول این فکر را کردند، فکر می‌کردند که مخصوصن قبل‌تر، که خیلی از برنامه‌ها شاید بیش‌تر آقایان دخالت داشتند یا کار می‌دادند یا با هم بودند یا صحبت‌شان بیش‌تر پیش می‌رفت. بچه‌ها هدف‌شان این بود که بگویند، نه. خانم‌های نقاش هم می‌توانند خوب کار کنند، نمایشگاه بگذارند، خوب کارهای‌شان را عرضه بکنند و با این هدف، و واقعن هم به این هدف رسیدیم. یعنی خوب توانستیم توی این چند سال نمایشگاه بگذاریم، مخصوصن یک مدت که ما پشت سر هم نمایشگاه‌های زیاد و خوبی خارج از ایران داشتیم، در کشورهای مختلفی پشت سر هم که اصلن اسم گروه ما خیلی سر زبان افتاده بود، به خاطر همین نمایشگاه‌هایی که دائم داشتیم، مثلن از ایتالیا می‌رفت هلند، از هلند می‌رفت بلژیک، از بلژیک می‌آمد آلمان. واقعن فکر می‌کنم به این هدفی که بچه‌ها اول فکر می‌کردند، راحت رسیده‌اند.
بعد هم در ادامه تشویقی برای خودمان هم بود، یک دلگرمی بود، اگر... خوب، هر کسی که حرفه‌ای نقاشی می‌کند نمی‌تواند اصلن نقاشی را کنار بگذارد. ولی این که نمایشگاهی داشته باشیم، انگیزه‌ای شد که با هدف بنشینیم کار بکنیم. برای من که واقعن خیلی مثبت بود.

ای. ن.: در تهران یک گالری مخصوص دارید؟

کاویان: من نه، آتلیه دارم، یک استودیو دارم.

ای. ن.: تنها؟

کاویان: تنها. هر کسی تنها دارد. بعضی توی خانه‌شان یک جایی را دارند، بعضی‌ها بیرون.

ای. ن.: یعنی به عنوان گروه دنا چیزی ندارید؟

کاویان: نه نه. جلسه داریم، صحبت می‌کنیم، قراری می‌گذاریم و پیش یکی می‌رویم. ولی جای خاصی که یک آتلیه‌ی مشخص برای گروه دنا بشود، نه.

ای. ن.: گروه دنا تنها گروه نقاش زن ایرانی هست؟

کاویان: گروه دنا تنها گروه نقاش زن ایرانی است که توانسته به صورت حرفه‌ای کار کند و ادامه بدهد. بعد از ما هم بودند افرادی که خواستند این کار را بکنند ولی... آن چیزی که من می‌دانم. من البته دقیق نمی‌گویم که نه، کار نکردند. آن چیزی که من می‌د‌انم و خود بچه‌ها می‌گویند، گروه دنا تنها گروهی است که توانست به صورت حرفه‌ای کار بکند و نمایشگاه‌هایش را ادامه بدهد و تداوم داشته باشد.

ای. ن.: این خیلی مهم است.

کاویان: بله، آن مهم است. چون گروه درست کردن اولش که خوب، هست. این‌که بتوانند با هم، کنار هم کار کنند و ادامه بدهند و همدیگر را حمایت بکنند آن خیلی مهم است.

ای. ن.: مناطق جدیدی را کشف کنند.

کاویان: بله، درست است.

ای. ن.: یک سؤال دیگر. آخرین سؤال که کمی فرق می‌کند، اما من واقعن به آن علاقه‌مندم. فرض کنید شما امکان داشتید نظر بدهید، نظر شما مهم بود در برنامه‌ریزی برنامه‌های مدارس. شما چه چیزی را در آن عوض می‌کردید که فکر می‌کنید از نظر شما خوب می‌بود عوض شود؟ چه چیزی را اضافه می‌کردید؟ در ایران البته.

کاویان: اتفاقن خودم یک سال... یعنی یکی از دوست‌هایم که در دبیرستان کار می‌کرد که رشته‌ی هنر و نقاشی بود به من پیشنهاد کار داد. من اتفاقن این تجربه را داشته‌ام. یعنی سال آخر قبل از دانشگاه به بچه‌ها درس می‌دادم. چیزی که به نظرم آمد و همین باعث شد که برایم مثلن سخت باشد که کار بکنم این بود که خیلی از خلاقیت بچه‌ها را می‌گرفتند. آن آموزشی که توی مدارس بود. یعنی فقط صرفن این بود که از روی مدل کپی بکنند. ولی این که چه جوری بتوانند... من نمی‌گویم که یاد گرفتن تکنیک ایرادی دارد ولی این که فقط بخواهند این کار را بکنند یعنی این‌که از همان اول یاد می‌دهند که چیزی که هست جلوی‌تان، همان را بکشید و خلاقیت را می‌گیرند از بچه‌ها! من اگر بودم کاری می‌کردم. در کلاس این کار را کردم، یعنی من گوش نمی‌دادم، اولش هم مدیر مدرسه یک مقدار می‌گفت چرا. من می‌گفتم این‌ها را بگیرید، ورق بزرگ بگیرید، گروهی کار کنید، راحت بگذارید، آن چیزی را که می‌خواهید بگذارید. در کنارش هم یاد می‌دادم مثلن طراحی چه شکلی دارد، اگر خواستید کار کنید با این تکنیک چه شکلی کار کنید یا قلم‌های‌تان را بگذارید. ولی این کار را هم می‌کردم. بعد خوشبختانه یک خانم آمده بود که بازرس بود و او سطحش بالاتر بود. کار کلاس مرا وقتی که دیده بود، پسندیده بود. گفته بود این است که فقط توانسته تغییری توی بچه‌ها بدهد. ولی من اگر بودم، روی این قضیه دوست داشتم تکیه بکنم.

ای. ن.: مرسی، خیلی ممنون.

کاویان: خواهش می‌کنم، مرسی از شما.

ای. ن.: از شما هم خواهش می‌کنم که اجازه بدهید در این سایت لهستانی اینترنتی یکی از نقاشی‌های‌تان را بگذاریم.

کاویان: بله. خواشحال می شوم.


پيوندهای مرتبط:
۱ ـ مصاحبه ایونا نویسکا با فریده لاشایی، یکی دیگر از اعضای گروه دنا:
http://www.khazzeh.com/archives/text/000753.php
۲ـ نمونه‌ای از کارهای اعضای گروه دنا:
http://www.iran.krakow.pl/dena.htm

نسخه‌ی قابل چاپ   13 مهر 1386    ||    ( گفت‌وگو )    ||    نظر خوانندگان ( 0 )    ||    بالای صفحه



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب