جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « شعر ترجمه » در خزه:



شنبه در کنار آبراه
آرش رادمنش  (۱۰ اردی‌بهشت ۱۳۸۷)

(شعری از گری سوتو، شاعر معاصر آمریکايی)
امیدوار بودم هفده‌سالگی خوشی داشته باشم/ مدرسه ضربدری پررنگ بود در دفتر حضور و غیاب،/ بعدازظهر یک شیپور چندشی هی می‌نواخت چون تیم ما/ می‌خواست برنده شود آن شب. معلم‌ها به آب و آتش می‌زدند/ برای سر درآوردن از کار ما. راهرو پر بود از/ بوی بنجل‌ها و موهای نشسته. پس، دوستم و من/ نشسته به آب نگاه می‌کردیم شنبه، هیچ‌کدام خیلی حرف نمی‌زدیم...


شعرهايی از هالینا پوشویاتووسکا
ایونا نویسکا  (۲۴ خرداد ۱۳۸۶)

(اگر می‌خواهی ترکم کنی، و این پروانه که عادت داشت، ازلی‌اند این واژه‌ها، از روزی که آشنا شدیم، شعله، سقراط که زهر می‌نوشید)
شعله/ کامل زندگی می‌کند اما کوتاه/ و در طی عمر/ عمری که بیش‌تر از/ لحظه‌ای نورانی/ طول نمی‌کشد/ در یک دم/ هزاران هزار جلد را می‌بلعد/ و با فرهیخته‌ترین ذهن‌ها یکی می‌شود/ کمیت و کیفیت برایش مهم نیست/ (مثلن کتابخانه‌ی اسکندریه را/ کم‌تر از یک روز/ کاملن سوزاند...


شعرهايی از ماریا پاولیکوفسکا ـ یاسنوژفسکا
ایونا نویسکا  (۹ فروردين ۱۳۸۶)

ماریا پاولیکوفسکا ـ یاسنوژفسکا، شاعر زن لهستانی (1891-1945)
(انتحار بلوط‌بن، عشق، برگ‌ها)
دیگر ماهی‌ست که تو را ندیده‌ام/ و رنگ پریده‌ترم، تنها/ و شاید، خواب‌آلوده‌تر و خاموش‌تر/ گویی به هوا نیز می‌توان زیست.


شعری از هالینا پوشویاتووسکا
ایونا نویسکا  (۲۶ اسفند ۱۳۸۵)

هالینا پوشویاتووسکا (1935-1967) «فروغ فرخزاد لهستان»
فریاد می‌زنم/ هرگاه که می‌خواهم زنده باشم/ آن‌گاه که زندگی ترک می‌گویدم/ به آن می‌چسبم/ می‌گویم زندگی/ زود است رفتن/ دست گرمش در دستم/ لبم کنار گوشش/ نجوا می‌کنم...


شعرهايی از ویسلاوا شیمبورسکا
ایونا نویسکا  (۱۱ اسفند ۱۳۸۵)

شعرهايی از ویسلاوا شیمبورسکا، شاعر زن لهستانی، برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۶
(شعرهای: زندگی فی‌البداهه، واژک‌ها، شب شعر، در کثرت، همه چیز عاریه‌ای است، بچه‌های عصر خود، انحطاط قرن، پوشاک، مکّاره‌ی معجزات، می‌تواند بی عنوان باشد)
... همان‌ام که هستم/ نافهمیدنی/ مثل هر اتفاق/ کافی بود/ نیاکان دیگری داشته باشم/ تا از لانه‌ی دیگری برخیزم/ تا زیر بوته‌ی دیگری/ از تخم درآیم/ در جُبّه‌خانه‌ی طبیعت/ تن‌پوش‌های زیادی‌ست/ تن‌پوش عنکبوت، مرغ دریایی، خوش صحرایی/ هر کدام درست اندازه است و راحت/ تا زمانی که پاره شود/ من هم فرصت انتخاب نداشتم/ اما شکایتی ندارم/ می‌توانستم چیزی کم‌تر باشم/ از راسته‌ی ماهیان، موران، انبوه وزوزکنان/ پاره‌های منظری که باد این سو و آن سو می‌کشدش/ کسی ناخوشبخت‌تر...


راهی که طی نشده است
کامبيز منوچهريان  (۵ اسفند ۱۳۸۵)

(سه ترجمه از شعری از «رابرت فراست» به سه روايت مختلف)
روايت اول: / دو ره در جنگل زردی ز يکديگر جدا گشتند / و صد افسوس / من قادر نبودم طی کنم آن هر دو را با هم / و من يک رهگذر بودم / مسافر / خسته و تنها / که بر جا ايستادم باز ساعت‌ها / نگه کردم / به راهی از دوراه سبز پابرجا / و تا جايی که می‌شد
ديدمش آری / که پنهان شد ميان سبزه‌ها...


هماورد
صادق عسکری  (۱۶ دی ۱۳۸۵)

(ترجمه‌ی شعری از سیلویا پلات)
براساس یادداشت‌ها و اظهارنظرهای منتقدان آثار پلات؛ او شعرِ (هماورد) را در توصیفِ مادرِ خود ـ آرلیا شروبر ـ سروده است. پلات مادرش را در این شعر به ماهی‌ای زیبا اما عصیانگر تشبیه کرده است (شاید تا حدودی به مرگ اشاره داشته باشد) که مدام از تصمیمات و نظرات دخترش ناراضی و با آن‌ها مخالف است...


چون مرگ را در آغوش نتوانستم گرفت
صادق عسکری  (۳ مرداد ۱۳۸۵)

(ترجمه‌ی شعری از امیلی دیکنسون)
چون مرگ را در آغوش نتوانستم گرفت، / او مهربانانه خود به پیشوازم آمد؛ / مسافرانِ ارابه‌ی مرگ / تنها ما بودیم / و ابدیت. / آهسته به‌پیش می‌راندیم؛ / شتابی در کارش نبود. / و من / به حرمتِ مرگ / از همه‌چیز (رنج‌ها و لذت‌ها)، / گذشته بودم...


آلبوم
صادق عسکری  (۱۳ اردی‌بهشت ۱۳۸۵)

سی. دِی لوئیز (۱۹۷۲- ١٩۰۴)، نویسنده، منتقد و ملک‌الشعرا‌‌ی ایرلندی و تحصیل‌کرده‌ی دانشگاه آکسفورد است. اولین مجموعه‌ی اشعارش «از پر تا فولاد» نام داشت و پس از آن مجموعه‌های دیگری با نام‌های «کوهستان سحرآمیز» و «زمان رقص» را سرود که در آن‌ها تضاد میان سیاست‌های مارکسیم و ایده‌آل‌گرایی رمانتیک را به چالش می‌کشاند. از مهم‌ترین کارهای او می‌توان به ترجمه‌ی آثار ویرژیل و اهتمام در گسترش رمان پلیسی در انگلستان اشاره کرد. شعر آلبوم اولین اثر از اوست که به فارسی ترجمه شده است و مترجم قصد دارد در آینده مجموعه‌ای کامل از آثار او را ترجمه نماید.


با زبان «قدس»
ابراهيم احمد  (۵ آذر ۱۳۸۳)

شعری از محمود درويش، شاعر معروف عرب
به خاطر مرگ شهادت‌واره‌ی چريک پير فلسطين، ابوعمار که همان ياسر عرفات باشد...


سه شعر از «ميروسلاو هولوب»
حمزه موسوی‌پور  (۲۷ تير ۱۳۸۳)

(چنگ، افسانه‌ی پريان، باران در شب)
با دندان‌هايي چون موش / باران خرد خرد سنگ را مي‌جود. / جلوه‌ي درختان در ميان شهر / چونان پيامبران است. / شايد هق‌هق گريستن ِ / عفريته‌هاي هولناک تاريکي است...


دو شعر از «ميروسلاو هولوب»
حمزه موسوی‌پور  (۱۷ خرداد ۱۳۸۳)

(حقيقت واقع، آسيب‌شناسی)
کرم‌هاي کوچک درد هنوز مي‌لوليدند / در هواي روشن، / لرزش فرو خوابيده بود / و چيزي در وجود ما به کرنش آمد / در برابر / تخت عمل...


بريده‌ای از شعر بلند «عاشقی از فلسطين»
ابراهيم احمد  (۶ فروردين ۱۳۸۳)

شعری از محمود درويش
چشم‌های تو خاری است بر دل / که خراشنده است و چاک می‌دهد / اما من عبادت می‌کنم چشم‌هايت را / و در برابر باد، سپر آن‌ها می‌شوم / شباهنگام که دردمندم...


زن عاشق سواره بر توسن توفان
ابراهيم احمد  (۵ دی ۱۳۸۲)

شعری از غادة السمّان
با مورچه ها دوست خواهم شد / تا ياد بگيرم در سكوت و پنهاني / چون مورچگان، به سوي تو بيايم / و بي ذره اي هراس / رازهايم را در گوش تو بسرايم...


رنگ های زعفرانی پاييز (گل حسرت)*
حمزه موسوی‌پور  (۵ آبان ۱۳۸۲)

شعری از گيوم آپولينر
چمن زار زهر آگين در پاييز قشنگ است / گاوهايی که آن جا می چرند / به آرامی مسموم می شوند. / زعفران چمن زار، رنگ ياس بنفش و سايه ها / در آنجا در زير چشم ها می رويند...


نامزدی
حمزه موسوی‌پور  (۵ آبان ۱۳۸۲)

شعری از گيوم آپولينر
بهار، عاشقان پيمان‌شکن را به پريشانی می‌خواند / و پرهای آبی را مجال می دهد که زمانی دراز در پيچ و تاب باشند / لرزان در کنار درختان سرو، جايی که اشيان پرندگان آبی است...


شعر فولکلور مکزيک
فرهاد آذرين  (۵ شهريور ۱۳۸۲)

کبوتر سياه / خسته ام از گريستن و هنوز از آفتاب نشانی نيست / ديگر نمی دانم که نفرينت کنم يا دعا / می ترسم که جستجويت کنم و می ترسم آنجا بيابمت که...



پرشین کارتون
اندوه جنوبی
خانه به سيلاب