|
انتظار ظهور زنگها |
![]() |
شايد اين تقلای بیحوصله
که از ورای لحظههای صورتی
به بيرون میريزد
و جذب جريان
باغچه میشود
رويش نگاهی مرطوب
درحريم نيلوفر است
پاها را جمع میکنم
و در عبور روز
به انتظار ظهور زنگها مینشينم
آيا من جانب تجسم سیب خواهم بود؟
آیا باز هم اين زيبای تکرار
مرا با آبی آسمان قسمت خواهد کرد؟
شايد نبايد گفت
که آن شهر کوچک
دوباره دارد از من عبور میکند
و آن تقلای سبز
رابطهای است
در نوری واهی
برای لحظهی رسيدن
و يا شايد...
شايد ما همان ديروز
در هم تنيده بوديم
۲۲ اسفند ۱۳۸۶
||
( شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 1 )
||
بالای صفحه









نظر خوانندگان:
baa dorood .ta"aghol barangiz ast.
noroozetaan pirooz
JAARI BAASHID