جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

دو شعر از احمد زاهدی

احمد زاهدی
ahmadzahedi@gmail.com
آثار ديگری از اين نويسنده


« ۱ »

پچ‌پچه‌يی ناميرا
و نگاه‌هايی پر ترديد
ـ تا مرگ درخت
به‌پای عشقه نبينم ـ
گم می‌شوم.

« ۲ »

درخت
بود.
بی باران هم
     بار می‌داد
           و داد


پی‌نوشت:
تصویر داخل متن، اثری است از Henri Matisse، نقاش فرانسوی.

نسخه‌ی قابل چاپ   2 تیر 1387    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 5 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


شاهپور  [www|@] :   (چهارشنبه، 5 تیر 1387، ساعت 05:14)

تصویر خاصی ندیدم. احساس خاصی هم نداشتم. نکند شعری نخوانده باشم؟
زبانش را فهم نکردم. عشقه را می دانستم به پر و پاچه ی درخت می پیچد اما سر و ته مصرع یا بیت یا جمله به هم نیامدند تا ببینم چی به چی است؟

راستی یک چیزی: می گ.یند یک بار ابایزید بسطامی را شبی مادرش خواست تا در ببندد. تا به سحر بر پای ایستاد همچین. سحر شد و مادر پرسید : به! ابایزید! چه می کنی؟ گفت: ای ننه! نمی دانستم که گفتی لنگه ی چپ در را ببندم یا لنگه ی راست آن را؟

کاری نداریم که فردین هم هزار سال دیگر با این تذکره الاولیا نویسی قدما با عارفین محشور خواهد شد یا نه. فقط همین را داشته باشید که عجالتا اگر ابایزید بر حسب حساب احتمالات پنجاه پنجاه یک لنگه ی در را بسته بود چه حالی به مادر پیرش می داد. باور نمی کنید صبح تا حالا اعصابم خورد است که چرا همچین کرده!


صالح  [www|@] :   (چهارشنبه، 5 تیر 1387، ساعت 12:36)

همه به جا، برادر، آن قصه از بایزید نیست ، از اویس قرنی است...


احمد زاهدي  [ www|@ ] :   (دوشنبه، 10 تیر 1387، ساعت 22:08)

شاهپور عزيز ممنون از اظهار نظرت، اما گمانم نظرت از جاي ديگري آب مي‌خورد، چون بلكل دري وري‌ست. :)


حمید رضا  [www|@] :   (جمعه، 11 مرداد 1387، ساعت 13:24)

مشابه این شعرها را صدها بار دیده ایم نه حرف تازه ای و نه اتفاقی و.... حیف


نامشخص  [www|@] :   (پنجشنبه، 13 فروردین 1388، ساعت 08:51)

آقایانی که سردی‌ی مزاج دارند به‌تر است از موش دارو استفاده کنند که هم مزاج‌شان را گرم کند هم معرف حضور خلق‌الناس گردند که از کدام تاریک‌خانه تغذیه می‌شوند! در ضمن لطفآ دست ننه‌شان درد نکند!! با این درک صحیح از شعر شاعر محترم.
جناب زاهدی عزیز کار دوم‌تان را دوست می‌داشتم . بسیار قاطع و کامل است . پاینده باشید.





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب