جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

قهوه‌های فرانسه

حسنا صدقی
hosna_sedghi@yahoo.com
آثار ديگری از اين نويسنده


رد پایت روی برف‌ها جا مانده
نفس‌های گرمت در سینه‌ی من
از گرمای تیرماه تنت
تا سرمای دی‌ماه خداحافظی
این شب‌ها بر مدار دلتنگی تو مهتابی‌ست.

خط سیاهی بر چشمانم می‌کشم
خط سفیدی بر لب‌های تو!

دیگر قدم‌هایم از حوصله‌ی راه خارج است.
بوی قهوه‌ی آخر در گلویم می‌پیچد
پاریس با تمام کوچه‌هایش در من گم می‌شود
تمام کافه‌ها بوی قهوه‌ی فرانسه می‌دهد
تمام شهر بوی ادکلن Dior

این شب‌ها بر مدار دلتنگی تو مهتابی‌ست
شعری که با بوی قهوه‌ی فرانسه بیامیزد
پایانی بهتر از این نخواهد داشت.





پی‌نوشت خزه: تصویر داخل متن اثری است از Matiss

نسخه‌ی قابل چاپ   ۲۱ اردی‌بهشت ۱۳۸۷    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 5 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


mahsa  [www|@] :   (چهارشنبه، ۲۵ اردی‌بهشت ۱۳۸۷، ساعت ۶:۵۵ بعدازظهر)

hesamo bar angikht va del negaran raham kard
be man sar bezanid
13611613(blogfa.com)


  [www|@] :   (پنج‌شنبه، ۲۶ اردی‌بهشت ۱۳۸۷، ساعت ۶:۳۶ بعدازظهر)

کمی میان قهوه و راه بنشین
کمی میان فاصله و دلتنگی
اینجا قدمهای حوصله
بر مدار هیچ
می چرخد

دلتنگ نشو دختر
تلخ
-گلوی بریده ی پرواز -
را
سر میز بگذار
ما از هجوم دوباره ی دیروز می آئیم


امروز
آب نام تو را می داند.


سارا  [www|@] :   (سه‌شنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۰۶ بعدازظهر)

حسنا جان اومدم تیکه های زیباترشو جدا کنم اینجا بذارم دیدم نمیشه همش زیباست!
دوست داشتم این کارتو،هرچنددلم واقعا گرفت.
موفق باشی نازنینم


jahan beigi  [www|@] :   (دوشنبه، ۱۰ تير ۱۳۸۷، ساعت ۳:۵۲ بعدازظهر)

شاید این اظهار نظرم بوی نا بدهد. امّا عمیقاً باور دارم که در این عصر واماندگی شعر و عسرت شاعران، فقط با شاهکار می توان «راهی به دهی» یافت. وقتی حس می کنیم که دوران نظریه پردازی گذشته و باید آستین ها را بالا زد و کار کرد، چرا در شعرمان بیشتر از آن که شاعر باشیم، نظریه پرداز می شویم. من به شدّت احساس می کنم که در آثار شاعران، نیازمند قدرت نمایی شان هستم. شما هم آستین بالا بزنید. اگر یک خواننده، فقط یک خواننده، شعر شما را در حافظه یادداشت کند، کارتان کارستان خواهد شد.


  [www|@] :   (يک‌شنبه، ۱۶ تير ۱۳۸۷، ساعت ۶:۱۰ بعدازظهر)

یه بچه بالا شهری خوب میتونه با این شعر هم احسای کنه اما باید دید توی بلوچستان اونجاهایی که حتی آب سالم برای نوشیدن پیدا نمیشه یا حتی توی همین اوین خودمون اگر این اثر {به حق پر از احساس} رو بخونن چی فکر میکنن؟


















لطفن عدد داخل مستطیل را وارد کنید:   

   


اندوه جنوبی
خانه به سيلاب