|
دايره |
سمیرا برادری
|
![]() |
ميان بوسهای آرام و
خدايی دور
ممنوعه و
شيرين
دايره شديم و
ماهی مرد
دريغ از چشم
سرانجام
شيشه میشوی
بر رگهايم
19 دی 1387
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 2 )
||
بالای صفحه










نظر خوانندگان:
ميان بوسه نزديك و خدايي دور
خدايي ممنوعه خدايي داير به دايره.
ايكاش ميان اين همه چيز چيزهايي بود.
سلام سمیرای عزیز!من سمی هستم و خوشحالم که اینجا آثارتو میخونم و میبینم !اگه خودتی و درست حدس زدم با اون عکس سیاه و نامفهومت! بهم ایمیل بزن !با اینکه خیلی بیمعرفتی اما خوب من خیلی بامعرفتم میدونی که! تکیه کلامت زنیکه بود دیگه؟