جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

سه شعر از علی صالحی بافقی

علی صالحی بافقی
a-salehi@pasargadoil.com
آثار ديگری از اين نويسنده


« اتفاق »

اتفاق‌ها، همیشه بزرگ نمی‌افتند.
به وسعتِ میلاد و مرگ نیستند همواره.
به بی‌کرانیِ طلوع و غروب هم نیستند
که باید
روبه‌رویِ آفتاب
خیره ایستاده باشی
تا سایه‌ی بلندِ اتفاق
از سرت بگذرد.
گاهی،
اتفاق،
مثل برگی به بوسه‌ی نسیمی می‌افتد
و فریاد خِش‌خشِ خُرد شدنش
پژواکی درونی است
که جهان را نمی‌پریشاند
امّا
از قلب تا گلو را می‌خراشد.




« فرقی نمی‌کند... »

آن‌که سقوط می‌کند را (مثلاً برگ)
اگر بگیری، پیش از خُرد شدن (فرض کنید زیر قدم‌های عاشقان)
مرگ نخواهد بود (البته از ایهامِ بهار، نمی‌گویم)
که رخ می‌دهد هر آن (با خش‌خشِ گوش‌خراشَش)
فریادِ جاودانگی تواند بود (شاید میانِ برگ‌هایِ کتابِ شعری)
...
جایِ برگ در سطرهای بالا
نامِ کوچک مرا نیز
اگر بگذاری
فرقی نمی‌کند...




« قرینه »

تو بُرده بودی
قلبی را که من باخته بودم...
مغلوبِ کوچکی نبوده‌ام من،
تو هم فاتح بزرگی

نسخه‌ی قابل چاپ   27 آبان 1387    ||    ( شعر فارسی )    ||    نظر خوانندگان ( 2 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


iman  [www|@] :   (شنبه، 2 آذر 1387، ساعت 11:15)

kheyli ziba'n.makhsusan 2taye akhari.ba arezuye moafaghiat bara shaeresh.


نریمان  [ www|@] :   (پنجشنبه، 5 شهریور 1388، ساعت 17:17)

جاودانگی در شعر امروز هرچند اصرار در چگونه گفتن دارد اما هنوز چه گفتن اهمیت دار ترین خصوصیت شعر امروز ایران است نمی دانم کدام خصوصیت مرا مجاب کرده که لذت ببرم...ام بردم





زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب