|
چهار شعر از نورالله وثوق |
نورالله وثوق
|
![]() |
« صورت خمپارهای »
تمام صورتش خمپارهای بود
دلش تا ناکجا آوارهای بود
به خون آغشته دیدم کودکش را
اگر چه روی او مهوارهای بود
« خط باور »
ز بس رایانهها را سر کشیدم
به رای خود خط باور کشیدم
پیامکهای خونین را چو دیدم
به روی دیدهام خنجر کشیدم
« تماشاچی »
میانتان یکی درد آشنا نیست؟
دل خونین ما را همنوا نیست؟
تماشاچی درد ما جهانی است
نمیبینی که اینجا جای پا نیست؟
« کیفیت تصویر »
چه جویی رنج بیتقصیر ما را
صدای درد عالمگیر ما را
دمی در خرمن سیمای آتش
ببین کیفیت تصویر ما را
کابل ـ ژانویهی ۲۰۰۹
14 بهمن 1387
||
(
شعر فارسی
)
||
نظر خوانندگان ( 1 )
||
بالای صفحه










نظر خوانندگان:
دست مریزاد و ایول. خیلی عالی بودند