|
حرفهای |
سارا محمدی
|
![]() |
اذیتم نکن
تیرم خطا نمیرود
به انگشتهای کشیدهام
پلیس مشکوک نمیشود
![]() |
آرام مدادم را پشت گوش میگذارم
زیر لب آواز میخوانم
چه کسی میفهمد
زنی
در شعری بیوزن
تو را
از پا در آورده
پینوشت:
تصویر داخل متن، اثری است از Francis Bacon، نقاش ایرلندی (۱۹۹۲-۱۹۰۹).
18 شهریور 1387
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 4 )
||
بالای صفحه











نظر خوانندگان:
تازهگی در رادیو زمانه در بارهی شعرهای سارا محمدی مطلبی خواندم. البته ناکامل، به تعبیری تورقی کردم و بندهایی را خواندم. هر چه بود، نظرم جلب شد که بعدا به کارهای او بیشتر اعتنا کنم. حالا هم این شعر کوتاه را میبینم که در نوع خود منسجم است و غافلگیری آن هم چنان است که بعد از خواندناش هم اجازه میدهد دروازهیی رو به تخیل در ذهنات باز باشد: آن انگشتهای بلندی که پلیس بهشان مشکوک نمیشود، ماشهی تفنگی را نچکاندهاند، بلکه شاید قلمی در دست داشتهاند، یا حتا امروزیتر بر دکمههای صفحه کلید نواختهاند ...
سلام.نقد نمينويسم.فقط يكي از داستانهاي كوتاهمو برات فرستادم.
بايد مي دانستم.ديشب از ترس شماره ي گاوصندوقم را فراموش كرده و دزد ماشه را چكانده بود.
شاید در اون حد واندازه نباشم ویه چند ماهی هم دیر اومده باشم ولی شاید یه وقتی این کامنتو دیدی :\
در عین تصویر سازی موفق وخلاصه گویی تمرین شده ای که بنظر خوب اجرا شده ولی" اذیتم نکن تیرم خطا نمیرود " بدون اذیتم نکن فکر نکنم اثر ضربه ای می خورد !!شاید در عین خلاصه گوی , تصویر کلی تری ایجاد میشد
از من کمترین .
به نام حق
سلام
شعرت را خواندم و از آنجا که من هنوز اجنبی خویشتنم را سر نبریده ام بسی مغرورم و با این غرور زیبا که خودم را در اوج می ÷ندارم شعر شما را نقد کردم اما از بخت بدی که گاهی گریبان مرا می گیردنتوانستم واپه هایم را روی کاغذ مجازی بیاورم...پ
در کل شعر خوبی بود اما باید باور کرد با ایجاز واژه هانمی شود همیشه شعرهای زیبا خلق کرد گاهی باید انقدر توضیح داد که خواننده از خواندن به ستوه بیاید البته اکثر شعرهای شما را که در این سایت موجود است خوانده ام ولی شعرهای شما ÷ر از تعبیرهخای نا آشناست هر چند که جنس واپه هاتان را دوست دارم به هر حال امیدوارم همیشه موفق باشید
دوستدار شما
م...
به امید دیدار.