جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

تجزیه‌ی ناممکن
مقدمه‌ای بر عرفان نظری و عملی

طاهر پاک‌روان
آثار ديگری از اين نويسنده


توضیح: این مقاله، نخستین مقاله از سلسله‌ی مقالاتی است که به عرفان نظری و عملی می‌پردازند. نویسنده از دوستان خزه است و کسانی که با این مباحث آشنایند، خود می‌دانند که عرفان و ادبیات در زبان پارسی در هم تنیده‌اند. شاید این توجیهی برای انتشار این مقالات در خزه باشد، هر چند که سخن نیک برای انتشار توجیه نمی‌خواهد!
ـ خزه

* * *

عنایت به متون کهن آیین‌های شرقی نشان می‌دهد و سلوک عمل عارفان در تمام دوران نیز بر این نکته تأکید می‌کند که عناصر عرفان به هیچ وجه قابل تفکیک از هم نیستند. برای مثال در آیین‌های هندی سه «خداواره» وجود دارد به نام‌های «شیوا، ویشنو، راما (یا برهما)» که در هر نقطه از جغرافیای هند، یکی از این نمادها مورد پرستش و ستایش قرار می‌گیرد.

اما نوع آیین‌هایی که رهروان هر فرقه به جا می‌آورند به مرور در تاریخ ادیان هندی ایجاد داستان، شعر (سوترا) و حماسه کرده است، این عمل‌کنندگان به آیین هند هستند که آن نماد را شکل می‌دهند. آن‌ها هستند که جنبه‌ی نظری و تئوری‌های پرستش را تعیین می‌کنند و با تغییر آن‌ها در طول تاریخ و تغییر سلوک عملی‌شان قهر و رحمت خداواره نیز تغییر می‌کند. شرایط جوی، آب و هوایی، حمله‌ی قبایل دیگر، ترس‌ها، شادی‌ها، دانایی‌ها و حتا مدرنیسم در میراث باستانی عرفان هند رخنه می‌کند و تأثیر می‌گذارد.

مراقبه، زهد و گوشه‌نشینی هر چند نام و نشان عرفان عملی را دارند اما متکی بر جهان‌بینی نظری مشخصی هستند که آن کارها را در آن قالب توجیه می‌کند.

این اعمال را رابطه‌ی مستقیم آدمی با معنویت و دریافت اشارات و کنایات عالم معنا جز با تمرکز و مراقبه‌ی درونی امکان‌پذیر نیست. اما این، همان جهان‌بینی کاشفانه است که توجه صوفی را به معنا جلب می‌کند. طبیعت همان طبیعت است، سنگ و چوب و خاک را چشم بینا، مظهر می‌بیند. تن جهان، متن هستی می‌بیند. این بازآمده از آن هستی‌شناسی عارفانه است.

برای باز شدن چشم پیشانی، چشم سوم، برای دریافت کنایات و اشارات، باید مراقبه کرد. مراقبه؛ تکرار دائم اذکار و پرورش روح لطیف و سرکوب نفس ماده‌طلب. و این تکرار فرض تکرار واژه‌های «الله» آدم مراقبه‌گر را کم‌کم تحلیل می‌برد در کلمه. و خود الله می‌شود. اذکار تبتی و اوراد مکرر هندی نیز همه از همین گونه‌اند. سرانجام باید گفت که عامل به عرفان عملی لزومن در خودآگاه خود واجب نیست بداند چرا قائل به اعمال خود است. جهان‌بینی عرفان نظری چون رنگ و بوی دینی دارد، در ناخودآگاه هر چه به عمل نزدیک می‌شود از جدل و بحث نظری ظاهرن دور می‌شود.

این تفصیل و تفاصل است که در نهایت نشان می‌دهد به هیچ عنوان در توان هیچ‌کس نیست که آن‌ها را از هم جدا کند یا تعریفی مشخص، روشن و کتبی ارائه دهد.
شاید باید گفت باید زیست و لمسش کرد و شناخت.

نسخه‌ی قابل چاپ   16 خرداد 1387    ||    ( انديشه )    ||    نظر خوانندگان ( 1 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


نامشخص  [www|@] :   (شنبه، 1 تیر 1387، ساعت 06:57)

آیین هند!! چطور آیینی است آقای نویسنده؟
نوشته ی شما به سینی حلوا شبیه بود برادر من. یک انگشت زدم رسیدم به آخرش.
"جهان‌بینی عرفان نظری چون رنگ و بوی دینی دارد، در ناخودآگاه هر چه به عمل نزدیک می‌شود از جدل و بحث نظری ظاهرن دور می‌شود."
استدلال این جمله ی شما با مداقه ی زیاد مکشوف حقیر نشد. اولا که عرفان ظاهری و باطنی اش بدیهی است که نه تنها رنگ و بوی دین دارد بل که درست از دل دین بیرون آمده است.پس این صفت باطنی عرفان است نه محل ظهور استدلال.

دوم: خوابم می آید.





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب