مقالستان
جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
مقالستان

قعر تاریخ
گزارش تصویری خزه از گورستان تاریخی گوهرتپه

اصحاب خزه
info@khazzeh.com
آثار ديگری از اين نويسنده


در نزدیکی شهر ساری دو غار باستانی وجود دارد که حوالی آن‌ها، چون دیگر تپه‌های باستانی (مانند مارلیک)، از اشیای تاریخی و یادگارهایی از دوران کهن پر است. بقایای شهری بسیار کهن، به جای مانده از اواخر دوران مفرغ و عصر آهن، از ژرفای تاریخ، قدمتی که به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد...
در برآوردهای اولیه وسعت شهر را نزدیک به ۵۰ هکتار تخمین زده‌اند، که آثار باقی‌مانده از کوره‌های ذوب فلز و کوره‌های پخت در آن به چشم می‌خورد. گویا شهر در عصر آهن به گورستان تغییر یافته و اینک آن‌چه بیش از همه در آن موجود است، بازمانده‌های انسان است، اجسادی که بیش‌تر به صورت چمباتمه‌ای دفن شده‌اند، و چون دیگر اقوام روزگاران کهن با وسایل زندگی که شاید برای مرده بوده است در زندگانی دوباره‌ی پس از مرگ، وسایلی چون ظروف سفالی، دستبند، خنجر و حتا یک ساز دهنی که در کنار یکی از جسدها کشف شده است.
صورت‌های دیگری از تدفین نیز کشف شده است، یک تدفین خوابیده‌ی غیرتابوتی که زمان دفن آن نامعلوم است، حال آن که معتقدند تدفین‌های چمباتمه‌ای به عصر آهن مربوط‌اند. و نوع عجیب دیگری از تدفین که کمابیش به چشم می‌خورد، دفن‌کردن مرده به صورت جمع‌شده در خمره یا کوزه است، سنتی که گویا بیش‌تر برای کودکان مرده به کار می‌رفته است. هنوز ریشه‌ی اعتقاداتی که سبب‌ساز چنین تدفینی بوده‌اند، کشف نشده است. شاید برای ما تلخ‌کامان عصر پوچی، کوزه یادآور رحمی باشد که آرامش مرگ، به آن نزدیک است...


این گزارش را با عکس‌های اختصاصی خزه همراهی کنید، برای دیدن عکس‌ها در اندازه‌های بزرگ‌تر روی آن‌ها کلیک کنید.

* * *

... دیگر هرگز نوای موسیقی در این شهر شنیده نخواهد شد، و دیگر صدای آسیاب در آن به گوش نخواهد رسید. دیگر هیچ چراغی در آن روشن نخواهد شد و صدای شادی عروس و داماد در آن شنیده نخواهد شد...





آن‌گاه فرشته‌ای را دیدم که در آفتاب ایستاده بود و با صدای بلند به پرندگان می‌گفت: «بیایید و بر سر سفره‌ای که خداوند برای شما تدارک دیده است، جمع شوید. بیایید و بخورید از گوشت پادشاهان و فرمانداران و زورمندان؛ از گوشت اسب‌ها و سواران آن‌ها، و از گوشت تمام انسان‌ها، بزرگ و کوچک، برده و آزاد.»



آن‌گاه فرشته‌ای که بر دریا و خشکی ایستاده بود، دست راست خود را به سوی آسمان بلند کرد و به کسی که تا به ابد زنده است و آسمان و زمین و دریا را با تمام موجودات آن‌ها آفریده، سوگند خورد که دیگر تأخیری پیش نخواهد آمد...



دیدم که «ستاره‌ای» از آسمان بر زمین افتاد. به این ستاره کلید چاهی بی‌انتها را دادند، که چون در آن را گشود، دودی مانند دود کوره‌ای بزرگ به هوا برخاست که از آن آسمان و زمین تیره و تار شد. از میان دود ملخ‌هایی بیرون آمدند و سطح زمین را پوشاندند و به آن‌ها توانایی نیش‌زدنی چون عقرب اعطا شد...



آن‌گاه فرشته‌ی چهارم شیپور را نواخت. و ضربه‌ای به یک‌سوم ماه و خورشید و ستارگان وارد آمد که یک‌سوم آن‌ها تاریک شد... عقابی دیدم که در وسط آسمان پرواز می‌کند و به آواز بلند می‌گوید: «وای! وای! وای به حال اهالی زمین! اکنون آن سه فرشته‌ی دیگر نیز شیپور خود را به صدا درخواهند آورد.»



چون مهر پنجم را گشود، قربانگاهی ظاهر شد. زیر قربانگاه ارواح کسانی را دیدم که برای موعظه‌ی کلام خدا و شهادت راستین خود شهید شده بودند. ایشان با صدایی بلند به خداوند می‌گفتند: «ای خداوند پاک و حق! تا به کی بر ساکنان زمین داوری نمی‌کنی؟...»



از تخت صدایی بلند شنیدم که می‌گفت: «خوب نگاه کن! خانه‌ی خدا از این پس در میان انسان‌ها خواهد بود. از این پس خدا با ایشان زندگی خواهد کرد و ایشان خلق‌های خدا خواهند شد. آری، خود خدا با ایشان خواهد بود. خدا تمام اشک‌ها را از چشم‌های ایشان پاک خواهد کرد. دیگر نه مرگی خواهد بود و نه غمی، نه ناله‌ای و نه دردی...»




پی‌نوشت:
متن‌های میان تصاویر از «مکاشفات یوحنا» انتخاب شده‌اند.

نسخه‌ی قابل چاپ   28 اسفند 1386    ||    ( مقالستان )    ||    نظر خوانندگان ( 6 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


سروش رهگذر  [www|@] :   (چهارشنبه، 29 اسفند 1386، ساعت 15:29)

زیبا بود و قابل تامل...
متشکرم/


می دانی که کیستم  [www|@] :   (پنجشنبه، 1 فروردین 1387، ساعت 02:15)

گریستم


جوادي  [www|@] :   (شنبه، 17 فروردین 1387، ساعت 21:22)

عکس هاي پنجم وهفتم واژگون چاپ شده است!


نامشخص  [www|@] :   (شنبه، 17 فروردین 1387، ساعت 21:44)

فکر می‌کنيد مکاشفات يوحنا اطلاعات خوبی درباره‌ی اين سايت و اکتشافات داخل آن می‌دهد؟ يا اصلا اطلاع‌رسانی بريتان اهميتی ندارد؟


mahshid  [www|@ ] :   (یکشنبه، 18 فروردین 1387، ساعت 08:59)

با سلام
من احتیاج دارو در مورد سازدهنی که نوشته اید در کنار یکی از ااجساد پیدا شده اطلاعاتی داشته باشم. می توانید راهنمایی کند از چه طریقی می توانم این اطلاعات را به دست آورم.
با سپاس


صالح تسبیحی  [www|@] :   (یکشنبه، 18 فروردین 1387، ساعت 16:40)

دوست عزیز
برای اطلاعات بیشتر باید به محل سایت باستان شناسی مراجعه فرمایید.
ضمنن ما یک پایگاه ادبی هنری هستیم که جنبه ی اطلاع رسانی امور(هرچند امری بسیار مهم است) در اولویت کاریمان نیست.





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب