|
تشریحگر |
مجتبا کولیوند
|
![]() |
شاعر: یانیس کوندوس (Jannis Kondos)، شاعر یونانی
مترجم: مجتبا کولیوند
«من از مرگ نمیترسم.»
این را قصاب به من گفت.
ـ در حالی که میبُرید،
قطعه قطعه میکرد و میآویخت.
*
«من در آسمان نخواهم ماند،
در این پایین، برای همیشه زندگی خواهم کرد.»
او به من زل زد
و دستانِ خونینش را
با سفیدی پیشبند پاک کرد.
*
«خانهام نزدیک دریاچه است.
و تمام شب، مارماهی و مهتاب میگیرم.»
با چاقو زخمی را خط کشید
ـ به اندازهی یک سکوت ـ
و شکم بره را خالی کرد.
*
«و ظهر، وقتی که میبارد،
همان منظره را نقاشی میکنم.»
او جگر را از دل و روده جدا کرد.
*
«شعر هم میخوانم.
یک بار حتا اشعار هولدرلین را خواندم.»
قلبی از روی پیشخوان لغزید و فرو افتاد.
او خم شد،
قلب را برداشت
و کنار دیگر قلبها آویخت.
* * *
5 آبان 1387
||
(
شعر ترجمه
)
||
نظر خوانندگان ( 4 )
||
بالای صفحه











نظر خوانندگان:
شعر قشنگی است. کاش اصل یونانی آن را هم می گذاشتید تا بتوانیم مقابله کنیم. با تشکر.
CHERA KHAZZE GHOFL KARDE O BE ROOZ NEMISHE?!!!
ببينم! بخشهاي داخل پرانتز خودش يك شعر كامل از شاعري ديگر است؟
شعر خوبی است . ولی ترجمه بدی دارید . شما اصلا شعر فارسی می خونید ؟ اونا که شعر نمی خونن بیشتر مثل داستان ترجمه می کنن . این سبک رسمی به این شعر نمی خوره . حداقل تو یکی دیگه ملا لغتی ترجمه نکن . موفق باشی